امروز مباحث سیشارپ واقعا سنگین بود. به قدری که هرچنددقیقه یکبار من و مرجان و محیا به همدیگه نگاه میکردیم و لبخند تلخ میزدیم.
بعلاوه اینکه محیا زیر لب میگفت "چیزی میفهمین؟" و من و مرجان ناامیدانه بهش نگاه میکردیم.
خود استادم میگفت این جلسه خیلی سنگین شده.
یعنی واقعا کل انرژیای که یک هفته برا سیشارپ سیو میکنم، در همون یکساعت اول، تمامT-T.
امروز رو مود یه گوشه زیر پتو چپیدن و ور رفتن با گوشی رو دارم. البته، با این حجم از کارای نکردهای که دارم، احتمالا کنکله.
اوکۍ. باشہ!
کسی هست هنوزم اینو داشته باشه؟ ‹ @ifentanyl ›
من:)))
فقط صدای خروپفش🥹
هدایت شده از - پخشُپَلا -
عالم و آدم تو راهِ کربلا
منی که دارم در و دیوارُ نگاه میکنم :
استرس، کنکور، استرس، مشاور، استرس، گوشی، استرس، ایتا، استرس، دوستام، استرس، درسام، استرس، مدرسه، استرس، دانشگاه، استرس، تست، استرس، آزمون، استرس، استرس، استرس.