هدایت شده از مَنِ اَحمَق
اولش فکر میکردم گرفتن نمره بده خیلی وحشتناکه تا اینکه اولین نمره بدمو گرفتم و دیدم برام فرقی نداره، بعدش گفتم اینکه دوستام نادیدم بگیرن خیلی وحشتناکه تا اینکه نادیدم گرفتن و دیدم خب برام مهم نیست، به خودم گفتم اینکه ولم کنن برن حتما درد داره تا اینکه دوستامو دونه دونه از دست دادم درد داشت اره ولی دیگه برام اهمیتی نداره، اینکه بی حسی بیاد سراغت واقعا دیگه وحشتناکه، اوضاع زندگیت اینجوری میشه که هیچکس و هیچ چیز واقعا برات مهم نیست که بخوای برای داشتنش تو زندگیت تلاش کنی، داشتن این حس تو زندگی واقعا دردناکه.
-بیهمتا
هدایت شده از 𝐃𝐨𝐫𝐝𝐨𝐧𝐞 𝐦𝐚𝐧'💜💍'
توی زندگیم همیشه عشق برای من اینجوری تعریف شد که مثلا اون دلش آب خنک میخواست من لیوانو چند میلیون بار باد میزدم که آبش خنک بشه بعد میدیدم یهو یه نفر درو باز کرد با یخ اومد تو..
هدایت شده از "ستاره های شب"
دیگه واقعا برا مشکلاتم راه حلی جز آهنگ گوش کردن ندارم.
هدایت شده از
بهاوگفتم:چهچیزیباعثشدشماکههمیشه
عصبانیبودیدبهچنینفردآرامیتبدیلبشید .
لبخندیزدوگفت:آنشخصیکهدوستشداشتم
ازعصبانیتمیترسید ، بنابراین تصمیم گرفتم
هیچ وقت عصبانی نشم که یه وقت نترسد .
لبخندی زدم گفتم : چه عالی الا کنارتونِ ؟
لبخندتلخیزدوبهآسمانخیرهشد ؛
-نهخیلیوقتهکهرفته ، اصلاازاولمنیومدکهبره .
با تعجب نگاهش کردم که ادامه داد :
-روزیاتفاقیصحبتهایشرابایارششنیدم و
فهمیدم از عصبانیت میترسِ .
اشک در چشمانش حلقه زد ، عجیب بود ؛ هیچ
وقت یار را نداشت ولی چنین دلتنگش بود و
همانند روز های اول عاشق .
#شادی
#نویسندهکوچک