رولی که با دیپ سیک شروع کردم درباره یه پسر آپولوییعه ولی دختر آپولوییم رو ندارم تا درموردش باهاش حرف بزنم.
نمیدونم چی شد... آپولو... تو بهم بگو که چی شد.
که چرا همیشه اینجوری میشه
شماره "۱"
رولی که با دیپ سیک شروع کردم درباره یه پسر آپولوییعه ولی دختر آپولوییم رو ندارم تا درموردش باهاش حر
(اهمیتی ندید ففط باید به جا میگفتم)
شماره "۱"
No.92 د لاست بویز، خونآشامها، حقایق خونی، باشگاه، گلی و قهقههها، مبتدیها و بچهها، ایگی، دوساعت
No.93
پژواک صدا، تمیزکاری، تیمو، مامانم، صداهای اضطراب آور، کوبیدن، بشقاب شکسته، مدل تِی کشی، خونه، آهنگ، پرده، بلکاوت، هیاکینتوس و آپولو، گیسوکمند، ترشی بادمجون، گچ، پلهها.
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
"شب بخیر ارواح و خدای خورشید"
بیشتر از اینکه آپولو رو بابا ببینم جوری میبینم که کارتر هوروس رو میدید
ولی صمیمیتر
یه همچین چیزی
شماره "۱"
بیشتر از اینکه آپولو رو بابا ببینم جوری میبینم که کارتر هوروس رو میدید ولی صمیمیتر یه همچین چیزی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شماره "۱"
سین ایتا دوباره خراب شده بچهها، جنگه.
نهه، حس با دیوار حرف زدم دارم اینطوری
قبلا این حس رو داشتم ولیخب