"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
-و تنها.. سخنان و نوشته های او بود که میتوانست ذره ذره تبدیل به جان و وارد رگ و خونش بشود!-
یکیم نداریم باهاش ست کنیم دم عیدی.
تو جمع میگی و میخندی، خداحافظی میکنی، همه چی خوبه، میای خونه میری تو اتاقت و تو ی لحظه میشی غمگین ترین آدم دنیا، ذهنت پر از پراکندگیه ک چرا، الان ک خوب بودم، ب نتیجهای نمیرسی و از خودت بدت میاد!
یه جا خوندم نوشته بود " من واسه این که
این انگشتا دیگه نلرزن خیلی زحمت کشیدم ، دیگه برنگرد "
کی گفته زندگی با پدر و مادر مجانیه؟!
من اینجا دارم از سلامت روانیم مایه میزارم
فقط تظاهر کن به اینکه حالت خوبه و بعد یادت میره که داشتی تظاهر میکردی..!
بعضی از آهنگا رو تا پلی میشه رد میکنم؛
نه واسه اینکه اون آهنگو دوس ندارم!
برا اینکه ازش میترسم؛
ترس از حجم خاطراتی که با خودش میاره...