که برای یه بازه زمانی به خودم مغرور شدم
که اجازه دادم لذت ببرم
با خودم چی فکر کردم که خوومو دست بالا گرفتم؟ که فکر کردم واقعا یه چیزی هستم؟
اسمش شکست نفسی نیست یه جنگ درونیه که الان توش اونقدر ضربه شمشیر خوردم که آخرش فهمیدم حقیقت چیه
و واقعا الان احمقم که اینا رو دارم اینجا میگم
کلیشه
بی چهار چوب
احمقانه
احمقانه
احمقانه
احمقانه
احمقانه
احمقانه
احمقانه
احمقانه
شماره "۱"
دمتون گرم که واستون مهمه ولی زحمت نکشید لطفا، اینجوری فقط وقت با ارزشون هدر میره...
منم بالاخره خودم خوب میشم، پس بی خیالش_
شماره "۱"
آره این بار آواتار نجاتم داد
بذارید نشونتون بدم دیشب چجوری نجات پیدا کردم