#12_روز تا بزرگترین عید اسلام😍
🌷نظم و نظام آفرینش دست مولاسٺ
🌾عرش خدا در فرشِ او پابسٺ مولاسٺ
🌷دوازده روز دگر عید غدیر اسٺ
🌾ما مست جام خُمّ و خم سرمسٺ مولاست
#حیدر_ڪرار 🌺🌟
#اسدالله_غالب 🌺🌟
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
#نماز_آمرزش_ویژه_یڪشنبہ
✍هرڪس این نماز را در روز
یکشنبه بخواند از آتش جهنم و
عذاب ایمن شود ۲ رڪعتست
رکعت اول 👈 حمد و ۳ ڪـوثر
رکعت دوم 👈 حمد و ۳ توحید
📚 جمال الاسبوع ۵۴
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
ندای قـرآن و دعا📕
✨﷽✨ #یادت_باشد❤ ✍ #فصلنهم ( #اعزامحمید) #قسمت139 چهل روزی می شد که سری اول اعزام شده بودند.
✨﷽✨
#یادت_باشد❤
✍ #فصلنهم
( #اعزامحمید)
#قسمت140
ساعت شش بود که رفت، تا از خانه خارج شد خودم را در آشپزخانه مشغول کردم، خیلی دیر آمد، ساعت یازده را هم رد کرده بود که
آمد، فهمیدم عمه خیلی ناراحتی کرده.
تا رسید پرسیدم: «خداحافظی کردی؟ عمه خیلی گریه کرد؟ پدرت چی گفت؟»
حمید با آرامش خاصی گفت: مادرم هیچی نگفت، فقط گریه کرده.
سری های قبل که مأموریت میرفت معمولا به پدر و مادرش نمی گفتیم، شوکه شده بودند، اصلا باورشان نمیشد حمید بخواهد برود سوریه.
یکشنبه دانشگاه نرفتم، حمید که از سر کار آمد گفت: «بریم از پدر و مادر تو هم خداحافظی کنیم».
جلوی در هنوز از موتور پیاده نشده بودیم که از حفاظت پرواز تماس گرفتند و اطلاع دادند فعلا پرواز کنسل شده است.
انگار پر در آورده بودم، حال بهتری داشتم، خانه مادرم توانستم راحت شام بخورم.
هر چند سر سفره حمید فقط با غذا بازی می کرد، از وقتی خبر را اطلاع دادند خیلی ناراحت شده بود.
مادرم مثل من خوشحال بود و سر به سر حمید می گذاشت تا حمید به خاطر محبتی که به من دارد سفرش را به عقب بیندازد.
به شوخی به او می گفت: حمید جان حالا که رفتنتون کنسل شده، ولی هر وقت خواستی به سلامتی بری سوریه، دختر ما رو طلاق بده بعد برو.
حمید که حسابی از خیر کنسل شدن پرواز پکر شده بود با حرف مادرم خندید و گفت:
اولا که رفتن ما دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره، دوما از کجا معلوم که من سالم برنگردم، بادمجون بم آفت نداره، من مثل تازه دامادی هستم که عروسش رو امانت میذاره میره جهاد.
نشسته بودم کنار به حرف هایشان گوش میدادم، به پدرم گفتم:
می شنوی چی میگن؟ خوبه والام من اینجا حي و حاضرم، یکی داره میگه طلاقش بده، یکی میگه طلاقش نمیدم! ما هم که این وسط کشک!
دوشنبه از سر کار که آمد لباس های نظامی را هم آورده بود، به من گفت: «خانم زحمت می کشی این اتیکت ها رو در بیاری؟ چون داریم میریم سوریه نباید اتیکت های سپاه روی یقه و سینه لباس باشه، اگه داعشی ها از روی علائم و نشانها متوجه بشن ما پاسدار هستیم اون موقع به هیچ چی رحم نمی کنن، حتی به جنازه ما
لباس ها را گرفتم و داخل اتاق رفتم، یا بشکاف اتیکت ها را در آوردم، چند بار هم اتو زدم که جای دوخت ها مشخص نباشد. اتیکت ها را روی اوپن گذاشتم.
به حميد گفتم: این ها اینجا می مونه، قول بده سالم بر گردی، خودم دوباره اتیکت ها رو بدوزم سرجاشوند لباس را از من گرفت و گفت:
حسابی کاربلد شدی، بی زحمت این دکمه یقه لباس رو هم کمی بالاتر بدوز، لباس نظامی باید کامل زیر گلو رو بپوشونه.
با نخ مشکی دکمه را کمی بالاتر دوختم، وقتی دید گفت:
چرا با تخ مشکی دوختی؟ باید با نخ سبز این کار رو انجام می دادی.
من هم گفتم: حمید جان زیاد سخت نگیر، این دکمه برای زیر بفه است، می مونه زیر لباس، اصلا مشخص نمیشه.
شدیدا روی آداب نظامی و به خصوص روی لباس هایش حساس بود و احترام خاصی برای لباس پاسداری قائل بود.
#ادامه_دارد...
التماس دعای فرج🤲🏼🌹
🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟
╔═.🌺🍃🌺.═══════╗
👇
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
╚═══════🌺.🍃🌺.═╝
ندای قـرآن و دعا📕
✨﷽✨ #یادت_باشد❤ ✍ #فصلنهم ( #اعزامحمید) #قسمت140 ساعت شش بود که رفت، تا از خانه خارج شد خود
✨﷽✨
#یادت_باشد❤
✍ #فصلنهم
( #اعزامحمید)
#قسمت141
غروب برادر حمید برای خداحافظی آمد، با حسین آقا درباره سوریه و وضعیت نیروهایی که اعزام می شوند صحبت می کردند.
حمید برای برادرش انار دان کرد، ولی حسین آقا چیزی نخورد، وقتی که رفت مشغول مرتب کردن خانه شدم.
قرار بود آن شب پدر، مادر، خواهرها و آقا سعید برای خداحافظی به خانه ما بیایند، میوه موز و سیب گرفته بودیم، دیسی که میوه ها را در آن چیده بودم بزرگ بود برای همین میوه ها کمتر از تعداد مهمان ها به نظر می آمد.
حمید هر بار با دیدن دیس میوه ها می گفت:
«خانومم برم دو سه کیلو موز بگیرم، کم میاد میوه ها».
می گفتم: نه خوبه، باور کن همین ها هم زیاد میاد، چون دیس بزرگه این طور نشون میده.
چند دقیقه بعد دوباره اصرار کرد، از بس مهمان نواز بود نمی توانست نگران کم آمدن میوه ها نباشد.
آخر سر طاقت نیاورد، لباس هایش را پوشید و گفت: خانوم من از بس استرس کشیدم دل درد گرفتم! میرم دو کیلو موز بگیرم.
وقتی برگشت مانده بودم با این همه موز چکار کنیم، دیس از موز پر شده بود، حدسم درست بود.
مهمان ها که رفتند کلی موز زیاد ماند، به حمید گفتم:
آخه مرد مؤمن! تو هم که دو سه روز دیگه میری، با این همه موز میشه به هیئت راه انداخته حمید با وجود این که دید چقدر موز زیاد مانده ولی کم نمی آورد.
گفت: اشکال نداره عزیزم، عمدا زیاد گرفتم، بریز تو کیفت بير خونه مادرت به عوض این روزایی که اونجا هستی دو کیلو موز براشون ببر.
ظرفها را که جابجا کردم نگاهم به اتیکت های روی اوپن افتاد، اتیکت اسم حمید را کف دستم گذاشتم و نیم نگاهی به او انداختم.
با آرامش کارهایش را انجام می داد، ولی من اصلا حال خوشی نداشتم، سکوت شب و درد تنهایی روی دلم آوار شده بود.
لحظه به لحظه احساس جدا شدن از حمید آزارم میدادآن شب استرس عجیبی گرفته بودم، چند بار از خواب پریدم و مستقیم سراغ لباس ها رفتم.
در تاریکی شب چشم هایم را می بستم و دست می کشیدم تا مطمئن شوم اثری از دوخت ها و جای خالی اتیکت ها نمانده باشد.
خودم را جای دشمن می گذاشتم که اگر روی لباس دست کشید متوجه دوخت اتیکت ها می شود یا نه؟
لباس را بو می کردم و آهسته اشک می ریختم.
دلم آرام و قرار نداشت، زیر لب شروع کردم به قرآن خواندن و از خدا خواستم مواظب حميدم باشد.
#ادامه_دارد...
التماس دعای فرج🤲🏼🌹
🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟
╔═.🌺🍃🌺.═══════╗
👇
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
╚═══════🌺.🍃🌺.═╝
🌺#ذکری از #اسرار🌺
👈برای #پولدار_شدن فرموده بودند:هر روز هفت مرتبه دعای زیر را بخواند،بسیار #مجرب است واز #اسرار پنهان است:
🌸بسمُ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم 🌸
🌹🍃اللَّهُمَّ إِنّی ضَعیفٌ فَقَوِّنی،اللَّهُمَّ إِنّی ذَلیلٌ فَأَعِزَّنی،اللَّهُمَّ إِنّی فَقیرٌ فَاَغنِنی،بِرَحمَتِکَ یا أَرحَمَ الرّاحِمینَ.🍃🌹
📚تحفة رضوی.ص38
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
#دعایی_بــرای_خوشبختی
شمابه کمک این دعا میتوانید هر چه زودتر خوشبخت شوید کافیست به آن ایمان پیدا کنید.
يَا صَالِحُ وَ يَا أَبَا صَالِحٍ أَرْشِدُونَا إِلَى الطَّرِيقِ يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ
این دعارو هر روز بخونین با اعتقاد و ایمان کامل برای #خوشبختی میتونین بعداز نماز هاتون بخونین
📚دروالکلم وعبدالله فقینی
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
🌸در باب وسعت #رزق و #روزی
🌹🍃استاد یعقوبی قاینی(مدظله العالی):
🌹🍃برای افزایش رزق و روزی اگر دعای
✨اللهُمَّ یا سَبَبَ مَنْ لا سَبَبَ لَهْ یاسَبَبَ کُلَّ ذی سَبَبٍ یا مُسَبِّبَ الْاَسْبابِ مِنْ غَیْرِ سَبَبٍ صَلِّ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَغْنِنی بِحَلالِکَ عَنْ حَرامِکَ وَ بِفَضْلِکَ عَمَّنْ سِواکَ یا حَیُّ قَیّومُ وَ الحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ وَ صَلِّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ✨
را خواندید و از آسمان براتون پول ریخت تعجب نکنید!!!!!
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
🌹 #ثروت بسیار(#مجرب)
🌷اثر صد بار ذکر«یا مُحسِن»در ثروتمند شدن
🌾از پیامبر خدا(ص)نقل شده است که:هرکس در شبانه روز صد مرتبه بگوید:«یا مُحسِنُ» #ثروتمند خواهد شد.این ذکر به تجربه ثابت شده است.
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
🌸دعایی که #پیامبر (ص ) به #حضرت_زهرا ( س ) برای #فراخی #روزی آموختند:
در مصباح الانوار از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند پیامبر صل الله
علیه و آله برای توسعه رزق و روزی به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها این دعا
را آموختند :
اللَّهُ رَبُّنَا وَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ مُنْزِلُ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْفُرْقَانِ فَالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوَى
أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ أَحَدٌ وَ أَنْتَ الْآخِرُ
فَلَيْسَ بَعْدَكَ أَحَدٌ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ أَحَدٌ وَ أَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ أَحَدٌ
اقْضِ عَنِّي الدَّيْنَ وَ أَغْنِنِي مِنَ الْفَقْرِ.
📚 بحارالانوار ج 92 ص 297
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 خدا نکنه غیبت #امام_زمان ارواحنا فداه برامون عادت بشه....
🎙 #استاد_عالی
#کلیپ_مهدوی
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
مقام بالای منتظران .mp3
2.16M
🔊 #صوت_مهدوی
📝 #پادکست «مقام بالای منتظران»
👤 استاد #رائفی_پور
❌ هرکسی نمیتونه به امام زمان و ظهور برسه...
🔅 در #آخرالزمان خیلیا غربال میشن اونی که بالا میاد امام زمانیه
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
انسان شناسی ۲۷۷.mp3
12.37M
#انسان_شناسی ۲۷۷
#استاد_شجاعی
#استاد_فرحزاد
#دکتر_رفیعی
چرا بعضیا اینقدر در مسیر هدفشون، باانگیزه، سریع، پرتلاش، خوشفکر و منظمند،
ولی من؛
ـ یاحال و حوصلهی شروعشو ندارم،
ـ یا وسط راه، بیخیالش میشم،
ـ یا کلاً همش میزنم جاده خاکی.
علّت چیه من اینجوریام؟
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕