الویس یه سفید پوست بود، توی محله سیاه پوستها که حرکات اونا رو انجام میداد و مثل اونا لباس میپوشید. به خاطر این کارش تا مرز زندان رفتن هم رفت، همه چیزشو ازش گرفتن به خاطر اعتقادات پوسیده و تفکیک نژادی
ولی اون دست نکشید
اون بی خیال نشد
نذاشت حرکاتش که امضای کارش بودن رو ازش بگیرن
اون ادامه داد و ادامه داد و من بهت میگم الویس که وقتی چهل سالت بود و از فراموش شدن میترسیدی، من هیچوقت فراموشت نخواهم کرد!
سانتین میدونه...