اینهایی که برای دفاع از خودشون یا برای تشبیه خودشون یا برای ماستمالی گندی که زدن از شهیدان، بزرگان دین و در درجه اولی قرآن و اهلبیت شاهد مثال میارن، جزء پلیدترینها و دونترین انسانها هستند.
طرف از بهشتی جمله میاره که بگه خودش رو اثبات کنه. انقدر پستفطرت نباشید. استدلالتون رو بکنید، اگر مبانی فکری یکی رو قبول دارید، عیبی نداره ازش استفاده کنید، ولی اگر فقط در یک حوزه شاهد مثال آوردید و او رو در سایر وجوه نادیده گرفتید، دارید سوءاستفاده میکنید. حالا میخواد بهشتی باشه و آوینی، یا امیرالمومنین باشه و آیه قرآن.
@Nucleader
خرداد ۱۳۶۰ آخرین باری بود که در جمع رزمندهها رفت، صحبتهایشان را شنید و در انتها گفت موقعی که آمدم چهرهها خسته بود، اما خداراشکر الان روحیهها خوب است. چند تن از رزمندهها برای استقبال تا فرودگاه رفتند. داخل هواپیما شد، دوباره از پلهها آمد پایین. فکر کردند چیزی جاگذاشته. آمد بینشان گفت از شما میخواهم برای شهادتم دعا کنید.
چند روز بعد با انفجار دفتر حزب جمهوری نام سید محمدحسین بهشتی در بین شهدا اعلام شد.
@NucLeader
نادان شما پر تلاش
و آگاهان شما تنپرور و کوتاهی ورزند.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
@Nucleader
کتابسوزان نازیها در آلمان سالها نمادی از توحش هیتلر و نازیسم در برابر علم بود. سوزاندن کتاب توسط آنها یا مثلا توسط مغولها، همیشه نماد مقاومت در برابر فهم، علم و دانش تعبیر میشده.
اما وقتی پای قرآنسوزی به میان آمده، هیچیک از داعیهداران آزادی، علم، دانش، روشنفکری و... دادشان درنمیاد.
البته که اگر تمامی قرآنهای دنیا را بسوزانند، باز چیزی از حقانیت آن کم نمیشود. جلوی گسترش اسلامگرایی را هم نمیگیرد. اما اینجور اتفاقات نشان میدهد، همهچیز در دنیا حدودی دارد. آزادی، دموکراسی، احترام به دیگران و...
و البته، برای مسلمانان در ایران عزیز هم قرآن مهجورتر از بسیاری چیزهاست. توهین به قرآن یا اهلبیت، در بین عالمان دینی پذیرفتنیتر از توهین به مثلا فلان استاد سنتی حوزه علمیه شده. در بین ما مردم هم قرآن چون کتابی است روی طاقچه که سالی یکبار روی سرمان قرار میگیرد، خیلی به جایی برنمیخورد که توهینی به قرآن عظیم بشود. مثل خیلی از خبرها با آن برخورد میکنیم و از کنارش رد میشویم.
گاهی فکر میکنم واقعا از توهین به قرآن، در دلمان احساس ناراحتی میکنیم؟
@Nucleader
نوشتهای از شهید #سید_مرتضی_آوینی که حتم دارم تا الان نخواندهاید. خودم هم امشب برای اولینبار خواندم و وقتی یقین پیدا کردم از اوست، گفتم منتشر کنم.
خواندن این متن با حال بدی که تا کنون نداشتهام، بسیار لذتبخش و البته بیاندازه دردآور بود.
متن را با دقت بخوانید.
@Nucleader
نیوکلیدر
نوشتهای از شهید #سید_مرتضی_آوینی که حتم دارم تا الان نخواندهاید. خودم هم امشب برای اولینبار خواند
«در پشت جبههها
ما فرزندان انقلاب
داشتیم رفتهرفته باور میکردیم
این یک سرنوشت لایتغیر است که
انقلاب باید فرزندان خویش را ببلعد
و خود را برای بلعیدهشدن آماده کرده بودیم.
آن عزیز رجاییشهید میگفت
هرکسی باید چیزی را قربانی راه انقلاب کند
و من آبرویم را قربانی میکنم
و ما که هنوز سنگینی خون آن عزیزان را بر گرده رنجور خویش داشتیم،
پذیرفته بودیم که
باید برای اسلام خود را تقدیم کنیم.
#جهاد_سازندگی را،
#سپاه_پاسداران را،
#بنیاد_شهید را،
#کمیته_ها را و...
و چه باک!
مگر نه این است که
تا خون فلق بر افق صبح ننشیند،
خورشید طلوع نخواهد کرد؛
بگذار
خون ما بر افق انقلاب بنشیند
و خورشید عدالت سر از غیبت صدهاساله بردارد
چه باک!
کمیتههای انقلاب فدایی انقلاب بشوند؛
نام "وزارت" مثل یک وصله ناجور بر تارک عرش نگین سپاه پاسداران بنشیند؛
ادارهها جهادی نشوند که هیچ،
"جهاد" اداره شود
و انقلاب مثل گربه بیوفایی که فرزندان خویش را میخورد،
یکایک ما را ببلعد؛ چه باک!
ازیکسو میبینیم که نظام اداری کشور،
فرزندان حقیقی انقلاب را دفع میکند
و هر روز بیشازپیش به دامان تخصصگرایی، بروکراسی و فساد میغلتد
و ازسویدیگر میدیدیم که
چگونه کشتی انقلاب اسلامی موجها را میشکافد
و طوفانها را میشکند
و با نیروی بسمالله بر همه جریانهای بیرونی غلبه مییابد
و کره زمین را تسخیر میکند.
ازیکسو خون شهدایمان همانطور که آن بزرگوار مطهری(ره) گفته بود
بر شریانهای اجتماع پخش میشد؛
بچهها خیلی زود بزرگمرد میشدند
و مرد میشدند
و مردان آرپیجی بهدوش به صحنههای اعجابانگیز جهاد فیسبیلالله میرفتند
اما
ازسوییدیگر در درون خودمان،
شمشیر دودم انقلاب،
تو گویی جناح دولت را با جناح دشمن اشتباه گرفته بودند.
نهتنها دیگر سخنی از انقلاب اقتصادیاداری بر زبان نبود
بلکه روزبهروز این پندار تقویت میشد که
سیستم بروکراتیک ادارات و بافت اقتصادی بهجایمانده از دوران حاکمیت طاغوت،
همان پیکره متناسبی است که
روح انقلاب اسلامی نیاز دارد.
اگر اینچنین نبود،
پس چرا
هرکه مسئولیتی را در تشکیلات بروکراتیک میپذیرفت،
هرچند خود پیش از آن از منادیان انقلاب اداری بود،
چیزی نمیگذشت که
ناگهان سر از جبهه مقابل در میآورد
و از آن پس
تحکیم مبانی سیستم بروکراسی را
به معنای
تثبیت نظام جمهوری اسلامی میگرفت
و هر نوع مخالفتی را ضربهزدن به اصل نظام میدانستند.
چهبسیار بودند کسانی که با همین تهدید،
تلاشهای حزبالله را برای ایجا تحول در نظام اداری
در خط آمریکا میدیدند
و پنجهدرپنجه انجمنهای اسلامی و جهاد ادارات میافکندند
و هر نوع حرکت انقلابی را رودررویی با نظام جمهوری اسلامی میدانستند؛
خصوصیت مشترکی که در
نهادهای انقلابی،
کمیتهها،
سپاه پاسداران،
جهاد سازندگی
و بسیج
وجود دارد
اتکا به مردمی است که
با ایمان به
اسلام و ولایت فقیه
همواره وجود خود را
بر محور اراده رهبری و صلاحدید او
معنا میکنند.
موفقیت نهادهای انقلابی به طور کامل مرهون همین خصوصیت است.
اگر این انگیزه الهی را از میان بردارید،
دیگر هیچچیز از این نهادها باقی نمیماند؛ روح انقلاب اسلامی
قالب و پیکره خاص خویش را میخواهد
و آن خصوصیتی که قالب را تمایز میبخشد
اتکا به مردمی است که
با ایمان به اسلام و ولایت فقیه
همواره وجود خود را
بر محور ولایت معنا میکنند؛
این خصوصیت فینفسه باعث تجلی خصوصیات دیگری در قالب تشکیلاتی نهادهای انقلابی شده است که
بسیار شگفتآور است.»
@Nucleader
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّی أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً (فی عَقِبی إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ)، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِهان حُجَّةً عَلی کُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلی کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یُولَدْ، فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ
ای مردم!
اینک جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جا میگذارم در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز. و حال، مأموریت تبلیغی خود را انجام میدهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان که زاده شده یا نشدهاند و بر تمامی مردمان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند.
خطبه غدیر، حضرت رسول صلی الله علیه و اله وسلم
@Nucleader
امروز تولد آرمان شهید بود.
در این سالها حججی و قاسم سلیمانی باب عجیبی در شهادت باز کرده بودند. سومی هم آرمان علیوردی بود. بابی عجیب از وسط تهران به شهادت گشود.
بیاندازه دوستش دارم. خوش به سعادت او که در این سن کم این روح بزرگ را داشت.
کاش حالا که نزد سیدالشهداست، برای ما دعا کند.
بیاندازه در برابرش هیچم
@Nucleader
به یاد شهید روحالله عجمیان و شهید آرمان علیوردی، به یاد شهید قاسم سلیمانی، به یاد همه شهیدانی که خون سرخشان جاری شد تا پرچم سرخ عزای سیدالشهداء برافراشته بماند
به یاد آنها محرم را آغاز میکنیم:
صلی الله علیک یا اباعبدالله
@Nucleader
گاهی که در تاریکی شب، جایی ایستاده یا قدم میزنی، صدایی بسیار کم به گوش میرسد. میفهمی کسی، جایی، دارد روضهای چیزی از حسین بن علی میخواند. یا رد بویی از اسفندی که انتهای خیابان دود شده، به مشامت میرسد.
کیف میکنی.
بهره میبری.
اما
من، بیکه به فاصله فکر کرده باشم، کیف میکردم. امشب اما پشت خیمهها به فاصله فکر کردم و سوالی از خودم پرسیدم:
اصلا فکر کن تلاش کردهای و رسیدی جایی که فاصلهات با خیمه حسین علیهالسلام اندازه همان رد بو یا زمزمه است. از صبح که اولین تیرها پرتاب میشود، تا عصری که آخرینشان به جان او نشسته باشد، «فاصله» کار خودش را کرده و تو یکجایی از تاریخ بدون انکه به او بپیوندی، گم میشوی.
خدایا ما خیلی فاصله داریم.
به اندازه چهارده قرن. اگر به خیمه حسین علیهالسلام وارد نشویم، مردهایم.
نخواه تباه شویم.
@Nucleader
نقل كردهاند که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم گاهی لبان مطهّر ابیعبدالله را میبوسید، گاهی زیر گلوی حضرت را میبوسید، گاهی دُكمههای ابیعبدالله را باز میكرد از زیر گلو تا نزدیک سینه را مكرّر میبوسید ـ [مردم] نمیفهمیدند برای چه وجود مبارك پیغمبر این كارها را میكند با سایر بچهها اینطور عطوفانه رفتار نمیكرد ـمكرّر میدیدند كه این دكمهها را باز میكنند و از زیر گلو تا قسمت سینه بدن ابیعبدالله را میبوسند.
یك وقتی خون چشمان مطهّر ابیعبدالله را گرفت و دید سینه مطهّرش سنگین شده.
فرمود كیستی؟
«لقد ارتقیت مرتقیً عظیماً»
جای بلندی نشستی...
اینجا كه اکنون پاگذاشتی، پیغمبر بارها بوسیده بود.
برگرفته از ناسخالتواریخ
@NucLeader