باید بگم که دیروز قرار بود امتحان زبان داشته باشیم ولی کنسل شد و افتاد چهارشنبه. بخاطر همین من و مت تصمیم گرفتیم که این دو روز پیش هم باشیم تا بخونیم و کار کنیم. بخاطر همین امروز از ساعت ۱۰ اومد خونمون تا ۲۳. و باید اعتراف کنم که اصلا حوصلمون سر نرفت.
امروز توی ۳ کلمه رو میتونم خلاصه کنم: "درس، حرف، خنده"
اوکۍ. باشہ!
- ۱۴۰۲/۰۶/۲۰
باید یه توضیحی برای این اثر هنریمون بدم؛
ماژیک آبیا رو مت کشیده و قرمزهارو من
شاید براتون سوال باشه که چرا این پسر (یا غول یا هرچی که فکر میکنین بهش شبیهِ) یه دستش یه بادکنک کیوته و یه دستش یه چاقوی خونی..
باید براتون عرض کنم که این بچه پول نداشته که بره از آقای بادکنک فروش، بادکنک بخره و برای همین رفته آقای بادکنک فروش رو کشته و یکی از بادکنکاشو برداشته برای خودش🧋
سلام چطوری داوشم از اینکه کنارمون نیستی من و فو هم دیگه باشیم که این موقع بیرون و سورپرای در ساعت ۱ امرداد ۱۳۸۸ توسط نگهبان مسئول روند پیش بینی کرده و در ساعت ۱۱ سلامت باشید و از آخرین امتحان ترم اول ناگفته نماند که به کدام یک آز جلسات کنگره آمریکا در سال های گذشته باشد که به همه کارام برسم به این فکر کردید که ممکنه با فاطمه رفتیم خونه یگانه راه اندازی شد که یهو من متکا خورد تو سَرَم درد نکنه که به همه پیام دادم که من اومدم خونه و از کائنات است حداقل در انتخابات مرزبانی که به من گفت اگه بابات اذیتت کرد زنگم بزن قدش بود که قبل از میلاد مسیح علی نژاد و از دست کتاب کارمو پیدا کردم معلم خصوصی نبایستی که تو عمرم انقدر ایتا کویر نبوده اما آقای راننده تنگ میشه گفت خیلی وقته که به همه سلام برسون در طول دوره های مختلف ویندوز ۷ سال رهایی از سیگار کشیدن یک کاندیدا به عنوان استاد دانشگاه در مورد قضاوت قرار ندیم این روزا حالت خوب نیست که شما میگید من میخوام سئو کار کنم اوکی بشه چیییییی اگه عمه گذشت زمان برگزاری آزمون و خطا این کار رو انجام بدم پس تایپ میکنم که به من چه می گویند ما در این خصوص به همچنین می توانید با استفاده از فضای مجازی دور بعد تحویل گردد🤩🙍👨🍼🙎♂🤦🙍♀👨🍼☠👽☠👩🎤🧑🎤👩🎤🐧🐦🐺🌪🔥🥎🎾🥎🎾🥎🏐🏐🏉🏉🥎🦯🚜🚪🪥💞💞🔃🇨🇩🇬🇫🇵🇫🇹🇳🇹🇳🇹🇰🇹🇻🇹🇻🇺🇦🇹🇴🇦🇪🇺🇬🇺🇦🇦🇪🇺🇦🇺🇦🇦🇪🇬🇧🇦🇪☣♑️📳📳⛈🌪💥🌈🌤🌩🌧🌦☄⛈🐢🐍🕸🪰🩴👡🥻👡👒🧜♂🧚♀🧚♂👨🎤👨🏭🧑🎤🥸🤩😕🥸🥳😠😟😕🥳🤝😒💔😁😒🤝🤝👍
اوکۍ. باشہ!
سلام چطوری داوشم از اینکه کنارمون نیستی من و فو هم دیگه باشیم که این موقع بیرون و سورپرای در ساعت ۱
پت صحبت میکنه (چون گوشی خودم نت نداره)
خب شاید فکر کنین که مت توی خواب اینو تایپ کرده و باید بگم که این متنو با کمک هم نوشتیم. به این صورت که: من دستمو به صورت اشاره نگه داشته بودم و مت مچ دست منو گرفته بودو به روی کلمات پیشنهادی کیبورد کلیک میکردم.
سپس او چشمای منو مانند گروگانگیرها (😔) گرفته بودو من با چشمای بسته شده ایموجی هارو به صورت تصادفی میزدم.