احساس شما«حسی که دارم حس عجیبه حس رهایی دارم انگار تو آسمون غرق شدم»
احساس رهایی، گاهی انقدر خوش است که ادم میترسد. میترسد که نکند فردا بیدار شود و دوباره سنگین شود. میترسد که نکند این فقط یک حس زودگذر باشد.
اما حقیقت این است که اگر تو زمانی رهایی را بچشی، دیگر نمیتوانی نادیدهاش بگیری.
مثل کسی که طعم ازادی را چشیده باشد، حتی اگر دوباره به بند کشیده شود، میداند که طعمی غیر از این هم وجود دارد.
پس نترس از اینکه این حس بگذرد. بگذار اگر میخواهد برود.
اما بدان که تو ان اسمان را درونت جا دادهای. هیچکس نمیتواند ان را از تو بگیرد، ان لحظهی غرق شدن را.
The NeighbourhoodThe Neighbourhood - Sweater Weather (320).mp3
زمان:
حجم:
9.8M
-آرامش و شادی توی چنلتون موج میزنه؛
-یه ویدیوکلاب با وایب دهه ۹۰ میلادی، سرشار از رنگ و لعاب و حس نوستالژی؛
احساس شما«سردرگمی ، دودل بودن ، عشقی که فکر کنم یه طرفه بوده ، غم»
سردرگمی
یعنی نشانیِ مقصد را گم کنی، اما پیاده شدن از قطار را هم بلد نباشی. یعنی همهچیز سر جایش است، جز تو. نقشه را وارونه نگاه میکنی و باز هم میگویی:نکند راه اشتباه رفتم؟
دودلی
دقیقاً ایستادن روی مرزِ باریکِ بمانم یا بروم است. دودلی یعنی قلب اری میگوید و مغز نه و تو در میان این دو له میشوی. هیچچیز به اندازهی انتخاب نکردن ادم را خسته نمیکند.
عشقی که یکطرفه بوده
تلخترین کشفِ یک عاشق است. تمام این مدت فکر میکردی دو نفر دارید یک اسمان را نگاه میکنید... اما بعد میفهمی او فقط به جای دیگری خیره بود، و تو تنها کسی بودی که به چشمانش خیره ماندی. یکطرفه بودن یعنی تو برای او یک فصل اضافی بودی، او برای تو تمام کتاب.
غم
همیشه در پایان می اید. نه برای نوازش، برای تمام کردن. غم یعنی قبول کن که قصه تمام شد، حتی بدون یک پایان. غم یعنی بنشینی کنار پنجره و برای چیزی که هرگز مال تو نبود، اشک بریزی.
احساس شما«این چند وقت خیلی حس زندگی کردن داشتم,با تمام وجود زندگی رو حس کردم و همین طور حس شادی و حس عجیب بودن»
حس زندگی کردن یعنی صبح که بیدار میشوی، اولین فکرت خسته ام نیست. یعنی چشم باز میکنی و نور را میخواهی، نه پرده را. یعنی نفس کشیدن دیگر عادت نیست؛ یعنی هر نفسی را مینوشی، مثل کسی که تازه طعم اب را چشیده باشد. حس زندگی یعنی دیدنِ گیاهِ گوشهی بالکن و برای اولین بار فکر کردن:تو هم داری نفس میکشی. چه قشنگ.
شادی اما فریاد نیست. شادی آن لحظهایست که بیخبر لبخند میزنی وسط خیابان، وسط کار، هیچ دلیلی نداری. شادی یعنی صدای باران را دوست داشته باشی، فقط بهخاطر اینکه الان این صدا مال من است. شادی سبک است، اما نه از جنس بیخیالی. از جنس پر بودن.
حس عجیب بودن… این همان است. همان که نمیتوانی اسمش را بگذاری. انگار همه چیز یک کم جابهجا شده، اما درست در همان جابهجایی، زیباتر شده. این حس یعنی دنیا را از زاویهای ببینی که قبلا ندیده بودی. یعنی به اینه نگاه کنی و ببینی یک نفر دیگر آنجاست همان تو، اما خندانتر، سبکتر، رها.
Nafeesisboujee1_24998607145.m4a
زمان:
حجم:
2.1M
-اکانت شما احساس آرامش و سرسبزی منتقل میکنه؛
-یه کلبهچوبی قدیمی و مرموز، انگار قبلاً یکی اونجا زندگی میکرده ولی الان خالیه… یا شاید هم نه؛