قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
📝تفسیر سوره مبارکه مریم آیات ۵۱ الی ۵۳ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ۲ ـ فرق رسول
📝تفسیر سوره مبارکه مریم آیات ۵۴ و ۵۵
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
✅ اسماعیل پیامبر صادق الوعد
بعد از ابراهیم(علیه السلام) و فداکارى هاى او و همچنین اشاره کوتاهى که به فرازى از زندگى موسى(علیه السلام) شد، سخن از اسماعیل بزرگترین فرزند ابراهیم(علیه السلام)، به میان مى آورد، و یاد ابراهیم(علیه السلام) را با یاد فرزندش اسماعیل، و برنامه هایش را با برنامه هاى او تکمیل مى کند، و پنج صفت، از صفات برجسته او را که مى تواند براى همگان الگو باشد، بیان مى نماید.
روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) کرده مى گوید: در کتاب آسمانیت از اسماعیل یاد کن (وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ).
که او در وعده هایش صادق بود (إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ).
و پیامبر عالى مقامى بود (وَ کانَ رَسُولاً نَبِیّاً).
* * *
او همواره خانواده خود را به نماز و زکات، امر مى کرد (وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ).
و همواره مورد رضایت پروردگارش بود (وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً).
در این دو آیه، صادق الوعد بودن، پیامبر عالى مقام بودن، امر به نماز و پیوند و رابطه با خالق داشتن، امر به زکات و رابطه با خلق خدا برقرار نمودن، و بالاخره کارهائى انجام دادن که جلب خشنودى خدا را کند، از صفات این پیامبر بزرگ الهى شمرده شده است.
تکیه، روى وفاى به عهد، و توجه به تربیت خانواده، به اهمیت فوق العاده این دو وظیفه الهى اشاره مى کند که: یکى قبل از مقام نبوت او ذکر شده و دیگرى بلافاصله بعد از مقام نبوت.
در حقیقت تا انسان صادق نباشد، محال است به مقام والاى رسالت برسد; چرا که اولین شرط این مقام آن است که وحى الهى را بى کم و کاست، به بندگانش برساند، و لذا، حتى افراد معدودى که مقام عصمت را در پاره اى از ابعادش در انبیاء انکار مى کنند، مسأله صدق پیامبران را به عنوان یک شرط اساسى پذیرفته اند، صدق و راستى در خبرها، در وعده ها و در همه چیز.
در روایتى مى خوانیم: این که خداوند اسماعیل را، صادق الوعد شمرده به خاطر این است که: او به قدرى در وفاى به وعده اش اصرار داشت که با کسى در محلى وعده اى گذارده بود، او نیامد، اسماعیل همچنان تا یک سال در انتظار او بود ! هنگامى که بعد از این مدت آمد، اسماعیل گفت: من همواره در انتظار تو بودم!(۱)
بدیهى است، هرگز منظور این نیست که: اسماعیل کار و زندگیش را تعطیل کرد، بلکه مفهومش این است که: در عین ادامه برنامه هایش مراقب آمدن شخص مزبور بود.
در زمینه وفاى به عهد ذیل آیه اول سوره مائده مشروحاً بحث کرده ایم.(۲)
و از سوى دیگر، نخستین مرحله براى تبلیغ رسالت، شروع از خانواده خویشتن است، که از همه به انسان نزدیکتر مى باشند، به همین دلیل پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز نخست دعوت خود را از خدیجه همسر گرامیش و على(علیه السلام)پسرعمویش شروع کرد، سپس طبق فرمان وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الاْ َقْرَبِینَ (۳) به بستگان نزدیکش پرداخت.
در آیه ۱۳۲ سوره طه نیز مى خوانیم: وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها: خانواده خود را به نماز دعوت کن و بر انجام نماز شکیبا باش .
نکته دیگر که در اینجا قابل ذکر است این که: با توصیف اسماعیل به مرضى بودن، در واقع اشاره به این حقیقت شده است که: او در کل برنامه هایش رضایت خدا را جلب کرده بود.
اصولاً، نعمتى از این بالاتر نیست که: معبود، مولا و خالق انسان از او راضى و خشنود باشد، به همین دلیل، در آیه ۱۱۹ سوره مائده بعد از آن که نعمت بهشت جاویدان را براى بندگان خاص خدا بیان مى کند، در پایان مى گوید: رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ:
خداوند از آنها خشنود و آنها نیز از او خشنود خواهند بود، و این فوز عظیم و رستگارى بزرگى است .(۴)
* * *
✍پی نوشت:
۱ ـ اصول کافى ، جلد دوم، صفحه ۸۶.
۲ ـ جلد چهارم، صفحه ۲۴۲.
۳ ـ شعراء، آیه ۲۱۴.
۴ ـ در این زمینه در جلد پنجم تفسیر نمونه ، صفحه ۱۳۹ بحث مشروح ترى داشته ایم.
✔️ پایان
@Nahjolbalaghe2
🎙 تفسیر صوتی آیات ۵۱ تا ۵۵ سوره مبارکه مریم
مفسّر : حجتالاسلاموالمسلمین قرائتی
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
📝 شرح و تفسیر خطبه ۹۱بخش چهاردهم ✅ رزق و عمر نشانه آزمایش "در روايت ديگرى مى خوانيم: «از جمله دعاه
📝 شرح و تفسیر خطبه ۹۱ بخش پانزدهم
✅ او از همه چيز آگاه است:
با دقّت در بخش هاى مختلف اين خطبه عجيب، روشن مى شود که امام(عليه السلام) يک مسير بسيار حساب شده را در «معرفة الله» و سپس شناخت اين جهان و بعد از آن، معرفت انسان و تربيت او پيموده است; با بيانى که دقيقاً خواننده را در مراحل مختلف اين مسير طولانى رهبرى مى کند و به سر منزل مقصود، يعنى پرروش يک انسان کامل مى رساند.
در فصل گذشته، بعد از بيان آفرينش زمين و منابع حياتى آن و سپس آفرينش آدم و سرگذشت عبرت انگيز او در بهشت و سپس انتقال به زمين، پيرامون تقسيم ارزاق و تعيين آجال و سرآمد عمرها سخنان دقيق و بيدادگرى فرمود.
براى تکميل اين مباحث، در اين بخش از خطبه، سخن ازعلم خداوند درباره همه چيز و همه کس، در همه جا و در همه زمان و اسرار درون و برون مى گويد و با تعبيرات بسيار دقيق و ظريف و لطيف، انگشت روى جزئيّات آن مى گذارد; به گونه اى که انسان با تمام وجود خود احساس مى کند که همه عالم محضر خداست و تمام حرکات و سَکَناتش، در حضور او انجام مى شود; همان احساسى که مهمترين پايه تربيت و سوق به خوبى ها و جدايى از بدى هاست.
مى فرمايد: «خداوند از اسراسر پنهانى رازداران، آگاه است و از نجواى آنان که آهسته سخن مى گويند باخبر است و به آنچه به اذهان به واسطه گمان خطور مى کند و از تصميماتى که به يقين مى پيوندد، آگاهى دارد». (عَالِمُ السِّرِّ مِنْ ضَمَائِرِ الْمُضْمِرِينَ، وَ نَجْوَى الْمُتَخَافِتِينَ، وَ خَواطِرِ رَجْمِ الظُّنُونِ، وَ عُقَدِ عَزِيمَاتِ الْيَقِينِ).
در واقع، آنچه به ذهن مى آيد، گاهى واقعيّت هاست و گاه اوهام و پندارها; گاهى تصميم و اراده قطعى است و گاه شک و ترديد; گاه از درون وجود انسان مى جوشد و گاه از طريق سخنان محرمانه اين و آن به او منتقل شده; خدا از تمام اينها آگاه و باخبر است.
سپس مى افزايد: «خداوند برق نگاه هاى خيانت آميز چشم ها را که از لابه لاى پلک ها خارج مى شود مى بيند و از آنچه در نهان گاه دلها قرار دارد و آنچه در پشت پرده هاى ظلمانى غيب پوشيده و پنهان است و از آنچه پرده گوش ها مخفيانه مى شنود، آگاه است». (وَ مَسَارِقِ(1) إِيمَاضِ(2) الْجُفُونِ،(3) وَ مَا ضَمِنَتْهُ أَکْنَانُ الْقُلُوبِ، وَغَيَابَاتُ الْغُيُوبِ، وَ مَا أَصْغَتْ لاِسْتِرَاقِهِ مَصَائِخُ(4) الأَسْمَاعِ).
با توجه به اينکه مهمترين منابع علم انسان قلب (عقل) و چشم و گوش است; همانگونه که در قرآن مجيد آمده است: «وَاللهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَتَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الأَبْصَارَ وَ الاَْفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ; خداوند شما را از شکم مادران بيرون فرستاد در حالى که چيزى نمى دانستيد و براى شما گوش و چشم و دل قرار داد تا (آگاه شويد و) شکر نعمت هاى او را بجا آوريد»(5). و خداوند به تمام اين منابع احاطه دارد; بنابراين، از تمام اسرار درون انسان ها باخبر است.
✍ پی نوشت:
. «مَسارق» جمع «مَسرق» از مادّه «سرقت» در اينجا به معناى نگاه هاى مخفيانه خيانت آميز است.
2. «ايماض» از مادّه «ومض» (بر وزن رمز) به معناى درخشش کوتاه و مخفيانه است.
3. «جُفون» جمع «جفن» (بر وزن جفت) به معناى پلک چشم است.
4. «مصائخ» جمع «مصيخه» از مادّه «صوخ» (بر وزن صوت) به معناى شکاف است و در اينجا منظور شکاف گوش ها است که انسان از طريق آن، صداها را مى شنود.
5. سوره نحل، آيه 78.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
#در_محضر_اهل_بیت
☀️ امام صادق علیه السلام از پیامبر نقل فرمود که آن حضرت فرمودند:
♦️ انّ اللّه عزّوجلّ وکّل ملائکته بالدعاء للصائمین و قال اخبرنی جبرئیل عن ربّه انه قال: ما امرت ملائکتی بالدعاء لاحد الّا استجیب لهم فیه.
♦️خدای متعال به فرشتگان وکالت داده تا برای روزه داران دعا کنند و فرمود: جبرئیل از سوی خدا به من خبر داد که خدا فرمود: فرشتگان را امر به دعا نکردم جز این که آن را اجابت خواهم کرد.
📚 اصول کافی، ج ۴، ص ۶۴
@Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#موعظه
✅ دنبالهرو امیرالمومنین علیهالسلام
🎥 حجت الاسلام هاشمی نژاد
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر ✅ قسمت: سیصد و هفتاد و سه 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامینی ↩️ ﻋﻠﻲ (ﻉ) ﻗﻴﺲ ﺭﺍ ﺑﻬ
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
✅ قسمت: سیصد و هفتاد و چهار
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ ﻗﻴﺲ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻮﻓﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺜﺒﺖ ﻣﻲﺩﺍﺩﻧﺪ ﭼﻨﻴﻦ ﮔﻔﺖ: ﺟﺰﻱ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻫﻞ ﺍﻟﻜﻮﻓﻪ ﺍﻟﻴﻮﻡ ﻧﺼﺮﻩ ﺍﺟﺎﺑﻮﺍ ﻭ ﻟﻢ ﻳﺎﺑﻮﺍ ﺑﺨﺬﻟﺎﻥ ﻣﻦ ﺧﺬﻝ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻳﺎﺭﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻮﻓﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻧﻴﻜﻮ ﻋﻨﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻛﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ. ﻭ ﻗﺎﻟﻮﺍ: ﻋﻠﻲ ﺧﻴﺮ ﺣﺎﻑ ﻭ ﻧﺎﻋﻞ ﺭﺿﻴﻨﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺎﻗﻀﻲ ﺍﻟﻌﻬﺪ ﻣﻦ ﺑﺪﻝ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻋﻠﻲ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﻭﻧﺪﮔﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻛﻔﺶ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻛﻔﺶ ﻣﺎ ﺑﺠﺎﻱ ﺁﻥ
[ جلد سوم ﺻﻔﺤﻪ 132]
ﻣﺮﺩﻣﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﻫﺒﺮﻱ ﺧﻮﺩ
ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﺸﻨﻮﺩﻳﻢ ﻫﻤﺎ ﺍﺑﺮﺯﺍ ﺯﻭﺝ ﺍﻟﻨﺒﻲ ﺗﻌﻤﺪﺍ ﻳﺴﻮﻕ ﺑﻬﺎ ﺍﻟﺤﺎﺩﻱ ﺍﻟﻤﻨﻴﺦ ﻋﻠﻲ ﺟﻤﻞ ﺁﻧﺪﻭ (ﻃﻠﺤﻪ ﻭ ﺯﺑﻴﺮ) ﻫﻤﺴﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﻋﻤﺪ ﺑﺠﻨﮓ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﻭﻱ ﺷﺘﺮﻱ ﺳﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺷﺘﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﻴﺮﺍﻧﻨﺪ. ﻓﻤﺎ ﻫﻜﺬﺍ ﻛﺎﻧﺖ ﻭﺻﺎﻩ ﻧﺒﻴﻜﻢ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻜﺬﺍ ﺍﻟﺎﻧﺼﺎﻑ ﺍﻋﻈﻢ ﺑﺬﺍ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﺳﻔﺎﺭﺷﺎﺕ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺗﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺑﻲ ﺍﻧﺼﺎﻓﻲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﻧﻴﺴﺖ ﻓﻬﻞ ﺑﻌﺪ ﻫﺬﺍ ﻣﻦ ﻣﻘﺎﻝ ﻟﻘﺎﺋﻞ؟ ﺍﻟﺎ ﻗﺒﺢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺎﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﻟﻌﻠﻞ ﺁﻳﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﺪﺍﺩ ﻣﺎ، ﺟﺎﻱ ﺳﺨﻨﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﻲ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﻳﺪ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺯﺷﺖ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﻭ ﺗﺨﻠﻔﺎﺕ ﺧﺎﺋﻨﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻳﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺷﻴﺦ ﺍﻟﻄﺎﺋﻔﻪ ﺷﻴﺦ ﻃﻮﺳﻲ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ " ﺍﻣﺎﻟﻲ " ﺹ 87 ﻭ 94 ﻭ ﺷﻴﺦ ﻣﻔﻴﺪ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ " ﺍﻟﻨﺼﺮﻩ ﻟﺴﻴﺪ ﺍﻟﻌﺘﺮﻩ " ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺑﻴﺎﺕ ﻭ ﺍﺷﻌﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﺪﺍﻝ ﺧﺘﻢ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺑﻴﺎﺕ ﺩﺍﻟﻴﻪ ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ ﺑﻪ ﻗﻴﺲ ﻧﺴﺒﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎ ﻣﺨﺘﺼﺮ ﺗﻐﻴﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭ ﺯﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﭼﻨﺪ ﺑﻴﺖ، ﺍﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ: ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻋﻤﺎﺭ ﻭ ﻗﻴﺲ ﺑﻪ ﻛﻮﻓﻪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻮﻓﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻨﮓ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻲﺳﺎﺧﺘﻨﺪ.... ﺳﭙﺲ ﻗﻴﺲ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻱ ﺣﺮﻛﺖ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﻠﺎﻓﺖ ﺷﻮﺭﻱ ﺭﺍ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻧﻤﺎﺋﻴﻢ ﻫﺮ ﺁﻳﻨﻪ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﻬﺖ ﻛﻪ ﻗﺮﺍﺑﺖ ﻭ ﻧﺰﺩﻳﻜﻲ ﺧﺎﺻﻲ ﺑﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺟﻨﮓ ﻭ ﭘﻴﻜﺎﺭ ﺑﺎ ﺁﻧﻜﺲ ﻛﻪ ﻣﻨﻜﺮ ﺍﻳﻦ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺍﺳﺖ ﺣﻠﺎﻝ ﺍﺳﺖ، ﻃﻠﺤﻪ ﻭ ﺯﺑﻴﺮ ﭼﻪ ﺩﻟﻴﻠﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻴﻌﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺭﻭﻱ ﺣﺴﺪ ﻭ ﺳﺘﻢ ﺁﻧﺤﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺧﻠﻊ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻬﺎﺟﺮ ﻭ ﺍﻧﺼﺎﺭ ﺩﺭ ﺭﻛﺎﺏ ﻋﻠﻲ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺍﺵ ﺭﻭﺷﻦ ﻭ ﺩﺭﺧﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩ.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2