شماره "۱"
خواهم مرد_
از همین الان پشیمون شدم_
من احمق هر دفعه میگم بر پایه نویسندگی نذار تقدیمیاتو هامثنسپنسپس
سر این نوزده تا فن فیک شهید خواهم شد
رو سنگ قبرم بنویسید او برای مارول مرد تا مارول برای دنیا فداکاری کند_
شماره "۱"
خستهام یه جوری خسته ام که پرومتئوس از خورده شدن هر روزه جیگرش خسته بود
خستهام
یه جوری خستهام که مدوسا از سنگ شدن آدما جلوی چشماش خسته بود
احمق بودم
احمق که خیال میکردم ممکنه اسم نویسنده بگیرم، که نوشتههام عمیقن که خیر سرم شخصیتام خوبن
یه احمق لعنتی که فکر کرد ممکنه تو ستویا بین اون همه نویسنده که واقعا نویسندهان جایی برای من که هیچی از نوشتن نمیدونم هست