تو اسممو میدونی نه داستانمو ، تو لبخندمو میبینی نه دردمو ، تو متوجه چیزایی که رها می کنم میشی نه زخمام ، میتونی حرفامو بخونی نه ذهنمو ، پس راجبم نه نظر بده و نه قضاوتم کن چون تو فقط قسمتی از من رو میبینی که خودم خواستم بهت نشون بدم.
جهنم که الزاما آتش نیست!
بعضی آدم ها؛
جهنمِ آدم هایِ دیگرند!!
با حرف هایی که می زنند..
قضاوت هایی که می کنند..
و خونِ دل هایی،
که به خوردِ دیگران می دهند!
بعضی آدم ها انصافا از آتش هم
بدتر می سوزانند
و حضورشان سخت ترین عذابِ الهی ست!
اصلا بعضی آدم ها؛
تاوانِ عصیانِ آباء و اجدادیِ آدمند...
یه چیزایی هست که احتمالا هیچوقت نفهمید؛
مثلا اینکه چه کسی تا چه ساعتی از صبح به شما فکر کرده؛
چند بار به عکسِ شما خیره شده و در سکوت و اشک ابرازِ دلتنگی کرده؛
و چه عذابی رو متحمل شده تا با وجودِ دردِ نبودنِ شما، آروم و خونسرد به نظر برسه..!
هدایت شده از -خیابانآزادی-
-وابسته شدن که دست خود آدم نیست، یهو به خودت میای میبینی تا گردن تو فکر و خیال طرف غرق شدی.
من خستم خب؟ من حالم خوب نیس عصبیم، حساسم، بیقرارم، کلافم، نمیدونم چی میخوام. توام که نمیتونی حالمو بهتر کنی و فقط بلدی بدتر بهش گند بزنی؛ گورتو گم کن، بی تردید میگم؛ فقط گورتو گم کن.
چطور ادعا میکنین منو میشناسین؟! من هنوز با چهارده سال سابقه هیچی از خودم نمیدونم... .
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
_
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.