eitaa logo
ندای رضوان🇮🇷
5.1هزار دنبال‌کننده
9.8هزار عکس
3.8هزار ویدیو
90 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ندای رضوان🇮🇷
۱ من هر روز با حجاب کامل میرفتم مسجد برای نماز اگرم برنامه ای بود اولین نفر میرفتم برای کمک مادرشوهرم که فامیل یکی از همسایه ها بود چند باری اومده بود تو مسجد و منو دیده بود پسندیده بود اومدن خواستگاری و چون خانواده خوبی بودن جواب مثبت دادیم و ازدواج کردیم اوایل ازدواج ما مثل بقیه خوب و رویایی بود با شوهرم رابطه خوبی داشتم و صمیمی بودیم شوهرم توی ی شرکت کار میکرد و همکارای خانم داشت مامانم بهم گفت که مراقب زندگیت باش دور شوهرت پر از زنای رنگ و وارنگ هست بپا ی وقت شوهرت از دستت در نیاد خندیدم گفتم مامان این حرفها چیه مگه همه چیز این چیزا هست دیگه دوره زمونه این چیزا گذشته ❌کپی حرام ⛔️
۲ مامانمم هیچی نگفت چند روزی گذشت شوهرم گفت اصلاح نمیری؟ موهاتم رنگ میخوادگفتم الان حوصله ندارم و ولش کن شوهرمم هیچی نگفت کار به جایی رسید که دوماه یک بار میرفتم اصلاح و هفته ای یک بار یا دوهفته یک بار ی حمام یک ربعی میرفتم هر وقتم مامانم و شوهرم بهم میگفتن اینجوری نکن میگفتم حال ندارم ولم کنید شوهرم دیگه باهام سرد شده بود و خیلی حرف نمیزد همش میگفتم چرا دوری میکنی هیچی نمیگفت ی روز مادرشوهرم گفت مادرانه بهت میگم داری زندگیت رو خراب میکنی گفتم زندگیی که بخواد بر پایه اصلاح و رنگ‌مو و این چیزا باشه بهتر که نباشه. کم کم دیگه کار خونه هم نمیکردم و میگفتم حال ندارم خسته م ❌کپی حرام ⛔️
۳ شوهرم چندباری باهام دعوا کرد و میگفت چرا تمیز نیستی منم تا چند روز بعد از دعوا خودم و مرتب میکردم و خونه رو تمیز نگه میداشتم اما به ی هفته نرسیده دوباره همه چیز نامرتب و کثیف بود یکی دوباری بابا مامانم رو اورد خونمون و اونا حق رو به شوهرم دادن و من مثل همیشه تا چند روز مرتب بودم و دوباره میشدم ادم قبل، کم کم حس کردم شوهرم دیگه دوسم نداره هر کاری میکردم کمی بهم توجه کنه ولی کاری نداشت حتی باهام حرفم نمیزد ارایش کردم و بهش گفت خوشگلم؟ گفت عین زنای قاجار با سیبیل ارایش کردی و محلم نذاشت به خودم رسیدم و خونه رو مرتب کردم اما بازم توجهی نمیکرد ی روز دیدم ی لباس برام خرید اورد خونه پوشیدمش ولی بازم کاری بهم نداشت همش سرش تو گوشیش بود و چت میکرد حسابی کنجکاو بودم ببینم کیه که با این چت میکنه بهش گفتم بهم خیانت میکنی؟ خندید گفت برو بابا ❌کپی حرام ⛔️
۴ خیلی بهش شک کرده بودم گوشیش زنگ میخورد و میرفت توکوچه حرف میزد همش سرش تو گوشیش بود و حتی جاشم داشت از من جدا میکرد چندین بار باهاش دعوا کردم و میگفتم اسمشو بگو برم سراغش ی بار خندید و گفت اره بایدم بری تا بفهمه چرا نمیخوامت این قیافه ست؟ موهاتو ببین میشه ازش روغن گرفت از بس کثیفی ی حموم نمیری حالا میخوای بری یقه مردم رو بگیری؟ دل حسابی شکست ولی راست میگفت خودم رو مرتب کردم و حموح رفتم اما بازم گفت که این کارت فقط یک روز هست و دوباره همون ادم کثیفی، خیلی بهم برخورد اما راست میگفت نقشه کشیدم و بهش گفتم که من فردا شب میرم خونه مامانم میخوابم همونجا پس فردا موقع نهار برمیگردم شوهرم با اغوش باز قبول کرد و من فرداش به شوهرم پیام دادم که رفتم خونه مامانم، رفتم توی کمد و قایم شدم ❌کپی حرام ⛔️
۵ که دیدم وارد خونه شد و روی تخت دراز گشید با یکی تماس گرفت و شروع کرد کل مشکلات رو گفت میگفت خانم‌مشاوره نمیدونم چیکار کنم تازه فهمیدم که تمام چت هاش با ی خانم مشاوره بوده و مشخص بود اونم راهنماییش میکنه از خودم خجالت کشیدم انقدر تو کمد بودم تا شوهرم رفت بیرون و پیام دادم برگشتم خونه، وقتی اومد عادی رفتار کردم بیشتر از همه از خودم خجالت میکشیدم که بهش تهمت زدم که خیانت میکنه خودم رو تغییر دادم و تلاش کردم که درست بشم و شدم رابطه مون بهتر شد به پیشنهاد شوهرم چند باری هم رفتیم مشاوره و زندگیمون خوب شد کاش همه زوجین فرهنگ مشاوره رو پیدا کنن .