eitaa logo
یه نوکرِساده
1.5هزار دنبال‌کننده
942 عکس
488 ویدیو
38 فایل
به نام آنکه مهربان ترین است... سلام من کیم؟ 💚یک نوکر، 🌱یک نوکرِساده ی اهلبیت 📌درمسیر آموختن و رشد 📍اینجا از عکس هام و روزمرگی های یادگرفتنی به اشتراک میزارم ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_37qaird&btn=نوکر.ساده
مشاهده در ایتا
دانلود
شب اول که اومدیم سفر معراج شهدا بودیم ولی دسرسی به گوشی نداشتم
داد از آن اختیار که تورا از حسین جدا کند
معراج شهدای زیبا و آسمانی
سلام و نور و رحمت✨🌱 +حتما سر فرصت ولی همین کتاب هاییکه مطالعه میکنم میزارم کانال و معرفی میکنم هم پیشنهادمه برای خوندن راجب کتابخوانی مفصل باهم حرف میزنیم +من سید نیستم😁
سلام صبح زیبایت بخیر ایرانی❤️🤍💚
سلام من از کنار مسجد جامع خرمشهر به شما عزیزان داستان یه مسجد که فقط مسجد نبود؛ قلب تپنده‌ی یه شهر بود
سال ۱۳۵۹، وقتی جنگ شروع شد و نیروهای ارتش عراق ریختن سمت خرمشهر، شهر زیر آتیش گلوله و خمپاره می‌لرزید. خونه‌ها خراب می‌شدن، خیابون‌ها خاک و دود، مردم آواره… ولی وسط این همه ترس و شلوغی، یه جا هنوز سرپا بود: مسجد جامع خرمشهر. اون موقع مسجد فقط جای نماز نبود. شده بود همه‌چیز. بچه‌های مدافع شهر، جوون‌های کم‌سن‌وسال، نیروهای سپاه و بسیج، همه میومدن اونجا جمع می‌شدن. یکی اسلحه دستش بود، یکی مجروح آورده بود، یکی دنبال خبر از خط مقدم بود. حتی بعضی وقتا مسجد تبدیل می‌شد به درمانگاه. مجروح‌ها رو می‌آوردن همون‌جا، با کمترین امکانات مداواشون می‌کردن
دو شب هست که کنار این مسجد اسکان داریم هربار که نگاش میکنم با خودم میگم یعنی سال های سال اینجا چه اتفاقایی رخ داده چه شادتهایی چه شهیدایی مرکز شهر دقیقا همین مسجد بوده کمک ها تصمیمات مهم رزمنده ها همه و همه اینجا جمع میشدن نزدیک تر که میشی جای گلوله ها رو روی دیوار های مسجد می بینی