15.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظر بی بی سی در مورد سرود جهانی سلام فرمانده😐😂😂😂
خدا را شکر که خداوند دشمنان ما را احمق افرید😂👍
#طنز
#بی_بی_سی
#سلام_فرمانده
————••🕊⃞••—————
🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」
————••🕊⃞••—————
『³¹³ نحن ابناءالمہــدۍ』
سلام بله خیلی زحمت میکشن🥺 خیلی ممنونم بابت نظراتتون🌸🌱 https://harfeto.timefriend.net/1653662691506
سلام مجدد 🌸
در رابطه با اون هایی که برای ادمینی سوال پرسیدن که چطور باید ادمین کانال بشیم...
قبلا هم گفتم اگر مایل هستید برای ادمین شدن در کانال یه سری شرایطی هست که اگر کسی میخواد ادمین شه باید بیاد پی وی تا بگم بهش 🤍🖇
کانال به یک الی دوتا ادمین نیاز داره 🌱
اینم ایدیه بنده 👇
@Gomnam313u🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هر که آمد به تماشای تو در سجده فتاد 💔
————••🕊⃞••—————
🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」
————••🕊⃞••—————
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یا امام رضا 💔
————••🕊⃞••—————
🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」
————••🕊⃞••—————
『³¹³ نحن ابناءالمہــدۍ』
___ ————••🕊⃞••————— 🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」 ————••🕊⃞••—————
⏱🌪
توۍنمـٰازجمـٰاعت؛همیشہصفاولمۍایستاد؛
همیشہتوۍجیبشمُھروتسبیحتربتداشت!
گـٰاهۍوقتهاڪہبہهردلیلۍتوۍجیبشنبود،
موقعنمـٰازدرحسینیہۍپـٰادگـٰاندنبـٰالمُھرتربت مۍگشت.وقتۍڪہپیدامۍڪرد،اینشعررازمزمہ مۍڪرد:
تـٰاتوزمینسجدھاۍ،سربہهوانمۍشومシ..!
#شھیدمحسنحججۍ
————••🕊⃞••—————
🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」
————••🕊⃞••—————
『³¹³ نحن ابناءالمہــدۍ』
__ ————••🕊⃞••————— 🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」 ————••🕊⃞••—————
•••
رهبر انقلاب:
کفشپاےسلیمانیهمبرسرِقاتل
اوشرفدارد
اماقاتلوآمرقتلشهیدسلیمانی
بایدانتقامشانراپسبدهند🚶🏻♂🖐🏼
#حاجیمون
————••🕊⃞••—————
🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」
————••🕊⃞••—————
خودت را به دست حوادث
و جریان ها نسپار …
چون خدا تورا آفریده است تا
به وجود آورنده “جریانات” باشی
نه تسلیم شونده در برابر جریان ها
- - شهید بهشتی (ره)
————••🕊⃞••—————
🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」
————••🕊⃞••—————
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•••
چقدرقشنگحرفایدلمونو
میگهبهتحاجی:)🌿
#دلتنگیم
————••🕊⃞••—————
🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」
————••🕊⃞••—————
شھـٰادتنوعمرگراعوضمیڪند،
وقتمرگراعوضنمیڪند..!
ازمرگنترسید،جورۍدرزندگۍ
حرڪتڪنیدکہخداوند"شھـٰادت"
رانصیبتانڪندوازدنیاببرد🚶🏻♂!
————••🕊⃞••—————
🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」
————••🕊⃞••—————
『³¹³ نحن ابناءالمہــدۍ』
#رمان_پلاک_پنهان #قسمت_صد_و_ششم ــ موفق هم شد،اون روز که سراغش رفتم ،بی هماهنگی نبود،باسردار احمدی
#رمان_پلاک_پنهان
#قسمت_صد_و_هفتم
ــ ولی تو رشته ات علوم سیاسی بود،علوم سیاسی کجا و موسسه فرهنگی کجا؟
ــ بعد اون اتفاق دیگه آخرین چیزی که بهش فکر میکردم رشته و علایقم بود،نه من
نه خاله نمیخواستم زیر بار کسی بریم، برای همین باید زود میرفتم سرکار،اون موقع
فقط میخواستم زندگی خاله سر بگیره و خاطرات تو ،تو این خونه کمرنگ بشه،نه
اینکه فراموشت کنیم،نه،ولی خاله تو هر گوشه از خونه با تو یه خاطره داشت،بعضی
شبا تا صبح برام از خاطراتتون میگفت
با بغض پرسید:
میدونی اون لحظه چی نابودم میکرد؟
کمیل سوالی نگاهش کرد،سمانه نتوانست خودش را کنترل کند و با گریه گفت:
ــ اینکه چرا من اینقدر با تو خاطره دارم
کمیل به طرفش رفت و او را در آغوش کشید،همیشه گریه های سمانه حالش را بد می
کرد،ب*و*سه ای بر سرش کاشت سمانه اینبار با گریه ی شدیدتر نالید:
ــ همه ی این چهارسال با این چند خاطره سر کردم،از بس تکرارشون کردم خودم
هم خسته شده بودم،همش با خودم میگفتم ای کاش خاطرات بیشتری داشتم ای
کاش وقت بیشتری کنارش میموندم،ای کاش...
گریه دیگر به او اجازه ادامه حرفش را نداد،کمیل چشمان نشسته بر اشک اش را پاک
کرد و گفت:
ــ قول میدم اینقدر برات خاطره بسازم که اینبار از زیاد بودنشون خسته بشی.
ربع ساعتی گذشته بود اما سمانه از کمیل جدا نشده بود،و بدون هیچ حرفی در
اغوش همسرش ماند،به این ارامش و احساس امنیت احتیاج داشت.
با ضربه ای که به در زده شد از کمیل جدا شد با صدای "بفرمایید" کمیل در باز شد و
صغری با استرس وارد اتاق شد اما به محض دیدن چشمان اشکی و دستان گره خورده
ی ان دو لبخندی زد و گفت:
ــ مامان خوراکی اماده کرده میگه میتونید بیاید پایین یا بیارم براتون بالا
کمیل سوالی به سمانه نگاه کرد که سمانه با صدای خشدارش بر اثرگریه گفت:
ــ میایم پایین
صغری باشه ای گفت و از اتاق خارج شد،کمیل به سمت سمانه چرخید و آرام اشک
های سمانه را پاک کرد و با آرامش گفت:
ــ همه چیز تموم شد،خودتو اماده کن چون دوباره باید منو تا آخر عمر تحمل
کنی،الان هم پاشو بریم پایین
به قَلَــــم فاطمه امیری زاده
————••🕊⃞••—————
🍃|☫•➜「@Nhno_almhdi」
————••🕊⃞••—————