eitaa logo
نفحات ظهور
86 دنبال‌کننده
17.7هزار عکس
9.5هزار ویدیو
170 فایل
اللهم ارنی الطلعة الرشیده
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ما با مسیر عاشقی معنا گرفتیم این رزق را از حضرت زهرا (س) گرفتیم ما از زُلال کوثر و آیینه خواندیم وقتی دعای ندبه هر آدینه خواندیم در کشور مهدی (عج) به فرمان ولایت با گام دوّم همقدم تا بی نهایت در معرکه با روح و جان خویش رفتیم ما مرد هر میدان و نسل پیشرفتیم دشمن نمی خواهد که ما پیروز باشیم می خواست مشغول غم دیروز باشیم دیروز در شیراز مردم را ترور کرد جیب خودش را از دلار جنگ پُر کرد همراه کرده با خودش هر جاهلی را دارد به سر رویای جنگ داخلی را ما انقلابی های روح الله (ره) هستیم ما از تحرّک هایتان آگاه هستیم دیروز خاک سیستان دریای خون شد امروز فتنه شکل جنگی از جنون شد اینبار ایذه ، آه ، شهرستان مظلوم داغی به روی قلب خوزستان مظلوم جان هنر ، جان ِ جهان ، نصف جهان سوخت در بین آتش کوچه های اصفهان سوخت دشمن گرفته در میان مُشت ، خنجر مثل همیشه می زند از پُشت ، خنجر ما پیروان راه سرخ انقلابیم سایه نشیین ساحَت سبز حجابیم در انتظار یالثارات قیامیم شمشیر صبریم و به فکر انتقامیم وقتش رسیده تا دگر ، دور از مُماشات پایان بگیرد فصل سرد اغتشاشات آزادی ما در مسیر عزّت ماست زهرای مرضیه پناه نهضت ماست این خانه اصلاً خانه ی طفلان زهراست جمهوری اسلامی ایران زهراست بمب رسانه علت این ناخوشی ها سودی نخواهد داشت این کودک کشی ها ما هم به برخی از مسائل نقد داریم ما هم به مسئولان کاهل نقد داریم ما عُقده ای نه ، بلکه اهل گفتگوییم امروز ما با داعشی ها روبروییم این هرج و مرج جامعه کار یهود است پشت تمام فتنه ها آل سُعود است این فتنه اوّل در میان کوچه ها بود زخم طنابی روی دست مرتضی بود فتنه گذر کرد از میان کوچه ها رفت خنحر شد و تا قتلگاه کربلا رفت وقتی امام جامعه بی همصدا شد خنجر به روی حنجر آمد ، سر جُدا شد هیهات اگر کرببلا تکرار گردد هیهات اگر این خیمه بی سردار گردد دنیای ما بعد از ظهور شخص قائم(عج) پُر می شود با لشکری از حاج قاسم وقتش رسیده ذکر یا حیدر بگیریم تا انتقام سیلی مادر بگیریم شاعر: 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7 🇮🇷@Nafahatzohoor
عادتاً دم ز عشق یار نزن بی عمل حرف انتظار نزن سر تو گرم بازی دنیاست لاف مجنون بی قرار نزن زار زد از گناه تو آقا توبه کن از‌گناه زار نزن از غریبی درش بیار! انقدر.. از غریبی او هوار نزن تا ز هر دامنی نشُستی دست دست بر دامن‌ نگار نزن قول دادی بمان سر قولت زیر این قول و این قرار نزن هرچه را از دلت کنار زدی عشق او را ز دل کنار نزن پدر ماست گرچه بد شده ایم به دل خسته اش شرار نزن.. کربلا منتهای خوشبختی ست پَر سوی غیر این دیار نزن تا نرفتی میان صحن حسین حرفی از خیر روزگار نزن.. شاعر: 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7 🇮🇷@Nafahatzohoor
هوای خانه ندارم دگر قرارم رفت زخانه بانوی خانه! ازاین کنارم رفت تمام بال وپرمن توبوده ای زهرا زخانه ام بخداوندگلعزارم رفت مراهوای توزهرا بود به دل امشب زخانه ام همه هستم همه قرارم رفت به پیش دیده تورا وای، پرپرت کردند اسیرباد خزان گشتی و، بهارم رفت سپید گشته پس از تو دگر سر مویم پس از تو دلخوشی من ز روزگارم رفت تمام پخت وپز مابدست زینب توست تمام دلخوشی خانه از کنارم رفت هنوز این در خانه ببین که می سوزد زخانه مستمع روضه های یارم رفت پس از تو ماندم و لبخند و طعنه ی یک شهر گلم زخانه ی من نزد کردگارم رفت بدیده ام به روی شانه ات سر مشتی تو رفتی وهمه هستی من زبارم رفت غلامی (مجنون کرمانشاهی)_ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7 🇮🇷@Nafahatzohoor
فلق در سینه اش آتش فشانِ صبح گاهی داشت که خون آلوده پیغام از کبوتر های چاهی داشت... طراوت در هوا از ریشهء زنجیر می روید زمین در خود سپیداری در اعماق سیاهی داشت مگر خورشید را هم می توان خاموش کرد آخر کسی از تیرهء شب در سرش افکار واهی داشت عبایی روی خاک افتاده بود از خاک خاکی تر که در آن نخ نما آغوش، اسرار الهی داشت کدامین گل به جرم عطر افشاندن گرفتار است؟ مگر او نیت دیگر به غیر از خیر خواهی داشت هماره آه او خرج دعا بر مردمان می شد اگر در سینه اش یارای آهی گاه گاهی داشت به تسبیحش قسم زنجیرهء عالم به دستش بود چنین مردی کجا در سر خیال پادشاهی داشت چه بنویسم از آن گودال، ازآن قعر السجون، از زخم از آن زندان که حکم روضه های قتلگاهی داشت تمام کشور من کاظمین کوچک مردی ست که در هر گوشه ای از خاک ایران بارگاهی داشت تمام سرزمینم غرق در موسی بن جعفر شد تو حول حالنایی، حال و روزم با تو بهتر شد تو مثل جان درون خاک من هر گوشه پنهانی تو شیرازی، خراسانی، قمی، آری تو ایرانی کنون دریای طوفانی ست ایران ناخدایی کن نمک گیر تبار توست این کشور دعایی کن 🔸شاعر: 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7 🇮🇷@Nafahatzohoor
ازآن زمان که قم حرم اهل‌بیت شد این شهر سفره‌ی کرم اهل‌بیت شد آن را به "عش آل‌محمد" شناختند پس بین شهرها علم اهل‌بیت شد دست کسی که طالب علم محمدی‌ست در نشر معرفت قلم اهل‌بیت شد شد خاک شوره‌زار شفابخش اهل‌دل وقتی تبرّک قدم اهل‌بیت شد در جشن روی شادی و در سوگ روی حزن آیینه‌دار شوق و غم اهل‌بیت شد اول برای حضرت معصومه شعر گفت؛ هر شاعری که محتشم اهل‌بیت شد هرکس که زائر حرم این کریمه بود از دوستان محترم اهل‌بیت شد شاعر: 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e 🇮🇷@Nafahatzohoor
ای بقیعِ غم تو کرببلایی دیگر کربلا بود برای تو مِنایی دیکر کوفه تا شام، تو را سعی‌وصفایی دیگر در غریبان، تو غریب الغربایی دیگر غربتت را نسرودم منِ شاعر آری راستی تو چقَدَر شاعر و ذاکر داری؟! شده آزرده تو را از عمل ما، خاطر بی سبب نیست اگر شد حرمت بی زائر از حدیث تو نگفتیم ولو در ظاهر گرچه محتاج‌ترینیم به قال الباقر همه‌ی سال پی یک شب تقویم توأیم ما فقط مرثیه‌خوان شب ترحیم توأیم دست بر دامن مهرت نرساندیم چرا؟ گاهگاهی که رسیدیم، نماندیم چرا؟ پایمان را به بقیعت نکشاندیم چرا؟ باقرالعلم! ز علم تو نخواندیم چرا؟ بگذر از ما که برای تو مؤثر نشدیم نه که بی صحن و رواقی تو، مسافر نشدیم کودکی‌های تو در اوج مصیبت طی شد کودکی‌های تو همراه شهادت طی شد پای آن خیمه که می‌رفت به غارت طی شد زیر شلاق ستم وقت اسارت طی شد طی شده کودکی‌ات گوشه‌ی بین الحرمین گه در آغوش پدر، گاه در آغوش حسین کربلا جلوه‌ی غم بود برایت مادام کربلا کشت تو را، کشت تو را بدتر شام کربلا بود و حسین و تو و سجاد، تمام کربلا بود و امام بن امام بن امام من تو را یک تنه یک کرببلا می‌بینم من تو را در همه‌ی مرثیه‌ها می‌بینم داغ بی آبی و فقدان عمو را تو بگو روضه‌خوان باش خودت، روضه‌ی او را تو بگو پرده بردار، بیا راز مگو را تو بگو بوسه‌ی تیغ به رگ‌های گلو را تو بگو تو بنا بود بمانی به امامت برسی روضه‌خوان باشی و هر شب به شهادت برسی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7 🇮🇷@Nafahatzohoor
خورشید سامرا و کریم جهان تویی ما را بده پناه، که کهف امان تویی هادی تویی در این شب ظلمت، به داد رس گمگشته‌ایم و مشعله‌ی کاروان تویی کاخ ستم به لرزه فکندی به حرف حق حقا که جان ِعدلی و حق را زبان تویی مستی ربودی از سر بزم شراب، لیک مستی‌فزای جان و دل عاشقان تویی جَدّت امام هشتم و سلطان دین رضاست جَدِّ امام عصر و ولی زمان تویی با «جامعه کبیره» سلامم شنیدنی‌ست مهمان هر امام شوم، میزبان تویی 🔹 🔹 🇮🇷@Nafahatzohoor
تو سلیمانی و سلطانِ جهان، موریم ما هم به تو نزدیک و هم از چشم تو دوریم ما ذره‌ای ناچیز بین کهکشان ظلمتیم دربه‌در دنبال خورشیدیم بی نوریم ما کُلُّهم نورید، نورِ واحد و این نور را در دل رنگین‌کمان دیدیم، منشوریم ما البلاء للولاء، پس دل به دریا می‌زنیم هرگز از طوفان نمی ترسیم، پُر شوریم ما با ولایت زنده‌ی جاوید و، بی عشقِ علی مُردگانی تا قیامت در دلِ گوریم ما بی علی مانند کاهی بر زمین افتاده‌ایم با علی محکم‌تر از کوهیم، مغروریم ما در هجوم بی کسی، هر شب به ما سر می‌زند با غمش هم دلخوشی داریم، مسروریم ما خاک پای آن شهنشاه بدون تاج و تخت منزجر از سلطنت‌های زر و زوریم‌ ما تا نفس داریم گلبانگ هو الحق می‌زنیم در طریق عاشقی، برعکس ِ منصوریم‌ ما هیچ راهی جز جنونْ در محضرش پیدا نشد پس اگر دیوانه و مستیم، معذوریم‌ ما با دم "لبیک یا حیدر" قیامت می‌کنیم نسخه‌ی مستانه‌ای از نفخه‌ی صوریم ما از لبان ما فقط ناد علی را بشنوید تا ابد مأنوس با اذکارِ مذکوریم ما با خیال آستانش عشق‌بازی می‌کنیم در حقیقت از نجف‌بازانِ مشهوریم‌ ما دانه‌های اشکمان، تسبیحِ ذکر مرتضی‌ست بر ضریحش جای‌مان عالی‌ست، انگوریم ما معنی دوزخ چه می‌باشد؟ بهشت بی علی بی خیال جنت و بیگانه با حوریم ما هرکه دنبال ثواب اینجا بیاید باخته‌ست در پی پاداش اگر باشیم، مزدوریم ما حیدری و فاطمی هستیم و بر روی زمین وارثانِ چشمه‌ی نورِ علی نوریم ما نفْس را مالک شدند و مالک اشتر شدند چشمه‌ی ایمانِ یارانِ سلحشوریم ما بند بند ما اسیرِ نَفْسِ سرکش مانده است ماهیانِ خسته‌ی افتاده در توریم ما چوبْ‌خطِ توبه‌هامان پُر شده این روز‌ها در کتاب زندگی لبریزِ هاشوریم ما چون کلاغانیم و در بین کبوترهایِ صحن وصله‌های ناهماهنگیم، ناجوریم ما بهترین جای مناجات‌ست ایوان طلا بی نجف تصویری از موسای بی طوریم ما در گلستانِ حرم با طَعم احلی مِنْ عسل هر گُلی را زیر و رو کردیم، زنبوریم ما نسل در نسل از مسافرهای راهِ اربعین سلسله در سلسله خاک نشابوریم ما از شروط بندگی، در بندِ حیدر بودن‌ست پس در این حِصنِ حَصین، پیوسته محصوریم ما یک علی در خاک ایران، سه علی هم در عراق هر کجا باشیم با این نام محشوریم ما در نجف، دلشوره می‌گیریم بین کوچه‌ها مثل اینکه راهی بازارِ سرشوریم ما عشق او دار و ندار ماست تا شامِ ابد از دل و جان، طالبِ این گنج مستوریم ما تا هلالِ ماتمش بُغض هلالی را شکست بی قرار گردنی در زیر ساطوریم ما در طواف مرقد او خَلق، حاجی می‌شوند در حریم با صفایش، سعی مشکوریم ما در مضامین فضیلت‌های او لالیم لال معجزاتش را نمی‌بینیم ما، کوریم ما سیصد آیه در مقامات علی نازل شده‌ست سَرخوش از پیمانه‌ی آیاتِ مزبوریم ما محو در شب‌های پیشاور شدیم و سال‌هاست مات اقبال بلند مرد لاهوریم ما در قصیده هیچ آدابی و ترتیبی نماند از همان بیت نخستین مست و مسحوریم ما نام او ذکر تمام انبیا است قَدرْدانِ قَدْر او در حدِ مقدوریم ما راهی دار المجانینِ نجف خواهیم شد همچنان در زُمره‌ی مَرضای منظوریم ما عاشق مرگیم چون هنگامه‌ی دیدار اوست چند روزی هم اگر هستیم، مجبوریم ما او قسیم النار و الجنه‌ست، جای شبهه نیست روی سنگ قبر اگر مرحوم مغفوریم ما در زمان مرگ با ما مهربانی کن علی پیر و زار و خسته می‌آییم، رنجوریم ما از شراب کهنه‌ی خُم حسرتی در جان ماست ساقیا یک جرعه می‌خواهیم، مخموریم ما آخرین خم باز خواهد شد به زودی یا علی لب بجنبان، تشنه‌ی یک جرعه دستوریم ما ✍ 🔹 🔹 🇮🇷@Nafahatzohoor
این روزها که می‌ گذرد ، غرق حسرتم مثل قنوت‌ های بدون اجابتم ! بسته‌ ست چشم‌ های مرا غفلت گناه تو حاضری ! منم که گرفتار غیبتم ! یک گام هم به سوی شما برنداشتم صد مرحبا به این همه عرض ارادتم ! هر روز عصر ، پرسه زدن در ” ولیِّ عصر ” … ” والعصر ” لحظه لحظه فقط در خسارتم خالی‌ ست دست من ، به چه رویی بخوانمت ؟ دل خوش کنم به چه ؟ به گناهم ؟ به طاعتم ؟ من هر چه دارم از تو ، از این دوستیِ توست خیری ندیده‌ ای تو ولی از رفاقتم بگذر ز رو سیاهی من ، أیها العزیز ! حالا که سویت آمده‌ ام غرق حاجتم بگذار با نگاه تو مانند حُرّ شوم با گوشه‌ چشم خود بِرَهان از اسارتم آن روز می‌ رسد که فدایی تو شوم ؟ من بی‌ قرار لحظه ی ناب شهادتم 🔹 🔹 🇮🇷@Nafahatzohoor
ای نگین شهر قم ای خواهر و بِنت امام قبله ی حاجات مایی بانوی عالی مَقام با دل دریاییِ خود مثل زهرا مادرت زائرت را کن دعا ای شافعِ روز قیام سفره ی لطفت برای هر بد و خوبی بپاست تو کریمه هستی و احسانتان مشمولِ عام گر چه قبر فاطمه مخفی بُود از دیده ها از مزارت می رسد بوی مدینه بر مشام آسمانِ شهر قم بوی غریبی می دهد عمه ی ساداتِ عالم بر دلِ خونت سلام آمدی اما نشد رویِ رضا را بنگری از مدینه تا به ساوه خونِ دل خوردی مُدام لحظه ی آخر نبوده هیچ کس بالین تو مانده بر دل داغِ دیدار برادر وَالسًَلام 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7 🇮🇷@Nafahatzohoor
یا امام هادی (ع) می سُرایم غزل و چشم ولی گریان است در عزای دهمین نور دلم طوفان است ز غریبی تو آخر چه بگویم هیهات شعر در دفتر من مرثیهٔ باران است واژه ها در سَر من رقص کنان می گردند به عزایت قلم آغازگر جولان است از کجا باز کنم روضهٔ خود را امشب روضه خوان نیز در این جام بلا حیران است بشکند دست کسی که بسته دستان تو را خود سوار و تو پیاده،مقصدش زندان است این چه سِرّیست که در سلسلهٔ کوی شما سخن از بزم شراب و جگر سوزان است زهر بر جان تو بنشسته چنین افتادی جسم تو گشته نحیف و بدنت بی جان است شده هنگام عروج و حَسَنت بیتاب است همچو ارباب به خاک و لب تو عطشان است شعر من باز گریزی زده تا کربُبلا ارباً اربا شده ای که روی خاک عریان است 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7 🇮🇷@Nafahatzohoor
صاحبِ ما،صاحبِ ايران رضاست شاه يلِ لشكرِ شيران رضاست عشق و اميدِ همه ي شيعيان جود و كرم،حضرت باران رضاست اي كه به دنبالِ رهِ جنتي دور نرو كين(كه اين)رهِ آسان رضاست گر زِ جهان گشته دلت مستفيض علتِ اين فيضِ فراوان رضاست چون كه دلم بي سر و سامان شود بر دلِ تنگم سر و سامان رضاست وقتِ نزولِ مرض لا علاج لحظه ي آخر همه درمان رضاست قبله ي دلها همه در مشهد است جانِ دل است و همه جانان رضاست آن كه دهد مهر و محبت و جان در حرمش بر دلِ مهمان رضاست آنكه بَرَد تا به خداي رحيم جايگَه و ارزشِ انسان رضاست وقتِ غم و سختي و در مشكلات ناجيِ سني و مسلمان رضاست او نه فقط قبله ي حاجات ما روي زمين شمسِ فروزان رضاست بر همه اديان كَرَمَش منجليست صاحبِ بخشنده ي دوران رضاست مكه اگر سهميه ي اغنياست كعبه ي دلجوي فقيران رضاست اذن دهنده به محرم و اين بزمِ غمِ شاهِ شهيدان رضاست مُهرِ جوازِ سفرِ اربعين دستِ خودِ شاهِ خراسان،رضاست رمز عبورم به رَهِ كربلا از درِ دروازه ي مهران رضاست 🔹 🔹 🇮🇷@Nafahatzohoor