نصفه شبی رگ فلسفیم زده بیرون😂
ولی جدا خوشم اومد از این پارت...
بیاید حداقل بگید نظرتون درباره اسپایک و پیتر چیههه
یا فکر میکنید در ادامه چی میشهه
ازشون متنفرم، از نگاهاشون، از مغزای پوچشون، از قضاوتاشون، از تمسخراشون، از همهچیشون.
ازاینکه خودشونو بالاتر میبینن، از پوزخنداشون، از اینکه زورم بهشون نمیرسه، از اینکه بودنشون یه چیزی نبودسون یه چیز.
از همهشون
به خاطر تمام عذابایی که این چند روز بهم دادن به خاطر نفسهای عمیقی که به خاطر آروم کردن خودم کشیدم
به خاطر تک به تک لحظات امروز نمیبخشمشون و ازشون متنفرم.
متنفرم.
متنفرم.
متنفرم.
متنفرم.
نمیبخشم.
نمیبخشم.
نمیبخشم.
نمیبخشم.
ن.م.ی.ب.خ.ش.م
یه جوری نگام میکرد انگار مال باباشو خوردم
اگه کتاب تو دستم نبود، یه کاری میکردم منفورترین بچه مدرسه بشم
حتی چشای کورشونو باز نکردن منو ببینن، آخه دخترهی تو دیواری مگه من این همه چشامو رو تو نبستم که اینجوری حرف میزنی