Oh darling all of the city lights never shine as bright as your eyes.
اوه عزیزم! حالا که سیاهی شب به اندازه غم درون من ژرف و عمیق است، من به چشمان نورانی تو نیاز دارم. من خورشید چشمانت را میخواهم که سردی دل مرا گرم کند و رنجم را آب کند. اما حالا باید مانند این شهر تاریک بنشینم و منتظر بمانم چراغهای شهر مرا روشن کنند.
اما عزیزم، تمام چراغهای شهر هرگز به اندازه چشمان تو ندرخشیدهاند.
امضا توسط شماره "۱"
Put on a happy face and everything is ok.
everybody just follow me.
Now hush little baby don't you cry everything's gonna be alright.
نیاز دارم کسی نقابم را از چهره بردارد. در گشوم بگوید همهچیز درست میشود و هرکجا بروم دنبالم باشد.
من شانه برای اشک ریختن و آغوش برای امنیت میخواهم. اما هیچکس نیست.
هیچگاه نبود.
و زندگی من با همین هیچها پیش رفته است، من میان همین هیچها رشد کردم و روزی نیز میان همین هیچها از تنفس باز خواهم ایستاد.
امضا توسط شماره "۱"
و تمام.
مرسی که شرکت کردید، ببخشید دیرش د و ببخشید اگه متنا چرت و پرت و بی معنی بود_
شماره "۱"
سلام ای عشق نو درون من، تموم ناتموم من، ای ماه اسمون من، از همه بهترون من، ای قصه ی دور و دراز، ای س
خودمو دار میزنم چرا لینکش اینجوری شدهخشجشکمس
https://eitaa.com/A_half_bloods_note/1504
🤣🤣🤣
کل برقارو خاموش کن درو باز کن برق بیرون رو روشن کن میره اونور😂