ولی امروز باشگاه🛐🛐
شماره ۴۱، شماره ۲۶، شماره ۳، لباس مشکی، ددی مهتاب، سه امتیازی، امتحان زبان، شیرموز اول صبح، عشق مربی، گزارشگر، "بده رونیکا بده رونیکا"
شماره "۱"
ولی امروز باشگاه🛐🛐 شماره ۴۱، شماره ۲۶، شماره ۳، لباس مشکی، ددی مهتاب، سه امتیازی، امتحان زبان، شیرمو
از اینکه روزها رو مثل کلمه مینویسن خوشم میا_
شماره "۱"
میخوای کمکت کنم؟ #جسپر
لطف دارییی ولی اگه دیگه تگ ندن خودم از پسش بر میام😂 بوث
https://eitaa.com/bleynbarn/2955
بحخبچیخیجیت تو ایتا جات خالی میشههه
ولی تو بله هم میام دنبالت😭
هدایت شده از The sun and the star
🌞☆•°درودی به گرمی پرتوهای مهر و درخشانی ستارهها! به دومین تقدیمی "The sun and the star" خوش اومدید.
🕯 این پیام رو در چنل/دیلیهای زیباتون فور کنید، تا بنده با توجه به وایبی که ازتون میگیرم ¹-شما رو دعوت کنم به یه سفرِ درونی، به فضایی که فقط و فقط مال خود شماست. “اتاقِ رویاهای تو”؛ قراره که با توجه به وایب شما در قالب یه اتاق، در یه متن پر جزئیات توصیفتون کنم، اینکه قراره اون اتاق چطوری باشه و اینا. ²-دو تا عکس رندوم_هم وایبتون✨آدرستون رو به دست ایزدِ نامهرسان بدید:https://abzarek.ir/service-p/msg/3526604
🪶با تشکر_کاساندرا بلکِ طلایی؛ دورگهی آپولو🌻 بدرود تا درودی دیگر!🌟
*پ.ن: لطفا صبور باشید، باتوجه به کار و اینا ممکنه یه کوچولو طول بکشه، تقدیمی 500 تایی اینا قرار داده میشه D:
⊹ ࣪ ﹏𓊝﹏𓂁﹏⊹ ࣪ ˖
او خیلی زیبا بود. نه یک زیبای معمولی، زیبا مثل چشمان سبز و آبی، مثل پیرسینگ روی بینی، مثل موهایی که روی چشمان میآیند.
او زیبا بود اما اهمیتی نمیداد.
او زیبا بود، خاص و پر از تناقض. او عمیق بود، سراسر از احساسات متفاوت و نیازمند یک فیلسوف برای درکش.
او زیبا بود اما نماند.
او زیبا بود، مثل حس رفاقت، مثل پای شکسته و ترس از تکرار، مثل موهای کوتاه و لبخند.
زیبا بود اما برای من نبود.
هرچقدر تلاش کنم، توجهشان را جلب نخواهم کرد، چون بر خلاف آنها من زیبا نیستم.
_نوشتهی یک نازیبا با احساسات عمیق.
شماره "۱"
او خیلی زیبا بود. نه یک زیبای معمولی، زیبا مثل چشمان سبز و آبی، مثل پیرسینگ روی بینی، مثل موهایی که
یهو پرید بیرون_
من گردن نمیگیرم_