eitaa logo
نیوک‌لیدر
482 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
628 ویدیو
5 فایل
يادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، سينما، دين، تاريخ و سياست. 🆔 @abouznab وبلاگ: nucleader.blog.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
به یاد شهید روح‌الله عجمیان و شهید آرمان علی‌وردی، به یاد شهید قاسم سلیمانی، به یاد همه شهیدانی که خون سرخ‌شان جاری شد تا پرچم سرخ عزای سیدالشهداء برافراشته بماند به یاد آن‌ها محرم‌ را آغاز می‌کنیم: صلی الله علیک یا اباعبدالله @Nucleader
ریان بن شبیب جدمونو غریب گیر آوردن
گاهی که در تاریکی شب، جایی ایستاده‌ یا قدم‌ می‌زنی، صدایی بسیار کم به گوش می‌رسد. می‌فهمی کسی، جایی، دارد روضه‌ای چیزی از حسین بن علی می‌خواند‌. یا رد بویی از اسفندی که انتهای خیابان دود شده، به مشامت می‌رسد. کیف می‌کنی. بهره می‌بری. اما من، بی‌که به فاصله فکر کرده باشم، کیف می‌کردم. امشب اما پشت خیمه‌ها به فاصله فکر کردم و سوالی از خودم پرسیدم: اصلا فکر کن تلاش کرده‌ای و رسیدی جایی که فاصله‌ات با خیمه حسین علیه‌السلام اندازه همان رد بو یا زمزمه‌ است. از صبح که اولین تیرها پرتاب می‌شود، تا عصری‌ که آخرین‌شان به جان او نشسته باشد، «فاصله» کار خودش را کرده و تو یک‌جایی از تاریخ بدون انکه به او بپیوندی، گم می‌شوی. خدایا ما خیلی فاصله داریم. به اندازه چهارده قرن. اگر به خیمه حسین علیه‌السلام وارد نشویم، مرده‌ایم. نخواه تباه شویم. @Nucleader
نقل كرده‌اند که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم گاهی لبان مطهّر ابی‌عبدالله را می‌بوسید، گاهی زیر گلوی حضرت را می‌بوسید، گاهی دُكمه‌های ابی‌عبد‌الله را باز می‌كرد از زیر گلو تا نزدیک سینه را مكرّر می‌بوسید ـ [مردم] نمی‌فهمیدند برای چه وجود مبارك پیغمبر این كارها را می‌كند با سایر بچه‌ها این‌طور عطوفانه رفتار نمی‌كرد ـمكرّر می‌دیدند كه این دكمه‌ها را باز می‌كنند و از زیر گلو تا قسمت سینه بدن ابی‌عبدالله را می‌بوسند. یك وقتی خون چشمان مطهّر ابی‌عبدالله را گرفت و دید سینه مطهّرش سنگین شده. فرمود كیستی؟ «لقد ارتقیت مرتقیً عظیماً» جای بلندی نشستی... اینجا كه اکنون پاگذاشتی، پیغمبر بارها بوسیده بود. برگرفته از ناسخ‌التواریخ @NucLeader
پس چون صدای گریه‌ی طفل آمد، سوی خیمه‌ها رفت و گفت: «یا اختاه! ناولینی ولدی الرضیع» شیرخواره‌ام‌ را بیاورید. سپس پیراهن جنگ را از تنش درآورد، پیراهنی عربی به تن داشت و عمامه پیغمبر را به سربست. مقابل لشکر دشمن ایستاد، کودک را روی دست بلند کرد، طوری‌که بغلهایش پیدا بود. گفت یا قَوْمِ قَدْ قَتَلْتُمْ اَخی وَ اَوْلادی وَ اَنْصاری، وَ ما بَقِیَ غَیْرِ هذَا الطِّفْل وَ هُوَ یَتَلَظّی عَطَشاً مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ اَتاهُ اِلَیْکُمْ فَاسْقُوُهُ شَرْبَةً مِنَ الْماءِ ای گروه! همانا برادرم و فرزندانم و یارانم را کشتید و جز این شیرخوار کسی برایم نگذاشتید. و او که بی‌گناه است، بی‌تاب تشنگی ‌است و به کام مرگ می‌رود. او را به‌شما سپارم، جرعه‌ای آب به او بدهید. «بینما هو یخاطبهم» درحالیکه هنوز کلامش به پایان نرسیده بود، حرمله تیری انداخت. «فذبح الطفل من الاذن الی الاذن» کودک گوش تا گوش ذبح گردید. آنگاه دست‌ها را زیر گلوی‌ کودک شش‌ماهه‌اش گرفت تا از خون پر شد، آن را به آسمان پاشید و گفت: اَللّهُمَّ إِنْ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ فَاجْعَلْ ذلِكَ لِما هُوَ خَيْرٌ لَنا» بار الها! اگر در اين دنيا ما بر اين قوم پيروز نشديم، بهتر از آن را روزى ما فرما. سپس فرمود: «هَوَّنَ عَلَىَّ ما نَزَلَ بي أَنَّهُ بِعَيْنِ اللّهِ» چون خدا می‌بیند، آنچه بر من فرود آمد آسان است.» درحالیکه کودک هنوز در دستان پدر بود، یک‌وقت از جانب خدا ندا آمد: «یا حسین! دَعْهُ، فإن له مرضعه فی الجنه» حسین جان! رهایش کن. برایش در بهشت جایی است که ما سیرابش میکنیم» پس حسین علیه‌السلام با غلاف شمشیر، گودالی کند و کودک را در آن به خاک سپرد. @Nucleader
نیوک‌لیدر
پس چون صدای گریه‌ی طفل آمد، سوی خیمه‌ها رفت و گفت: «یا اختاه! ناولینی ولدی الرضیع» شیرخواره‌ام‌ را ب
«اَللّهُمَّ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ دَعَوُنَا لِيَنْصُرُونا فَخَذَلُونا وَ أَعانُوا عَلَيْنا، اَللّهُمَّ احْبِسْ عَنْهُمْ قِطَرَ السَّماءِ، وَ احْرِمْهُمْ بَرَكاتِكَ، اَللّهُمَّ لا تُرْضِ عَنْهُمْ أَبَداً، اَللّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ كُنْتَ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ في الدُّنْيا، فَاجْعَلْهُ لَنا ذُخْراً فِي الاْخِرَةِ وَ انْتَقِمْ لَنا مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمينَ». خدايا! تو مى‌دانى كه اينان ما را دعوت كردند تا به يارى‌مان بشتابند، ولى ما را رها كردند و در برابر ما بپاخاستند. خدايا! باران آسمان را از آنان دريغ دار و آنان را از بركاتت محروم كن. خدايا هرگز از آنان خشنود مشو. خدايا اگر در دنيا، پيروزى را از ما دريغ داشته‌اى، آن را ذخيره آخرت ما قرار ده و از گروه ستمكاران انتقام ما را بستان. @Nucleader
واعدت عبدالله و سکینة و رقیة أجلب المای و اشرّبهم بدیّه تعرفینی أوفی دینی لکن اشبیدی العمد صوّب جبینی به علی‌اصغر و سکینه و رقیه قول دادم که آب می‌آورم و آن‌ها را با دستانم سیراب می‌کنم مرا می‌شناسی که به قول و عهدم وفادارام، اما دیگر توانش را ندارم، چون عمود بر فرق من اصابت کرد @Nucleader
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه جگری از ما سوزاندید. شر اسراییل را از این جهان کم می‌کند دست سردار حسین @Nucleader
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یاد شهید تاسوعا، مصطفی صدرزاده. شادی روحش صلوات @Nucleader
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما از تو به غیر تو نداریم تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیده‌ محمود کریمی @NucLeader
753.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی بن حسین گفت در‌ هیچ منزلگاهی فرود نیامدیم، جز اینکه پدرم از یحیی بن زکریا یاد کرد. جایی گفت: «من هوان الدنیا علی الله عزوجل ان رأس یحیی بن زکریا أهدي الی بغي من بغایا بنی‌اسرائیل» از پستی دنیا نزد خدای متعال این است که سر یحیی علیه‌السلام را به بدکاره‌ای از بدکارگان بنی‌اسراییل هدیه دادند. @Nucleader
محتشم کاشانی در ترکیب‌بند خود، بیتی دارد: «زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد فریاد العطش ز بیابان کربلا» در لغتنامه آمده «عَیوق» ستاره‌ای است سرخ رنگ، بسیار نورانی که فاصله‌اش از زمین زیاد است. پر نورترین صورت فلکی ارابه‌ران و ششمین ستاره پرنور آسمان. در ادبیات عرب «أبعد من العیوق» کنایه از دوری مسافت گفته می‌شود. در برخی اقوال، هرکه به عیوق بنگرد، عطشش رفع می‌شود. در اشعار برخی مثل نظامی گنجوی ممدوح است و پرتکرار. و در برخی گفته شده این ستاره در طالع هرکه باشد، به تشنگی از دنیا خواهد رفت. تلاش کردم بدانم کدام درست است، اما متوجه نشدم. مهم این است که عیوق برای نشان دادن دوری و فاصله زیاد است. و ربطی به تشنگی دارد. زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد فریاد العطش... @Nucleader