eitaa logo
شماره "۱"
373 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
186 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Nummer_ett/17157 همون که من اسمش رو نمی‌دونستم ولی یه ماه آزگار توش بود- -لوکی استارک ~~~ آره آره خودش_
https://eitaa.com/Nummer_ett/17136 من بگممم؟ خطاب به نابینا: داستان پسران خیابان را یادت هست؟ همان که برایت خوانده بودم؟ اسپایک را به یاد داری؟ غمش، عذاب‌وجدانش، تمام شدنش، از دست دادن‌هایش و زندگی‌اش؟ این همان است. همان رنگ لعنتی که زندگی انسان‌های بدبخت با آن توصیف می‌شود. اسمش نفرین است. اسمش درد است. ولی بیناها نام دیگری روی آن گذاشته‌اند. اما چه اهمیتی دارد؟ ما آن رنگ را با قلبمان حس کردیم. هیچ نیازی به کلمات نیست. ~~~ 😭😭😭 سیاه؟😭
مطمئن باش تو فراتر از چشمانی هستی که تصمیم گرفتند دنیا را نشانت ندهند. چشمان تو، قلب مهربانت هستند که روح آدمی‌ را می‌کاوند. اما... می‌فهمم. برای کامل کردن تجسم صورتش در خیالت، به آن نیاز داری. خب، چگونه بگویم؟ رنگ موهایش مانند خنده‌اش است. خنده‌ی آزاد و رهایش. خنده‌ای که جز در حضور تو هرگز در صورتش پیدا نمی‌شود. صدای خنده‌اش حس پرتو‌های آفتاب در یک صبح دلنشین را می‌دهد. مگر نه؟ حس شادی و زندگی. ادامه... ~~~~ اوه، می‌دانستی که او تا هفت سال قبل، هر روز اینگونه می‌خندید و سرشار از زندگی بود؟ بله، او همینطور بود. ولی اتفاقی افتاد. اتفاقی که او را در هم شکست. او رها شد. فردی رفت و خنده‌ی زندگی برای همیشه از لبانش خشکید. آن فرد، پر از ناامیدی بود. مانند آسمان شبی که گویی خورشید هرگز قصد نور بخشیدن به آن و روشن کردنش را ندارد. او رفت ولی تکه‌ای از وجودش را پیش دلدارت جا گذاشت. ادامه... ~ می‌توانی تصورش کنی؟ صبحی پر از زندگی که ناگهان طوفانی آرامشش را در هم بشکند؟ رنگ موهای او همین است. به رنگ امیدی که پژمرده. به رنگ گذشته‌اش. ترکیبی از آنچه که بود و آنچه آن فرد در وجودش داشت. دفعه‌ی بعد که او را ملاقات کردی، موهایش را نوازش کن. آن موها زندگی‌اش را روایت می‌کنند. آن موها بازگوکننده قلب شکسته پسری است که دوستش به او پشت کرد. با نوازش موهایش، گویی آن قلب خرد شده را به آغوش می‌کشی. (اولی رو نوشتم. بعد وسطش یهو ایده‌ی این جرقه خورد. دیگه هر دوتاشو فرستادم.) ~ میدونم پیتر رو میگی ولی نمیدونم چه رنگی_ رنگ موهای پیتر زرده یه زرد تاریک و کدر_
خیلی قشنگ بود😭😭😭
https://eitaa.com/Nummer_ett/17073 ببین تا نکشتمت حرفتو پس بگیردیبدیبدیبد عصبانی بوددددد من هم آشیل و هم هکتور رو دوست برو به پاریس فحش بدع عام آپولو هدایتش کردا_ هرمس نبود😂 روایتا متفاوته ولی من آپولو رو دیدم که منطقیع ترم هس خب ددی خدای کمانگیریه_ هی وایسا آپولو چه غلطی کرده؟ باباااا *دور شدن و رفتن پیش آپولو که بگم چرا آشیل رو کشت* ~~~
https://eitaa.com/Nummer_ett/17157 نه قلمتو نذاری زمینا. عکس فانتزی و عجیب بفرستم بنویسی؟ ~~~ نمیدونم هم هستم هم نیستممسمچشنشچ
https://eitaa.com/Nummer_ett/17159 بلی به به سه چهارتا پارت پشت هم قراره بخونم ~~~ یوهاها
https://eitaa.com/Nummer_ett/17159 ما پارت میخواهیممممم میشه یکاری کنی ؟ تو پارت جدید بزن کوین رو بکش اره تا برای پیتر یه تروما به وجود بیاد منم بشینم عر بزنم که زدی پسرمو کشتی ولی درکل ما پارت میخواهیم ~~~ 🤣🤣🤣 چرا آخههه وای🤣💔
https://eitaa.com/Nummer_ett/17161 «بعد از این همه سال حتی بغل هم نمیخوای بهم بدی؟»من جیغ کشیدممممم😭😭😭 از همون لحظه‌ی اول که گفت سلام،فهمید خودشه یا اول گفت هرچی میخوای انتخاب کن و بعد برگشت تا ببینه چرا این صدا براش آشناست؟ یعنی همونجا که گفتی من فقط راویم،با خودم گفتم که ویدارِ کلک تقصیرا رو از خودش برداشت😔(ویدار در حال سوت زدن و به اطراف نگاه کردن وسط تعریف کردن داستان). ولی من یه لحظه فکر کردم پیتره و الان میاد اسپایکو تا جا داره بزنه. وقتی دیدم کوینه نفس حبس شده‌ام رو دادم بیرون. ~~~ 😭😭 نه بعدش برگشت که ببینه کیه و بعله دید اسپایکه😭 قصدم همین بو_
ویدار نقاشی تمرین میکنی دیگه، نه؟ ~~~ ن_ سرم شلوغه همچیم در هم برهمه_
https://eitaa.com/Nummer_ett/17088 تبزتزخبپیمبنبمبمب وقت نمیکنم ببخشید😭💔 همه رو تو یه پیام میگن که سریع شه😭💔 ~~ آهان.
https://eitaa.com/Nummer_ett/17157 مه آدم آرومیم بازی نکو با روحیم ~~~