شماره "۱"
روزها پیاپی و پشت سر هم، مانند ابرهای آسمان بدون آنکه کسی متوجه گذرشان شود، طی میشدند. وینسل بزرگ
شب که شد، همه چیز برای رسیدن وینسل و غافلگیری او تکمیل شده بود. خانم جیمز و پروفسور جلوی درب ایستادند و با آمدن وینسل، فشفشه روشن کردند. تنها عشق است که میتواند یک پیرزن و یک پیرمرد را به این کار وا بدارد، تنها عشق پدر به پسر و عشقی که از رفاقت نشات میگیرد.
تولد سه نفرهشان به خوبی گذشت و استرسهای کنکور را برای وینسل تبدیل به شادی کرد. خانم جیمز برای او یک پلیور طوسی خریده بود و پروفسور به او رواننویس مشکیای با بدنه نقرهای هدیه داد که با رنگ طلایی به خط شکسته نام وینسل، بر رویش حکاکی شده بود.
جشن تولدِ آرام و بی حاشیهای بود، شادی سه آدم با دنیاهای متفاوت که با چشمانشان به یکدیگر میفهماندند چقدر هم را دوست دارند و حاضرند هر کاری برای هم انجام دهند. پزشکی دنیای یکی و فیزیک دنیای دو نفر دیگر را فرا گرفته بود، اما حالا با یک معادله ساده کنار هم نشسته بودند، معادلهای که میگفت خانم جیمز پس از مرگ تمام مردان زندگیاش فقط پروفسور را داشت تا به او به عنوان یک دوست خوب تکیه کند. معادلهای که میگفت وینسل نیز پس از مرگ تمام خانوادهاش فقط پروفسور را داشت تا زیر سایهاش باشد، و پروفسور پس از این همه تنهایی فقط آندو را داشت تا در جهان بماند.
معادلهای ساده از دل ریاضی، که میگفت برای خانواده بودن، نیازی به پیوند خونی نیست، انسانیت همهی کارها را انجام میدهد.
#قلبی_برای_بازماندگان
امیدوارم صحنهها رو خوب توصیف کرده باشم چون تصور پروفسور و خانم جیمز و وینسل تو این پارت خیلی خیلی گوگولی بود برام
هدایت شده از نامههایعمارتریدل؛
پلوتو یه سیارهٔ کوتوله حساب میشه، نه یه سیارهٔ رسمی.
اندازهش اونقدر کوچیکه که ماه زمین ازش بزرگتره.
سطحش ترکیبی از یخ نیتروژن و متانه و یه قلب یخی معروف روش هست.
یه سال پلوتو تقریباً ۲۴۸ سال زمینی طول میکشه.
گرانش پلوتو خیلی کمه؛ اگه اونجا باشی تقریباً ۶ برابر سبکتر بهنظر میای.
آفتاب اونقدر دوره که نور خورشید مثل یه چراغقوهٔ کمنور دیده میشه.
بزرگترین ماهش «شارون» تقریباً نصف خود پلوتوئه، برای همین بعضیا میگن یه سیستم دوگانهن.
برای؛
https://eitaa.com/Nummer_ett