eitaa logo
پایگاه خبری نصرآبادنیوز
2.1هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
4.9هزار ویدیو
346 فایل
﷽ #خبرفوری_نصراباداصفهان #فرهنگی_اجتماعی #سبک_زندگی_اسلامے #طنز در لحظه با خبر شوید مدیریت👈 @YAALI12145 ڪانال👈 @NASRABADNEWS . . . خبرگزاری رسمی شهر نصراباد جرقویه . . ارتباط با ما👈 @yaali12145 . . تبلیغ👈 @yaali12145 .
مشاهده در ایتا
دانلود
... 🔹 امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) : ▪️: ابوالحسن • ابوابراهیم • ابوعلی ▪️: بیستم ذی‌الحجه 128ق ▪️: قریه ابواء -بین مکه ومدینه ▪️: ۳۵سال (۱۴۸ق تا۱۸۳ق) ▪️: ۲۵رجب، ۱۸۳ق ▪️: کاظمین ▪️ زندگی: مدینه ▪️: کاظم-باب الحوائج-عبدصالح ▪️: امام صادق(علیه السلام) ▪️: حمیده بربریه ▪️: نجمه ▪️: ▪ : 18 پسر ▪ : 19 دختر 👌 (عدد اولاد آن حضرت را کمتر و بیشتر نیز گفته اند.) ▪️: امام رضا (علیه السلام)• حضرت معصومه (سلام الله علیها) •  إبراهیم •قاسم •شاهچراغ •حمزه •عبدالله •إسحاق • حکیمه• ... ▪️: ۵۵ سال 🔸 موسی بن جعفر... معروف به امام موسی کاظم و ملقب به کاظم... و باب الحوائج (۱۲۷ یا ۱۲۸-۱۸۳ق) هفتمین امام شیعیان دوازده امامی است. 🔸 ایشان در سال ۱۲۸ق، همزمان با انتقال قدرت از امویان به عباسیان به دنیا آمد و در سال ۱۴۸ق پس از شهادت پدرش، امام صادق (علیه السلام)، به  امامت رسید. دوران ۳۵ ساله امامت او با خلافت  منصور، هادی،  مهدی و هارون عباسی همزمان بود. 🔸 او چندین بار از سوی مهدی و هارون عباسی زندانی شد و در سال ۱۸۳ق در زندان 'سندی بن شاهک' به شهادت رسید. 🔸 با شهادت او، امامت به فرزندش علی بن موسی (علیه السلام) منتقل شد. 🏴شهادت امام موسی کاظم علیه السلام تسلیت ♨️ پایگاه نصرآبادنیوز 👇 ✅ @NASRABADNEWS
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹 کسب رتبه های برتر ۶۳، ۳۳۵، ۳۹۲، ۱۱۰۰، ۹۰۰ (اختصاصی زبان) و... توسط دانش آموزان مدرسه حضرت معصومه (سلام الله علیها) و رتبه های ۲۷۰۰ و ۳۳۰۰ توسط دانش آموزان دبیرستان ابن سینا را به این دانش آموزان با اراده و تلاشگر و خانواده های آنها و محترم مدارس متوسطه دوم پسرانه و دخترانه (آقای عرب مختاری و خانم عرب صالحی) تبریک گفته و از همه ی مدیران و معلمان آنها از اول ابتدایی تا پایان تحصیلات که هرکدام به سهم خود در رسیدن به این موفقیت شیرین دخیل بوده اند، قدردانی می کنیم. 🔸انشاله سایر دانش آموزان هم از اراده وموفقیت دانش آموزان کنکوری امسال وسالهای گذشته الگو گرفته و در اعتلای علمی و پیشرفت شهر سهم موثری داشته باشند. 'توفیق الهی یار و همراهتان' 📌 پایگاه اطلاع رسانی نصرآبادنیوز /اخبار مهم جرقویه سفلی 🔊 @NASRABADNEWS 💠 Eitaa.com/NasrabadNews 🌐 rubika.ir/NasrabadNews
8.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✳️ دختر پسری که با هم ارتباط گرفتین،حواستون باشه حق کسی ضایع نشه 🆔 @NASRABADNEWS
22.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌 کاری کنیم مدت سربازی پسرها کمتر بشه، مفید تر بشه، سخت گیری ها کمتر بشه نه این که کارزار درست کنیم دخترا برن سربازی 📌پایگاه نصرآبادنیوز 🆔 @NASRABADNEWS
🔴 چند روزی‌ست که پا به ۵۰ سالگی گذاشته‌ام... و هنوز مجردم؛ چیزی که هرگز فکرش را هم نمی‌کردم. نه اینکه زشت باشم یا موقعیت اجتماعی نداشته باشم، نه... فقط در جوانی، در انتخاب همسر دچار وسواس شدم. در فامیل مرا دختری می‌دانستند که منتظر مردی با اسب سفید بود. چند خواستگار داشتم، حتی از بین فامیل، ولی ردشان کردم؛ و هنوز هم که هنوزه، بزرگ‌ترهای فامیل سرزنشم می‌کنند. اولین خواستگارم در ۱۹ سالگی، پسرعمویم بود؛ کارمند یک داروخانه، با درآمدی معمولی. خودش و خانواده‌اش به من علاقه داشتند، اما به‌نظرم بچه بود؛ فقط ۵ ماه از من بزرگ‌تر، ولی احساس می‌کردم نمی‌تواند تکیه‌گاهم باشد. همین شد که او را رد کردم... و بعدش، رابطه‌ام با خانواده عمویم هم سرد شد. در همان سال، ۶-۷ خواستگار دیگر هم داشتم. ولی من با ذهنی پر از ایده‌آل‌گرایی، همه را رد می‌کردم. می‌گفتم: نباید اشتباه خواهرم را تکرار کنم؛ او در ۱۷ سالگی ازدواج کرد، و در کمتر از ۶ سال، صاحب ۴ فرزند شد. از زندگی‌اش لذتی نبرد. من تصمیم گرفته بودم درس بخوانم، پیشرفت کنم و فقط در صورت پیدا شدنِ یک مورد واقعاً خوب، ازدواج کنم. کم‌کم معلم شدم و کارم برایم از هر چیزی مهم‌تر شد. در ۲۵ سالگی فکر می‌کردم در اوج جوانی هستم. خواستگار داشتم، اما سطح سواد و موقعیت اجتماعی آن‌ها به نظرم پایین‌تر از خودم بود؛ ردشان می‌کردم. تا قبل از ۳۰ سالگی، تقریباً هر دو ماه یک‌بار خواستگاری به خانه‌مان می‌آمد. اما از یک‌جایی به بعد، خجالت کشیدم. به مادرم گفتم: «تا وقتی کسی به دلم ننشسته و شناخت کافی از او ندارم، نگذار بیاید. مگر خانه‌مان نمایشگاه است که هر کسی بیاید و برود؟» از آن به بعد، حضور خواستگار در خانه‌مان کمرنگ شد. سنم بالا رفت و من حاضر نبودم ریسک کنم. باور داشتم بعد از ۳۰ سالگی، دیگر نباید سختی بکشم؛ زندگی باید راحت و در شأنم باشد. بزرگ‌ترها هم می‌گفتند: «هر چه بیشتر صبر کنی، خواستگاران بهتری می‌آیند.» اما حقیقت این بود که خواستگارانی که خانه و ماشین نداشتند، دیگر برایم گزینه نبودند. تحمل زندگی در خانه اجاره‌ای یا سوار اتوبوس شدن را نداشتم. اما واقعیت تلخ این بود که خواستگارها دیگر اکثراً مجرد نبودند. یا همسرشان را از دست داده بودند یا طلاق گرفته بودند. من هم حاضر نبودم با مردی که قبلاً زندگی مشترک داشته، ازدواج کنم. در ذهنم هنوز دنبال شاهزاده‌ای با اسب سفید می‌گشتم... اما زمان گذشته بود. تا اینکه ۴۰ ساله شدم. خواستگارها خیلی کم شدند؛ هر شش ماه، یکی می‌آمد. ولی تقریباً همه بچه‌دار بودند. فشار خانواده بیشتر می‌شد و من ناامیدتر. آخرین خواستگارم، پیرمرد ۶۵ ساله‌ای بود که داماد، عروس و نوه داشت! تا دو شبانه‌روز گریه کردم... تازه فهمیدم چقدر فرصت‌های خوبی را از دست داده‌ام. چرا همکار خوبم را فقط به‌خاطر چند سال تفاوت سنی رد کردم؟ در ۴۵ سالگی تصمیم گرفتم منطقی‌تر باشم. حاضر بودم با مردی ازدواج کنم که همسرش را از دست داده، اما بدون فرزند باشد. ولی انگار چنین موردی اصلاً وجود نداشت. اگر هم بود، چهره‌اش برایم دلنشین نبود. و حالا، در ۵۰ سالگی... نه حس همسر شدن برایم مانده، نه امیدی برای مادر شدن. خواهرم با نوه‌هایش بازی می‌کند و من هنوز اندر خم یک کوچه‌ام... منتظر خواستگاری که شاید هیچ‌وقت نیاید. و حسرت روزهایی را می‌خورم که هیچ‌وقت تکرار نمی‌شوند.../ 🔻 این پیام رو دختران مجرد حتماً بخونید و داخل گروه های فامیلی نیز ارسال کنید، نه به این معنی که عجله کنید؛ نه، به این معنی که منطقی تر نگاه کنید و مشاوره قبل از ازدواج رو حتما در نظر بگیرید، مشاوره خوب و پخته؛ راهنمایی هم خواستید بگید. 📌پایگاه نصرآبادنیوز 🆔 @NASRABADNEWS