اها با داداشم صحبت کردم. گفتم ماجرا رو. گفت سعی کن با مرد عنکبوتی ها دوستی نکنی🤣🤣🤣🤣
وایییییی
حاجی مدرسه ی یحیی یه زنگ دبیر نداشتن. دوستش رفته از خونه پیکنیک و سوسیس و تخم مرغ آورده نشستن درست کردن همشون خوردن.
🦃Error 405
آرام ؟
دورتبگردم دقیقا پوینت ماجرا اینه که اسم ذکر نکنیم وگرنه هممون میدونیم آرام از دیوار صاف بالا رفته واثقی هم باهاش حرف زده دیگه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
🦃Error 405
دورتبگردم دقیقا پوینت ماجرا اینه که اسم ذکر نکنیم وگرنه هممون میدونیم آرام از دیوار صاف بالا رفته وا
بچهها خب من نمیدونم چرا اینو واسه شوهرخالت تعریف کردی