eitaa logo
رِسانہ‌محـــــــله‌نوٓر
368 دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
3.5هزار ویدیو
32 فایل
✨همه چی از همه جا، اینجا👇 🎯https://eitaa.com/Noorkariz 🔹 آیـــدی👇 @Yamahdi_adrecnii
مشاهده در ایتا
دانلود
- دانیال رو فکر کنم یه بار دیدم.. چطور مگه حاجی؟ - افتاده زندون بچه..جوون کم عقل سفته امضا کرده واسه رفیقش اونم گذاشته در رفته.. منوچهر و همین یه بچه.. روز و شب نداره بنده خدا سنگینیِ جملاتش را حس می کنم انگار. لحظه ای مکث می کند و باز لب می جنباند. - خدا بخواد آخرِ همین هفته یه گل ریزون براش ترتیب می دم. گفتم شاید شمام بخوای شرکت کنی - حتماً حاجی.. چقدری هست بدهی.. خبر داری شما؟ سر تکان می دهد. پسرک انگار گند زده به زندگی و آبروی پدرش. - هر چی جمع شد بقیه اش با من.. حلِ حاجی؟ زیر بار نمی رود حاج ولی. من اما راضی اش می کنم. - خیر ببینی جوون.. عوضش و از مولا بگیری آ سید - فقط یه خواهش دارم ازتون.. نمی خوام کسی بدونه حتی منوچهر خان.. قبول؟ لبخندش من را یادِ پدرم می اندازد. گرم و صمیمی. نمی دانم از کجا این فکر به سرم می آید. فکر حامد و عاقبت تلخش. نام رمان :به توعاشقانه باختم 📍 کپی با ذکر صلوات برای ظهور و نام نویسنده https://eitaa.com/Noorkariz