eitaa logo
Звезда✮
89 دنبال‌کننده
143 عکس
72 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
Звезда✮
امروز و یادم میمونه
تا ابد و یک روز سومِ بهمن‌ماهِ چهارصد و چهار و به خاطر می‌سپارم)))))))
محتوا آوردم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر درست بخاطر داشته باشم امروز شانزده سال و یک ماه و چهار روز است که پا به این دنیای احمقانه گذاشته ام ، دنیایی که نامردی نگویم اکثر روز هایش فقط تیره و تار بوده است . پا گذاشتم به این جهانِ پر از آدمیزاد ، این جهانِ پر از افکار و اعمالِ پوچ و بیهوده ، این جهانِ دودوزه باز و... از حق نگذریم گاهی اوقات هم خوبی های خودش را دارد ، گاهی خوبی های خودش را دارد و چیز هایی جلوی پایم می‌گذارد که با خود میگویم انگاری که آنقدرها هم پیش خالق فراموش شده نیستم ، کفر نمی‌گویم اما میدانید گاهی دنیا با آدمی طوری رفتار میکند که فقط میخواهی به گوشه امنِ خودت پناه ببری ، کز کنی و برای دقایقی فقط به دیوار های اتاق چشم بدوزی و چشم بدوزی و چشم بدوزی... و آنقدر محوِ آن دیوار صاف و ساده شوی تا فقط زمان بگذرد بلکه پایان یابد آخر میگویند این نیز بگذرد ، میگذرد ها اما چه فایده که عمر مرا هم با خود همسفر می‌کند و می‌برد ، ذوق مرا ، خنده هایم را ، اشک هایم را ، خوشحالی هایم را تمام وجودم را ذره ذره با خود می‌برد تا بالاخره در پیری چیزی از من باقی نمانده و فرسوده شده و زمانی که دیگر چیزی از من باقی نماند دیگر جسمی هم نخواهد ماند و همه چیز تمام می‌شود. اما نمیدانم چگونه است که حال هم چیزی از من باقی نمانده است ، چگونه است که اکنون هم تنم خوابیدن را فرا میخواند... بیخیال... می‌گفتم ، از آن خوبی هایی میگفتم که دنیا را برایم قابل تحمل می‌کند ، می‌دانید اتفاقات خوب زود از یاد ها می‌روند و کافی است اتفاق ناگواری بی افتد تا دیگر تمام حس های خوب از مغزت بپرند . اما آخ از آن انسان هایی که می‌آیند و میشوند خوبی های دنیای تو ، آخ از آن کسی که چهار ماه و شش روز است که شده است تمام خوبی و خوشی های جهانم ، در کنار او جای زخم هایم درد نمیکند یا زخم هایی که اکنون هم دنیا به بدنم میزد را حس نمیکنم . او التیام درد هایم شده است ، نورِ دنیای سراسر تاریکم ، امیدِ روز های نا امیدی ام ، آرامشِ دنیا و شب و روز های پر هیاهو ام و.... در آغوش اوست که فارغ از دنیا تمام حس های خوب را با خود دارم ، زمانی که دستانم را به دور گردنش حلقه میکنم درست همان زمان که سفت و سخت به آغوش میکشَمَش و عطر گیسوان و گردنش را تنفس می‌کنم در ذهن خود هزاران بار خدا را شکر می‌کنم از داشتن او . با خود میگویم چطور است که یک نفر حتی آغوشش هم پرستیدنی است؟ تا صبح و از صبح تا آخر دنیا میتوانم همچنان از او بگویم ، از صدای گوش‌نوازش ، از چشم های مست کننده اش ، از دریای مواج موهایش که مرا در خود غرق کرده از.. از بند به بند وجودش بگویم و خسته نشوم و تمام نشود ، آخر میدانید او توصیف نشدنی ترین مخلوقی است که دیدم ! درکل در کنار تمام این اتفاقات عذاب آور و آدمیزدار های انزجار آور من اورا دارم و در کنار او انسان هایی را دارم که حتی اگر دیگر در زندگی ام هم نباشند از آنها به خوبی یاد میکنم پس شاید از دست دنیا و کارهایش فقط باید به آغوشِ پناهِ امنم بگریزم و بگذارم که این نیز هم بگذرد.. " این نیز بگذرد ؛ نهمِ خردادماهِ چهارصد و پنج .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝖘𝖙𝖊𝖕𝖍𝖆𝖓𝖎𝖊
آنقدر از تو مینویسم تا فارسی تمام شود!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Her starry eyes...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تورس، صلح مهم تره تا اثباتش. به خودت استراحت بده.
Звезда✮
تورس، صلح مهم تره تا اثباتش. به خودت استراحت بده.
گوه میخوره هرکی رو مخت رفت تو استراحت کن با من😉