eitaa logo
شماره "۱"
365 دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
518 ویدیو
21 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
"_احمد میشه این پر رو بردارم🗣 +از من می‌پرسی چرا خب بردار (پر بر داشته می‌شود.) _من مطمئنم این پره میکروب داره و من تا خونه برسیم می‌میرم. (پر داخل جیب گذاشته می‌شود)
"یکی پوشیه بزنه کیفشو بندازه وسط جمعیت داد بزنه الله اکبر🗣" (متاسفانه عملیات انجام نشد_)
"یه جوری سیس گرفتی انگار نشستی واسه مراسم عقد، یه عکسه دیگه" (ترکیدن از خنده)
"+این املته چرا انقدر شل‌عه. _الان با چی بخوریم؟ قاشق نمیدن؟ +با نون بخور(در آخر هیچ قاشقی داده نشد و همه نون رو داخل املت زدن) _ایی این چیه توش؟ +تریاکه تریاک _تریاک که سفید نیست
خلاصه امروز حس بودن تو یه اکیپ می‌داد، وقتی جوک‌های بی مزه اچ رو می‌شنیدیم و از خنده پرتاب می‌شدیم، وقتی سنگ‌ها زیرمون رو سوراخ می‌کردن و ما املت شل رو می‌خوردیم، وقتی هزار بار برای فلان موفقیت خانم معلم دست زدیم، وقتی سیس کفتربازها گرفتیم و با آهنگ السلام السلام ویدیو گرفتیم، وقتی یه جوری لب فواره نشستیم و عکس گرفتیم انکار عقدمونه، وقتی با آهنگ کفتر کاکل به سر دیوونه بازی دراوردیم، وقتی سعی می‌کردیم اعتماد به نفس زیر صفر یکی رو زیاد کنیم، وقتی اون همه جلال و جبروت اون منطقه رو می‌دیدیم و به مسخره می‌گفتیم محله خودمون بهتره🗣، وقتی اون پر از روی زمین برداشته شد، وقتی چیپس وسط املت زده شد و... در تمام این مراحل دیگه ویداری نبودم که جزو هیچ اکیپی نبوده و روابط اجتماعیش مزخرفه و دوستی نداره. ویداری بودم که از ته دل قهقهه می‌زد و مسخره بازی درمیارود و دوست داشت. رفیق داشت و عضو یه کسایی بود. ویداری که به خاطر اعتقاداتش مسخره نمی‌شد چون اونا همون اعتقادات رو داشتن، ویداری بودم که پذیرفته شده بود. و فقط می‌تونم بگم ممنون فرمانده که مجبورم کردی بیام به این اردو.
https://eitaa.com/whatthehell_16/834 با ارابه بابا همه تونو به آتیش میکشممممممم *سلیطه و بچه ننه بازی*
من دارم هاها ها
https://eitaa.com/whatthehell_16/836 بهش میگم درجه خورشیدو زیاد کنه همه‌تون بثوزید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خواهرم امروز برگشته میگه اخر برق‌کاری، تعمیر کاری چیزی میشی🤣 (سیم ریسه زده بود بیرون نشستم ریختم بیرون درستش کنم) خلاصه انقدر دل و روده همه چیزو ریختم بیرون یا رنگش کردم اونم فهمید🤣
دلم میخواد جدی یاد بگیرم دست به آچار شممم
خیلی کار باحالیه به نظرم جدی عاشقشم