eitaa logo
شماره "۱"
357 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
181 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگه باد نبود بسوزونید🔥: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar
مشاهده در ایتا
دانلود
یه جوری نگام می‌کرد انگار مال باباشو خوردم اگه کتاب تو دستم نبود، یه کاری می‌کردم منفورترین بچه مدرسه بشم
حتی چشای کورشونو باز نکردن منو ببینن، آخه دختره‌ی تو دیواری مگه من این همه چشامو رو تو نبستم که اینجوری حرف می‌زنی
باید همون روز لو می‌دادمت
بعضیا واقعا لیاقت خوبی ندارن
کاش شجاع بودم کاش ترسو نبودم کاش صدام بلندتر از این بود، کاش سکوت نمی‌کردم
هیچوقت سکوتش اینجوری عذابم نداده بود، چون می‌دونستم سکوتش چه دلیلی داره ولی اینکه امروز هیچکاری نکرد، اینکه سرشو از تو اون کتاب لعنتی بیرون نیاورد اینکه می‌دونستم چی فکر می‌کنه بدجوری عذابم داد
شاید به خودم شک داشتم ولی امروز به خاطر مخالفت با اونا هم که شده به خودم و راهم مطمئن میشم
نمی‌دونم اگه اینجا نبود چیکار می‌کردم مرسی که گوش دادین
ویدار بیا حرف بزنیم دوست داری درباره ی کتاب های فردریک حرف بزنیم؟ یا درباره ی یک اسطوره بگی؟ ~~~ درس دارم نت هم ندارم ولی ممنون
[هرگاه به دیمی نیاز داشتی نبود و وقت‌هایی هم که بود اضطراب داشت]
[هانیبال فریاد زد:《کلاغم یه زنه همسن خواهر بزرگم اون دختره! می‌دونی من چه چیزا بهش گفتم! و پسر کتک خورده‌ی بدبختی که یه روز نجات دادم اندازه ده تا گاو قدرتمنده! خدایا منو سوسک کن راحت بشم.》]
[ما شاد بودیم. بودیم. چه فعل غم‌انگیزی، گویی یک فعل می‌تواند تمام خاطرات و گذشته را در خود جای دهد و در صورتت بکوبد که آنها هیچگاه تکرار نخواهند شد. چه سرنوشت دردناکی برای آدمیزاد که گذشته‌اش در یک فعل محبوس شود.]