هم سن و سالامو که میبینم حس میکنم خیلی عجیب و منزویم که نه اکیپ دارم نه هرروز کافه گردی میکنم نه موهامو رنگ فانتزی زدم نه با اکیپی خاصی کویر و طبیعت میرم تنها شباهتم به همسن هام اینه که سن فقط یه عدده
نمیدونم چطوری توضیح بدم ولی آدمای مهندسی کامپیوتر همون آدمای پزشکین فقط رشتشون ریاضی بوده
اگر ب کسی مشورت میدم معنیش این نیست که بیشتر میفهمم
معنیش اینه که بیشتر اشتباه کردم!
من گفتم عیبی نداره
ولی بعدش ذوقم کور شد... برق چشام خاموش شد
من گفتم عیبی نداره
ولی تا دلت بخواد عیب داشت :)
قطع ارتباط با کسی لزوماً به معنی کینه و دشمنی نیست
من برات آرزوی خوشبختی میکنم ولی دور از من و دنیای من
لطفاً نزدیکم نشو ...
من واقعا وقتی میبینم اهمیت و علاقه ای که به بقیه میدم و پس نمیگیرم واقعا ناراحت میشم
آدم وقتی کسی رو دوست داره براش غذا میپزه مردی هم که پارنترش رو دوست داره براش پول خرج میکنه نمیدونم چرا بعضیا خوششون میاد رابطه رو انقد پیچیده و عجیب و غریبش کنن
دیگه این وسط اگه یه عدهای کاسبطور به قضیه نگاه میکنن هم مشکل از خودشونه مرد و زن همنداره
تو بچگی تصورم از بیست و چند سالگیم اصلا این کثافتی که الان توشم نبود