eitaa logo
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
945 دنبال‌کننده
637 عکس
639 ویدیو
3 فایل
بسم‌رب‌علی‌و‌ اولادش:))🖤 غلامی‌ِاین‌خانواده‌دلیل ومرادخدابوده‌ازخلقت‌ما:))💚 امید به آن روزی که شهادت نامه ام امضا شود :)) « اللهم الرزقنا توفیق شهادت » کپی؟حلالت؛ فقط کل کانال کپی نشه🗿 شروع نشر نوکری:¹⁴⁰⁵.⁰¹.¹⁷ پایان؟تا ابد نوکر حسینم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
این داستان یه عاشق و دیوونس! ماهور و مسیح🫠🥹 یه دختر عاشق و مهربون و ریزه میزه و یه پسر بد اخلاق و تو مخی !  که  دست روزگار این دوتا قطبِ مخالف  رو  سر راه هم قرار میده و ازدواج میکنن. مسیح کلی دختر داستانمو اذیت میکنه و دلشو میشکنه اما هیچ چیز همینطوری نمی مونه! درست وقتی مسیح عین سگ، عاشق و مجنونه ماهور خانوم میشه ، ماهور با بچه‌ی توی‌ شکمش  برای همیشه مسیحو ترک میکنه و دیگه پیداش نمیشه و... https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8 فقط ری اکشن پسره وقتی بعد ۴سال یه دختر کپی ماهور می بینه و...🍓🥹🥲 .. تا ساعت 6 الی 12 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم
هدایت شده از خراباتِ اکبر.
اکبر اگر رسید بگویید خواهرش خیلی نشست بر در خیمه نیامدی...
بِـیــتُ‌‌ألْاَحْـزاْن|جدیدوند🕯به‌تارزلف‌تو‌گرفتارم🕊.mp3
زمان: حجم: 4.7M
🕯به‌تارزلف‌تو‌من‌گرفتارم🕊 _رفاقت‌ممنوع‌همه‌نامـــردن | {0:00} ..به‌تارزلف‌تو‌من‌گــرفـــــتــارم | {0:47} ♡به‌اذن‌زینب‌غلامت‌هستم | {1:19} • • • • قربون‌زُلفت🥀🕯 _هِیْبَةُ‌ الْح‍یٰدَرْ¹¹⁰ 👇لینک عضویت👇 🆔@emarion110
بِـیــتُ‌‌ألْاَحْـزاْن|فتوحی🕯منکه‌عاشقی‌بلد‌نبودم🥀.mp3
زمان: حجم: 6.5M
🕯منکه‌عاشقی‌بلدنبودم🥀 _منکه‌عاشقی‌بـلـدنــبـودم | {1:14} ..مارابـــــرســان‌بـه‌کــــربلایا | {2:43} ♡کربلا‌مخلوط‌آیات‌جــنون | {4:30} • • • • • قربونت‌برم🪔🕯 _هِیْبَةُ‌ الْح‍یٰدَرْ¹¹⁰ 👇لینک عضویت👇 🆔@emarion110
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ شیطونی نکن عروسک برگرد سرکارت!! به سمت رئیسم برگشتم:- شما به همه کارمنداتون میگید عروسک!؟ تفریحی نگاهم کرد:+ نوچ.. فقط به منشیم که تو باشی میگم.. اخم کردم:- اونوقت به چه علت و نسبتی؟ خندید و جواب داد:+ علت که عروسکی .. اینجا وسط همین دفتر نسبت روهم می‌سازیم.‌.دیگه چی مادمازل؟! گیج نگاهش کردم و تا به خودم اومدم ‌‌خطبه عقد..🥺😂❤️‍🔥💍 https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ باز دیر کردی... مگه نگفتم ساعت هشت اینجا باشی؟ با اخم گفتم: - پنج دقیقه دیر کردم، نه پنج سال! آروم پچ زد: + همین پنج دقیقه کمتر دیدنت منو بهم میریزه با تعجب گفتم: - شما چرا این‌قدر روی من حساسید؟ از پشت میزش بلند شد و پرونده رو بست: + چون هر بار می‌خوام مثل یه کارمند معمولی باهات رفتار کنم، چشمات نمیذارن!! آروم پرسیدم: - چشمام؟ مشکلش چیه؟! چند لحظه سکوت کرد و گفت: + مشکل اینه که من مدت‌هاست دیگه تو رو فقط کارمندم نمی‌بینم بچه جون..🥹😭🎀❌ https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d تا ساعت 14 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸