eitaa logo
نماز اول وقت
79 دنبال‌کننده
8هزار عکس
7.2هزار ویدیو
394 فایل
﷽♥️أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ‍‍‍الفرج❁ امام صادق(ع): اولین چیزى که از هر انسانى سؤال مى شود نماز است، در صورتى که نماز او پذیرفته بود بقیه اعمال او نیز امکان دارد پذیرفته شود. ولى اگر نماز....
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کانال حمید کثیری
🔴 🔴 حتماً بخونید 1️⃣ بیست دقیقه روی موتور! دیروز باید می‌رفتم یه جلسه و دیرم شده بود، مجبور شدم با پیک موتوری برم. راننده از کارکنان نیروی انتظامی بود ... یک دختر سه سال و هفت ماهه داشت که مثل همه دخترها خیلی شیرین‌زبون بود. می‌گفت در زمان اغتشاشات سه ماه مداوم خانه نرفت! ۹۰ روز بچه‌ش رو ندیده بود، دخترش زنگ می‌زد و می‌گفت بابایی ما هیچی نمی‌خوایم برامون بخری، من آب می‌خورم سیر میشم، تو فقط بیا خونه ... وقتی از زاویه نگاه او به مسئله نگاه می‌کردی، جاهای جدید برای فکر کردن پیدا می‌کردی. هم از زاویه نگاه یک پلیس و هم از زاویه نگاه یک پدر که شغلش افسر نیروی انتظامی بود. 2️⃣ ده دقیقه در تاکسی! از جلسه داشتم برمی‌گشتم. بخشی از مسیر رو با اتوبوس اومدم و باقی رو سوار تاکسی شدم. توی تاکسی عقب نشسته بودم و یه مادر و دختر حدوداً ده ساله کنارم نشسته بودند. امروز تولد دخترک بود ... دیالوگ‌های شیرین مادر و دختر برای اینکه چه کار بکنند برای تولد امشب. از اینکه یه کیک کوچک برای خانواده چهار نفره‌شون خریده بودند تا اینکه خونه را چطور تزئین کنند. پدر خانواده زنگ زد. از مادر می‌پرسید چی بگیرم، مامان می‌گفت پول بده و دخترک می‌گفت پول نمی‌خوام! مامان گفت لباس بخر، دخترک گفت تورتوری باشه. مامان به پدر سفارش دخترک را گفت ... من پیاده شدم و داشتم فکر می‌کردم که هنوز یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌ها و مستحکم‌ترین ارتباطات اجتماعی برای ما مردم ایران هست. سرمایه‌ی بزرگی که نه در سیاست‌گذاری‌ها بهش توجه داریم و نه در طرح و برنامه‌ها. (هنوز حال خوب داخل خانواده یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های ماست که بهش توجهی نداریم) شاید این حرف گزاف نباشه که هر طرحی اگر از بستر خانواده عبور نکنه، اگر به خانواده به عنوان یک بازیگر بسیار مهم در صحنه اجتماع نگاه نکنه، اگر قوام خانواده مسئله‌ش نباشه، محکوم به شکسته. این یعنی وقتی داریم در مورد پوشک، تخم‌مرغ، نان، خودرو، مسکن، بلندمرتبه‌سازی، دلار، درختکاری و ... تصمیم می‌گیریم، حتماً باید ربط و نسبت این‌ها رو با قوام و دوام خانواده و حال خوبی که افراد و جامعه ازش میگیرن ببینیم و لحاظ کنیم. 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
﷽ دیرم شده. چرا؟ چون مادرم! چون باید بچه‌ها را راهی مدرسه کنم و بعد راه بیفتم؛ سفره صبحانه‌ای که باید پهن شود، نهاری که همراهشان میکنم و خوراکی زنگ تفریح که باید به مقدار مقتضی در ظروف جداگانه آماده شود. در این باران و ترافیک، یک مسیر مسخره را اشتباه میروم؛ رفتن به سمت ایستگاه خط دیگر مترو به جای آن یکی ایستگاه... شاید چون ته ذهنم هنوز مرددم که کلاس دانشگاه را بروم (خط ۴) یا کارگاه‌ مهمی که ثبت‌نام کرده ام(خط ۶). روزم با ذهن مشوش آغاز میشود. مخصوصاً که قبل از آن، در خانه، کله صبح، فکرم پریشانِ این بود که این روزها دچار حس کوتاهی نسبت به یکی فرزندان و دو نفر از نزدیکانم هستم. می‌رسم. با ورود به ایستگاه مترو، از دیدن صحنه روبرو به معنای واقعی منزجر میشوم (نه مثل خیلی از اوقات دلسوزی و شفقت دارم نه مثبت نگری و خوش بینی): زنی با پوششی بسیار زننده… تو پر، بلوز کوتاه از جنس لمه، شلوار تنگ براق، چکمه چرم تا زانو، موهای برهنه رنگ کرده. حالم بد می‌شود. می‌شود مردی این زن را ولو در حد چند قدم راه رفتن با آن پاشنه های بلند ببیند و دچار حس خاصی نشود؟ آسیب نبیند؟! نه. کارت مترو را میزنم. فکر میکنم که رعایت پوشش مناسب در جامعه (حتی نمی‌گویم حجاب اسلامی)، نه دین میخواهد نه عقیده، فقط کمی شعور و انسانیت می‌خواهد! اینکه یک زن متوجه باشد که با این عدم رعایتش چه بر سر امنیت روانی و اخلاقی جامعه می‌آورد… تجاوز فقط یک معنی که ندارد، فقط آن حد نهایی در ذهن آدم ها که نیست. این بی ملاحظگی غیراخلاقی زنان نسبت به مردان هم مصداق تجاوز است! تجاوز بصری، تجاوز روانی، تجاوز اخلاقی و معنوی. بگذریم که این رفتار و پوشش زن ها، ظلم بزرگی نسبت به خود زنان است. اغلب مردها بالاخره یک زن در زندگی شان دارند ولو غیرمشروع! ولی همان رابطه هم وفاداری و استحکام میخواهد. جامعه که از طرف زن ها فاسد شود، وفاداری به خود زن ها کاهش پیدا میکند. حالا اگر کاملاً دینی-سنتی و خانواده محور نگاه کنیم که دیگر بدتر. این زن - و امثالها- با هر قدمش در جامعه، دارد مجروح ایجاد میکند، ظلم میکند، جنایت میکند. و این از نظر من از بالاترین مصادیق حق‌الناس است… بله مرد هم وظایفی دارد، زمینه هایی را ایجاد میکند، آسیب میزند، باید نگاهش را بدزد. ولی از طرفی هم برخی پوشش ها طوری است که در یک نگاه هم زهرش را میریزد، و از طرفی من یک زنم و دارم این سمت داستان را میگویم، سمت خودمان. برخی زن ها را که میبینم حس میکنم لشکری از شیاطین و سیاهی به همراه آن‌هاست و مثل یک بی رحمِ تیغ در دست، دارند مردان اطرافشان را زخمی میکنند؛ زخم کاری. مردهای جنس خراب را - که روزگار عیاشی و تلذذ مفت و رایگان شان رسیده- کار ندارم، گناه آن مردهای خانواده دار چیست؟ طفلک ها بالا را نگاه کنند فساد میبینند، زمین را نگاه کنند فساد میبینند، گوشی‌شان را نگاه کنند یکهو در یک اپ و وب، ناخواسته یک تبلیغ فاسد میبینند. بله مراقبت هم میکنند اما همه که عارف متقی نیستند، چقدر میتوانند؟ والا در داستان های قدیمی، مردها چشمشان را یک بار که به روی یک زن فاحشه می‌بستند، کلی مقامات نصیبشان میشد! این مردهای پاک مؤمن این زمانه چه اجری خواهند داشت، نمی‌دانم… مخصوصاً آن‌ها که بیشتر در جامعه و خیابان و... تردد دارند. فکرها توی سرم رژه میرود. خشم و ناراحتی و استیصال توأم شده. شرایط طوری نیست که بشود «گفت و رد شد». زن هم معلوم است از آن‌هاست که اگر کوچکترین چیزی بگویی با سلیطه گری و پرده دری همه اجدادت را بهره مند میکند و احتمالا جسم خودت را هم بی نصیب نمیگذارد. داخل واگن مترو میشوم. دست به میله، می ایستم. عادت کرده‌ام که یا همه سرها توی گوشی باشد و یک زن باردار سر پا را نبینند، یا ببینند و خودشان را به ندیدن بزنند. چند ایستگاه بعد یک نفر بالاخره سرش را بالا می آورد. شک دارد اما بالاخره بلند میشود و من بعد از چند جمله تعارف و تشکر، می‌نشینم. خدا خیرش دهد. کمرم آرام میگیرد. ذهنم شلوغ و ناراحت است. حالا یاد مادرم هم افتاده‌ام و پتانسیل آن را دارم که همانجا هق هق گریه کنم. حواسم جمع میشود و میبینم از فشار روانی، ناخودآگاه دارم با ناخن (های کوتاه و غیر آسیب زننده) مدام پشت دستم میکشم. نگاهم را بلند میکنم. تک و توک کشف حجاب کامل هست (به معنای شال و روسری و مقنعه کاملا افتاده یا کلاه تنها یا کلا هیچ). یعنی وضعیت آنطور که برخی سیاه می‌گویند نیست و برای خودم قشنگ است که با وجود آزادی کاااامل حجاب در تنها حکومت شیعی جهان (نگویید نیست که خودم را حلق آویز میکنم) باز هم تعداد افرادی که وقیحانه کشف حجاب کرده اند و الحمدلله هیییچکس هم کاری به آن‌ها ندارد، کم است.