از تظاهر کردن متنفرم. تظاهر به قویبودن ، تظاهر به شاد بودن ، تظاهر به " نهبابا هیچی نشده ، اوکیم " .
خیلی وقتها گریه رو نگه داشتم و لبخند زدم فقط بخاطر اینکه آدمها منو بیظرفیت یا لوس خطاب نکنن ، فقط بخاطر اینکه هیچکس تو این خونه اونقدر امن نبود ..
بیاید انقدر اَمن باشیم که عزیزترین هامون از ضعیف بودن جلوی ما خجالت نکشن و هروقت حس کردن که زندگی براشون استپ شده یادشون بیاد بغل ِما هست :))))))
نـازه .
بیاید انقدر اَمن باشیم که عزیزترین هامون از ضعیف بودن جلوی ما خجالت نکشن و هروقت حس کردن که زندگی ب
خودم امنت میشم قربون چشمات :)))))))
آره اون روز گریه نکردم! ولی فرداش با دیدن یه فیلم و با شنیدن یه دیالوگ آشنا گریم گرفت ..
خلم من ؟ بیام با تویی که نمیتونی مثل بابام پرنسس وار باهام رفتار کنی و نازمو بخری 🎀 ؟
یه سری از آدمها هم میان تو زندگیت تا یادآور این باشن که خدا حواسش بهت هست و اونا دقیقاً همون نقطهی عطفِ زندگیتن وسطِ کلی ناامیدی :)))))))))))))))