ماسکم را در مترو جا گذاشتم. زنگ تفریح بههرحال در پناهگاه بود. مامان باز هم قارچ گذاشت. پدربزرگ میگوید پرندههایی که دربارهشان میخوانیم میتوانستند آواز بخوانند.
_کوین کورو
"شماره۱"
شماره "۱"
برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده. _ارنست همینگوی "شماره ۱"
نگو همینگوی که یاد خانوم ستودهنیا میوفتم💔