هدایت شده از
بهاوگفتم:چهچیزیباعثشدشماکههمیشه
عصبانیبودیدبهچنینفردآرامیتبدیلبشید .
لبخندیزدوگفت:آنشخصیکهدوستشداشتم
ازعصبانیتمیترسید ، بنابراین تصمیم گرفتم
هیچ وقت عصبانی نشم که یه وقت نترسد .
لبخندی زدم گفتم : چه عالی الا کنارتونِ ؟
لبخندتلخیزدوبهآسمانخیرهشد ؛
-نهخیلیوقتهکهرفته ، اصلاازاولمنیومدکهبره .
با تعجب نگاهش کردم که ادامه داد :
-روزیاتفاقیصحبتهایشرابایارششنیدم و
فهمیدم از عصبانیت میترسِ .
اشک در چشمانش حلقه زد ، عجیب بود ؛ هیچ
وقت یار را نداشت ولی چنین دلتنگش بود و
همانند روز های اول عاشق .
#شادی
#نویسندهکوچک
|•نــْــآمْــــٓــــیٓرّآ :) _
-
ولی صدای خنده ی آدما هرکجای دنیا هم که باشه قشنگه
بچه ها واقعا سرم شلوغه نرسیدم تو این مدت ناشناس هارو جواب بدم شرمنده