eitaa logo
ندای قـرآن و دعا📕
13هزار دنبال‌کننده
32.7هزار عکس
7.2هزار ویدیو
482 فایل
#روزے_یک_صفحه_با_قرآن همراه با ادعیه و دعاهای روزانه و مخصوص و حاجت روایی و #رمان های مذهبی و شهدایی #کپی_مطالب_آزاد_با_ذکر_صلوات مدیریت کانال و تبادل 👇👇 @Malake_at eitaa.com/zohoreshgh eitaa.com/NedayQran دعا و سرکتاب نمیکنم
مشاهده در ایتا
دانلود
ندای قـرآن و دعا📕
💠 ❁﷽❁ 💠 💠رمـــــان #جانم_میرود 💠 قسمت ۲۸ _همینجا پیاده میشم پول تاڪسي را حساب ڪرد و پیاده شد
💠 ❁﷽❁ 💠 💠رمـــــان 💠 قسمت ۲۹ _خسته نباشید همه ار جایشان بلند شدند مهیا وسایلش را تند تند جمع ڪرد و همراه نازی و زهرا به سمت بیرون رفتند _دخترا آرایشم خوبه؟؟ مهیا نگاهي به صورت نازی انداخت _خوبه، میخوای برے جایي؟؟ زهرا تنه ای به نازی زد _ڪلڪ کجا دارے میری؟؟ _اه چته زهرا تیپمو بهم ریختی... من رفتم مهیا و زهرا به رفتن نازی نگاه می کردند _واه مهیا این چش شد _بیخیال ولش ڪن بریم _مهیا جانِ من بیا بریم کافی شاپ ـــ باشه بریم پاتوق همیشگی مهیا و دوستانش کافی شاپی ڪه رو به روی دانشگاه بود ...وارد کافی شاپ شدن و روی میزی در گوشه ڪافی شاپ نشستند...گارسون به طرفشان آمد و سفارش را گرفت صدای گوشیش بلند شد بعد ڪلی گشتن گوشی را از کیف درآورد پیام داشت .همان شماره ناشناس بود..جواب پیام را داده بود _یڪ دوست مهیا پیامش را پاک کرد و بیخیال تو کیف انداخت _بی مزه بازیش گرفته _با ڪی صحبت مي کني تو _هیچی بابا مزاحمه بیخی شروع ڪردن به خوردن ڪیڪ بعد از ربع ساعت از جایشان بلند شدندمهیا به طرف صندوق رفت تا حساب ڪند _چقدر میشه _حساب شده خانم مهیا با تعجب سرش را بالا آورد _اشتباه شده حتما من حساب نڪردم _نه خانم اشتباه نشده اون آقا میز شمارو حساب کرد مهیا به جایی ڪه گارسون اشاره ڪرد نگاه ڪرد با دیدن مهران صولتی و آن لبخند و نگاه مرموزش اخم وحشتناڪی به او انداخت و زود پول را از ڪیف پولش در آورد و روی پیشخوان گذاشت و از کافی شاپ خارج شد _پسره عوضی _باز چته غر میزنی _هیچی بابا بیا بریم دستی برای تاڪسی تکان داد با ایستادن اولین تاڪسی سوار شدند _مهیا _جونم _یه سوال بپرسم راستشو بهم میگی _من کی بهت دروغ گفتم بپرس _اون دو سه روزی ڪه جواب گوشیتو نمی دادی ڪجا بودی مهیا پوفی ڪرد دوست نداشت چیزی را از زهرا مخفی ڪند _بهت میگم ولی واویلا اگه فهمیدم نازی یا کس دیگه ای فهمیده _باشه باشه بگو... 👈 .... رمان ✍ نویسنده 🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟 ╔═.🌻🍃🌻.═══════╗ 👇 @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕 ╚═══════🌻.🍃🌻.═╝
ندای قـرآن و دعا📕
💠 ❁﷽❁ 💠 💠رمـــــان #جانم_میرود 💠 قسمت ۲۹ _خسته نباشید همه ار جایشان بلند شدند مهیا وسایلش را ت
💠 ❁﷽❁ 💠 💠رمـــــان 💠 قسمت ۳۰ _جان من مهیا همه این اتفاقات افتادن؟ _جان تو _وای خدا باورم نمیشه _باورت بشه _🔥نازی🔥 بفهمه... مهیا اخمی به او کرد _قرار نیست بفهمه خودت میدونی با این جماعت مشڪل داره دیگہ به خانه رسیده بودند...بعد از خداحافظی به سمت در خانه شان رفت در را باز کرد و تند تند از پله ها بالا رفت _سلام مادرش که در حال بافتن بود وسایلش را کنار گذاشت _سلام به روی ماهت تا تو بری عوض کنی نهارتو آماده میکنم مهیا بدون اینڪه چیزی بگوید به سمت اتاقش رفت و بعد از عوض کردن لباسش و شستن دست و صورتش به طرف آشپزخانه رفت... و شروع کرد به خوردن تمام که کرد ظرفش را بلند کرد و در سینگ گذاشت _مهیا مهیا به سمت هال رفت _بله _دختر آقای مهدوی رو تو بازار دیدم گفت بهت بگم امروز بری پایگاشون غروبی _باشه تو اتاقش برگشت...خیلی خسته بود چراغ را خاموش ڪرد و خود را روی تخت پرت ڪرد 🌸🌸🌸 موهایش را مرتب کرد وسایل مخصوص طراحی اش را برداشت و به سمت پایگاه رفت... بعد نماز رفت چون دوست نداشت در شلوغی آنجا دیده شود حوصله ی نگاه های مردم را نداشت به سمت پایگاه رفت بعد از در زدن وارد شد...چند دختر جوان نشسته در حال بسته بندی بودن با تعجب به مهیا نگاه می کردند _به به مهیا خانم مهیا با دیدن مریم لبخندی زد _سلام مریم جان ــ سلام گلم خوش اومدی بیا بشین اینجا مهیا روی صندلی نشست مریم برایش چایی ریخت _بفرما _ممنون 👈 .... رمان ✍ نویسنده 🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟 ╔═.🌻🍃🌻.═══════╗ 👇 @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕 ╚═══════🌻.🍃🌻.═╝
🍃🍂اسماء الحُسنے🍃🍂 ✍ هرڪس هنگام دعا ۷۰ بار 《یـا بَـدیـع》 بخواند دعایش مستجاب شود 📚 اذکار شگفت انگیز @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
💙🍃 🍃🍁 💯✍🏻مرحوم محدث نورے از حضرت علی علیه السلام روایتی نقل ڪرده ڪہ در آن روایت حضرتش نمازے برای ڪسانیکه قصد دارند و می خواهند همسر خوبی را اختیار نمایند بیان فرموده اند . حضرت می فرماید : هر ڪه می خواهد ازدواج ڪند دو رڪعت نماز بخواند در هر رڪعت بعد حمد سوره یس را خوانده بعد از نماز حمد الهی را به جا آورد ( الحمد الله را صد مرتبه بگوید ) و ثناء الهی را نیز به جاے آورد سپس بگوید : ⇆اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي زَوْجَةً صَالِحَةً وَدُوداً وَلُوداً شَكُوراً قَنُوعاً غَيُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَكَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَكَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِيتُ ذَكَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَيْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِي وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَيْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِي وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَيْهَا أَرْضَتْنِي يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ هَبْ لِي ذَلِكَ فَإِنَّمَا أَسْأَلَهَ وَ لَا أَجِدُ إِلَّا مَا مَنَنْتَ وَ أَعْطَيْتَ⇆ سپس حضرت فرمود : هر کس این عمل را انجام دهد هر آنچه از خداوند خواسته به او داده خواهد شد . 📚 الحصیفة العلویة الثانیة ص 202 و 203 @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
✍ از امام صادق ؏ روایت شده که اگر کسی بخواهد میان دو کس آشتی برقرار ڪند 《 سوره معارج 》 را ۸۰ بار بخواند🔺 📚 خواص الآیات ۱۴۰ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
🖊 مدت ۷ روز بعد از نماز صبح هر روز ۱۰۰ بار "سوره توحید" را بخواند بدون تڪلم با خضوع و خشوع هنوز هفته تمام نشده حاجتش برآورده شود       📚 بحرالغرائب ۱۲ ↶【به ما بپیوندید 】↷ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
🖊 هر ڪس در قرض گرفتار شود و قدرت اداے آن را نداشته باشد مداومت ڪند به خواندن این دعا Ⓜ️ چشمه رستگاری ص 47 ↶【به ما بپیوندید 】↷ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
🌸✨هر کس مبتلا به اضطراب و وحشت است هر روز بعد از نمازهای پنجگانه ده بار آیه ۸ سوره آل‌عمران را قرائت کند ان‌شاءالله شفا یابد✨ 📚 خزینه الاسرار ۲۳۲ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا امام زمان مان ظهور نمی کند؟ عج @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
7.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 حجت الاسلام پناهیان : 🎙علائم ظهور عج🍃 @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
یاد خدا ۴۱.mp3
10.91M
مجموعه ۴۱ | √ من بعضی وقتها یهو احساس مچالگی، افسردگی، سستی، بی‌انگیزگی می‌کنم بدون اینکه هیچ اتفاقی افتاده باشه! چرا این حالت بر من غالب میشه؟ چطوری از بین میره؟ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
✨ساعت ۸ به وقت امام هشتم✨ روستایی زاده‌ام از راه دوری آمدم با هزار امید از بهر حضوری آمدم دست خالی آمدم گفتم تو آقای کریم پر کنی دستم اگرچه روسیاهم یارضا گفته‌ام من با همه حکم برائت میدهی وعده‌ بر زوار با خط شفاعت میدهی مادر بیمار من گفته سلامش را دهم بر تو ای آقا سلامِ از روی بامش‌ را دهم خادم مسجدکه‌خرج‌این‌سفر را هم نداشت کاسهٔ نذری به من داده که نامش را دهم هرچه‌ خیر از سوی حق‌ جاری‌شده‌ پایان تویی بی‌سروسامان‌عشقم یارضا سامان تویی 😍✋ اللهّمَ صَلّ عَلے عَلے بنْ موسَے الرّضا المرتَضے الامامِ التّقے النّقے و حُجّّتڪَ عَلے مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثرے الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ ڪثیرَةً تامَةً زاڪیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَـہ ڪافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلے اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِڪَ ع👇 https://eitaa.com/Monajatodoa/132 💌💌💌💌💌💌💌 @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕