eitaa logo
رِسانہ‌محـــــــله‌نوٓر
366 دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
3.5هزار ویدیو
32 فایل
✨همه چی از همه جا، اینجا👇 🎯https://eitaa.com/Noorkariz 🔹 آیـــدی👇 @Yamahdi_adrecnii
مشاهده در ایتا
دانلود
با خودم می گویم سن و سالت را ببین سید.. عشق و عاشقی دیگر به تو نمی آید! حتی اگر تنها آرزوی مادرت باشد. زودتر از هر شب به خانه می روم. جعبه شیرینی را روی میز آشپزخانه می گذارم. - خسته نباشی مادر.. چایی بریزم برات؟ - نه حاج خانم.. الان نه پشت سر را نگاه می کنم. مریم از اتاقش در نیامده. جلو می روم و آهسته می پرسم. - حالش چطوره.. بهتره؟ چشم باز و بسته می کند. - خوبه مادر.. خدا رو شکر خیلی بهتره - ملیحه خانم چی.. اومد؟ گفت بهش؟ لبخند شیرینی می زند. - آره مادر.. اگه بدونی چقدر خوشحال شد. اصلاً رو پاش بند نبود می گفتی دنیا رو دادی بهش - خب پس مشکل خاصی نیست.. نه؟ شانه بالا می اندازد. - خدا می دونه مادر.. دعا کن نباشه نام رمان :به توعاشقانه باختم 📍 کپی با ذکر صلوات برای ظهور و نام نویسنده https://eitaa.com/Noorkariz