دست هایت کجا هستند ؟
دستهایت که مثل خبر بیداری از روی پوستم می گذشتند . دست هایت که وقتی می گرفتمشان ، از وحشت سرنگون بودن میان زمین و آسمان ، خالی می شدم .
- از میان نامههای فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
[ يا فرحةَ يعقوب بيوسف ؛ مُرِّي بنا ! ]
ای شادمانیِ یعقوب ز بازگشت یوسف ؛
سری هم به ما بزن .
یادم می آید که پائولا مرا از نور می آکند و من هم صخره او بودم و تکیه گاهی که مدت ها در جستجویش بود و هردو ما آن قدر خوش اقبال بودیم که همدیگر را پیدا کنیم .
- اروین د . یالوم
سلام بر او ! که گمان میکردیم پایانی است بر دلتنگیها ، ولی شروعی شد بر یک دلتنگی بی پایان .
- مهدی فیض
باید همیشه به جزئیات دقت کرد .
جزئیات اهمیتی ابدی دارند چرا که تنها در صورت فهم آن هاست که می توان با کلیات و سر آخر با جهان هماهنگ شد .
- عطیه عطار زاده
دست ها را روی روشویی می گذارم و به جلو خم می شوم و سر را روی آینه می گذارم . دلم می خواهد گریه کنم اما اگر هم بکنم ، کسی به نجات من نمی آید . هیچ کس !
- هاروکی موراکامی