ولی اون با همه فرق داشت،
انگار خدا بابت تک تک آپشن هایی که بهش داده بود
از من نظر خواسته بود.
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
چقدر امشب غروب جمعست.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
همیشه قهر کردن هم بد نیست؛ گاهی دو نفر باید از هم فاصله بگیرن تا بفهمنن چقدر نیازمند برگشتن به همدیگه ان.
حق ِهمه چیز مال ِتو
فقط بنویس
امضا کن
که چشمهایت بعد ِمن، کور شوند...
'من'
حسودترین آدم ِروی ِزمینم،
حتی وقتی نداشته باشمت((:
زمانش که رسید، تو را فراموش میکنم.
اما نمیدانم کِی زمانش میرسد..!
هرگز؟ شاید!
حس و حالم الان دقیقا شبیه کسیه که از
پشت شیشه های فرودگاه یکی رو بدرقه کرده
و آخر سرم بهش نگفته که چقدر دوسش داره.
مودم یجوریه که:
انگار لیوان هات چاکلتم از دستم ول شده و افتاده زمین.
انگار مغازه هر طعم چیپسی داره جز سرکه ای.
انگار بستنی نخوردهام آب شده.
انگار زنگ اول دیر مدرسه رسیدم.
انگار کافه ای که دوست دارم بسته شده.
انگار آهنگام و عکسام اشتباهی از گوشیم پاک شدن.
انگار سریالی که دوست دارم رو فهمیدم قرار نیست دیگه ادامه بدن.
انگار غروب جمعهست.
انگار همه چی سیاهُ سفیده.