Error 405🃏
۲۵ دقیقه با امیر حرف زدم🛐
البته فک کنم ۱۹ دقیقه من بودم بقیه ش مامان بابام چون اونا جدا از من بهش زنگ میزنن من زیاد نمیزنم وقتی میزنم دیگه خیلی حرف میزنم باش
امروز واقعا خوش گذشت
زنگ اول: امتحان عربی کنسل شد( سر کلاس شریفی موشک درست کردن و پرت کردن واقعا کیف میده )
دوم: جشن کلاسی بزرگداشت حافظ داشتیم. بچه ها واقعا عالی بودن و همه همکاری کردن. نوازندگی و مجری و فیلمبرداری و دیجی و همراهی مجری و … ( رحیمی و واثقی هم اومدن منم شعر حافظ خوندم )
سوم: بجا موسوی، واثقی اومد ( بیست دقیقه ی زنگ تفریح بعدش هم داشتیم حرف میزدیم باهاش😂. ورود بچه های کلاسای دیگه هم به کلاسمون عالی بود چون نمیدونستن واثقی تو کلاسه )
چهارم: پرسش فارسی نداشتیم و مشاعره داشتیم ( دو تا جاسفرند جلوییم و جریان گوسفند و هایلایتر اکلیلی محیا و شباهت محیا به یحیی( تلفظی )
دیشب انقد طول کشید تا اینا رو تمیز و بسته بندی کنم برا جشن. چون جزئیات سفالی زیاد داشتن و باید با ملایمت انجام میشد😂