بهبه. شروع رسمی باز گذاشتن پنجره ، مچاله شدن زیر پتو و عشق کردن با بوی بارون.
مرگ بر تابستون و تابستونگرا.
بله دوستان؛
یک هفته دیگه تابستون تموم میشه و هیچکدوم از اون برنامههایی که شب امتحان ریخته بودیم رو انجام ندادیم:)
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
بله دوستان؛ یک هفته دیگه تابستون تموم میشه و هیچکدوم از اون برنامههایی که شب امتحان ریخته بودیم رو
حتی پیتزا خونگی هم نپختم چون رژیم بودم(((:
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
بله دوستان؛ یک هفته دیگه تابستون تموم میشه و هیچکدوم از اون برنامههایی که شب امتحان ریخته بودیم رو
حتی دیدن یه دونه از دوستامم نرفتم((:
حتی حالِ هیچکدوم هم نپرسیدم(((((:
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
حتی دیدن یه دونه از دوستامم نرفتم((: حتی حالِ هیچکدوم هم نپرسیدم(((((:
دیدم یکیشون رفتم
یه بارم با بچه های اکیپ دور هم جمع شدیم
و یه بارم حرم رفتم ؛
زخمی اگر بر قلب بنشیند ، تو نه میتوانی زخم را از قلبت وا بکنی ، نه میتوانی قلبت را دور بیندازی.
زخم تکهای از قلبِ توست.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
کاش میشد بیام و بهت تبریگ بگم :)
کل امشبو حرف زدم تا ساعت بگذره تا مشغول بشم ؛
تا یادم بره ولی نرفتی و نخواهی رفت :)
اگه بودی و مثل هر سال بود ؛
مثل همیشه راس 12 بهت زنگ میزدم میگفتم : تولدت مبارک باعث بدبختی خانواده عامل ننگ جامعه و مضر ترین سم کره ی زمین :)
ولی نیستی و من این دیالوگ تکراری هرساله رو باید با خودم هی تکرار کنم :)))))
من بگم و تو بخندی بگییی خیلیییی ممنون لطف دادی شما ؛
بعد اینکه مامان و بابا بهت تبریگ گفتن ، بگی راس ساعت جلوی در منتظرتم