آبـےعزیزمن ؛
من و مقام رضا بعد از اين و شکر رقيب که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت !
غم کهن به مِی سالخورده دفع کنيد !
که تخم خوشدلی اين است ؛ پير دهقان گفت .
چشمانش از جنس مهربانی و نقره بودند . چیزی شبیه نقره ی نرم و ذوب شده . لیزل با دیدن این چشم ها متوجه شد که هانس هوبرمن چقدر با ارزش است .
کتاب دزد - مارکوس زوساک
مجموعه نوشته های بیمار ها و نوشته های بدون نویسنده رو کپی نکنید ممبرز عزیزم .
جالب نیست .
برای همه ی مردم همینطور است ؛
باهم ازدواج می کنند . باز هم کمی همدیگر را دوست دارند و کار می کنند . .
آنقدر کار میکنند که دوست داشتن را فراموش کنند !
- آلبر کامو
وقتی آدم تنها می شود تمامی غم دنیا در وجودش خیمه می زند . احساس می کند آنقدر از دیگران دور شده که دیگر هیچ وقت نمی تواند به آنها نزدیک شود !
میبیند میان این همه آدم حسابی تنهاست . یعنی هیچ کس را ندارد . .