𝓝𝓸𝓬𝓽𝓪𝓻𝓪
#کیکــتولد او تقلا میکرد که رهایش کنم اما باید میمرد جان او در دست های من بود و مرگ او حتمی انبرد
#کیکــتولد
به سختی نفس میکشید
کنارش روی صندلی ای نشستم و سیگارم را روشن کردم
سکوت حکم فرما شده بود
در حدی ساکت بود که صدای قلبم را میشنیدم
سیگارم را روی پوستش کشیدم و خاموش کردم
دیگر توان تقلا نداشت فقط با چشم هایی پر از خون و اشک به من خیره شده بود
لبخندی بی احساس زدم و سرش را بالا اوردم
احساس ترسش را دوست داشتم
به صورت پر خون او زل زده بودم که ناگهان صدایی حواسم را به خودش جمع کرد
انگار کسی تمام مدت شاهد کار های من بود
اما کی؟
نمیدانم
ولی ان صدا از اتاق بغلی میامد
ارام ارام و بی صدا وارد اتاق شدم
کسی را ندیدم
اما من مطمئن بودم که ان صدا ، صدای درون مغزم و خیالات نبود
از ان اتاق بیرون امدم و تظاهر کردم کارم به اتمام رسیده و از انجا رفتهام
گوشه ای در سکوت و سایه ایستاده بودم طوری که کسی حتی فکرش را نمیکرد انجا باشم
چند دقیقه گذشت
یک دختر..!
او شاهد کار های لذت بخش من بود اما انگار ترسیده بود
#چشمان_تشنه_به_خون
یک روز بارونی به سمت خونه حرکت کرد توی راه وارد یک مسیر شد،همین که وارد شد یک حس عجیبی بهش دست داد می خواست از راه دیگه ای بره اما با خودش گفت بیخیال این راه سریع تره فقط یه راهه دیگه.
قدم های کوچیکی برداشت، خیلی حس بدی بهش دست داد اما بازم به راهش ادامه داد.
یک خونه ی خیلی قدیمی و
یه مرد با لباس های قدیمی ی سفید رنگه پاره پوره دید که چشماش به قدری ترسناک بود که نمیشد مدت زیادی بهش نگاه کرد خ. و. ن از سرو صورتش جاری شده بود و لبخنده عجیبی زد به سمت دختر اومد و چ.اقویش را در آورد
دختر فریادی زد و پا به فرار گذاشت،
در راه هزاران بار زمین خورد ولی بازم بلند میشد و جی.غ میزد مرد هم به آرامی به دنبالش اومد و گفت :<<آروم باش خرگوش کوچولو از دست ش.کارچی فرار نکن>>
427.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ژنیا برام تعریف کن
درسته نمیفهمم ولی شنونده خوبی میشممم
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میخوام تب برم
آمارم؟ ۷۰+
آمارت مهم نیست
JOIN: @Noctaraaa
پرایوتم: @Satoru124
ب᮫۫هت᮫ر۫ی᮫𝂅ن ا᮫د᮫‧ی۫ت᮫ و᮫۫ 𝂅پی᮫ک۫ از۫ گ᮫۫و᮫𝂅ج᮫۫و!
پی᮫᮫۫ن𝂅ترس᮫۫ت و ۫تی᮫ک۫ ت۫ا𝂅ک᮫۫ به۫ ا᮫ی۫تا پ𝂅ی᮫۫وس۫ت᮫!
ب۫ا ۫𝂅ور᮫و᮫د ᮫۫به۫ ا᮫ین۫ چ᮫𝂅نل᮫ وا᮫ر۫د ت۫𝂅یک ۫تا᮫ک و۫ پینت᮫۫رس𝂅ت᮫ میش۫𝂅ی
برا᮫۫ی𝂅 ۫ع᮫ضو𝂅ی۫ت رو᮫𝂅ی۫ لین᮫۫ک𝂅 زی۫ر᮫ ت۫پ تپ۫ ک۫ن᮫𝂅☁️
{Gຼojຼᰰo saຼtᰰorᰰuຼ}