eitaa logo
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
932 دنبال‌کننده
628 عکس
636 ویدیو
3 فایل
بسم‌رب‌علی‌و‌ اولادش:))🖤 غلامی‌ِاین‌خانواده‌دلیل ومرادخدابوده‌ازخلقت‌ما:))💚 امید به آن روزی که شهادت نامه ام امضا شود :)) « اللهم الرزقنا توفیق شهادت » کپی؟حلالت؛ فقط کل کانال کپی نشه🗿 شروع نشر نوکری:¹⁴⁰⁵.⁰¹.¹⁷ پایان؟تا ابد نوکر حسینم
مشاهده در ایتا
دانلود
به حق ِزینب عجل لولیک الفرج.
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
_
رخ یوسـف اگر دسـت بـریـدن دارد ؛ چهره نه ، نام ابالفضل سر بریدن دارد .
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
-
شیعه ی مولا حواست به خیابون که هست نه ؟! یادت نره نائب امام زمان دستور دادن این روزا بیشتر توی خیابون باشیما .. !
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
نفس عمیقی کشیدم و کوتاه و بدون حس گفتم: جات خالیه دیگه. احساس کردم باز هم لحnش تغییر کرد! شاید غمگین شد یا شاید هم من داشتم اشتباه می‌کردم! از پشت تلفن زمزمه کرد: "دلارامم نمی‌داند که چون دور است دیدارش به جانم آتش افتاده‌ست و او را نیست پندارش" از اونجایی که نمی‌تونست چهره‌ام رو ببینه، گذاشتم لبخند با خیال راحت روی لبم بشینه. جواب دادم: تا کی میای؟ https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098 این رمان با پارت اولش غوغا کرد❤️‍🔥 بنر واقعی❗️
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
#𝐩𝐚𝐫𝐭.26. _باندی، پارچه‌ی تمیزی چیزی با پنبه بیار تا من دستت رو ببندم. از اتاق خارج شدم و با پارچه‌ی سفید و پنبه برگشتم. هردو نشستیم رو تخt که دسtم رو تو دسtش گرفت و اول با پنبه، خوn باقی مونده رو تمیز کرد و بعد پارچه رو دور دستم پیچید. و در نهایت دستم رو بوsید و گفت: فردا دوباره چک می‌کنم. احتمالاً نیازی به تعویض باند نداشته باشه. اون به فکر دست من بود و من به فکر بوsه‌ای که به دسtم زده بود! https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098 پارت آینده سریع عضو شو رمان جذابمون رو دنبال کن! رمانی که هر پارتش پر از عشg و هیجاnه❤️‍🔥✨
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ - 9 صــــبــــح پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻‍♀️🕯 -30 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻‍♀️🕯
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
🔥🌸 آهسته لـ//ب زد : _ اجازه میدی بغـ/لت کنم ؟! ترسیده بزاق دهـ/نش فرو داد. _ حاج آقا  یعنی ...ایرادی نداره که شما منو بغ/ل کنی ... خندید گفت _ محرم شدی عزیزی دلم  سه هفته ست توی  یه خونه ایم و عقدمی من الان دارم موها قشنگتو میبینم با شیطنت نگاهم کرد که ....🌿🙈🌸⛔️ https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- من میخوام عروس شم.. منو بگیر! خندید: - فسقلی هنوز 10 سالته واسه عروس شدن زوده.. به پسر 15 ساله همسایه نگاه کردم که شیطون خندید: - زود بزرگ شو.. خودم میام عقدت میکنم برات لباس پرنسسی میخرم و... •• 7 سال بعـد •• - بهت که گفته بودم میگیرمت فسقلیچه.. 🍬🔥👀 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8 تا ساعت 6 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸