هدایت شده از سمفونی زندگان☆
سومین قلب شد چهارمی، چهارمی شد پنجمی، پنجمی شد ششمی و ششمی شد هزار و ششمی.
در کنار من، انگار کس دیگری هم بود که خوناشام میکشت،شب ها میدیدمش.او کاری به قلب نداشت، چاقو را صاف فرو میکرد تو و این عمل را چند بار تکرار میکرد. از این کارش خوشم می آمد، ترو تمیز، اما حداقل عقده هایش را صاف میکرد.
****
سه سال بعد*
آنجلیکا آمد به خانه.
در با جیر جیر باز شد و هیکل گنده اش سایه انداخت روی دیوار. با کفش آمد رو فرش و ردی گلی بر جا گذاشت. انگار رباتی بود روغن نخورده، صدای جیر جیر میداد و بعد برا اولین بار صدای هق هقش را شنیدم.
دویدم(در واقع پرواز کردم یا هرچه که اسمش را بگذارید) و دیدم که به گردنش خیره شده.
و چیزی دیدم.
نشان نفرین.
نفرین چیزی بود که او را از سلامت روان در می آورد و همانند حیوانی وحشی میکرد. هیچ وقت نپرسیدم چرا به وجود آمد.
تا آن روز.
آنجلیکا آرام زمزمه کرد: دیویس... دیویس!
اما این دورگه بودنم به کمکم آمد و آن را واضح شنیدم.
《چی... شده آنجل؟》
چشمانش را چرخاند و با دستانش روی میز ضرب گرفت: میخوام تو کژاری شرکت کنم...
و گفتم کمکش میکنم.
لعنت نایکسیا بر من باد.
از آن زنده بیرون نیامد.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/5763
نگفتم طولانی میگم عمق . یعنی معنیدار
#دایگو
~~~
من گیجم بیشتر توضیح میدی؟😶
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/5765
آره خب
ولی موضوع اینه که حالا علاوه بر اون روایت اصلی و گسترده ، نوشته من کاملا پر از اسپویل و( فحش به خانم نویسنده گرامی ) خواهد بود
در نتیجه ترجیح میدم هم شما رو اسپویل نکنم ( باشد که روزی این کتاب زیبا و اشک در آور را بخوانید ) هم اعصاب خودمو به فنا ندم 🤣🤣🤣🤣
حالا بزار فک کنم ببینم چی میشه ...
دین دیری دین
#لورال
#دایگو
~~
اوه! خب هر جور راحتی بازم میگم
میخوای الصلا از هر دوتاش بنویس ها؟🤔🤭
هدایت شده از انجمن محافظت از فرازمینی های کتابخور
من درحال معرفی کتابای بکمن به هرکس که باهام راجب یه کتاب رندوم حرف میزنه: