🔸نقد روایت حزن در عیدین
✍مهدی مسائلی
در کتابهای روایتی بدین مضمون وجود دارد که هیچ عید فطر و قربانی نیست، مگر آنکه با آمدن آن، غم و اندوه آل محمد (ص) تجدید میشود، زیرا آنان حق خود را در دست دیگران میبینند.
در کنار این روایت، دو نقل دیگر نیز وجود دارد که میگوید چون امام حسین(ع) به شهادت رسیدند، ملکی از ناحیه خدا ندا داد: ای امت ستمکاری که نواده پیامبرتان را کشتید، هرگز خداوند شما را به عید فطر و قربان موفق نگرداند!
بعضی از شیعیان برای مخالفت با بزرگداشت اعیاد فطر و قربان معمولا به این روایات استناد میکنند و شادی و عید گرفتن را در این ایام تخطئه میکنند.
چند نکته دراینباره بگویم:
۱. روایت اول اگرچه در کتابهایی مثل کافی و تهذیب نقل شده ولی راوی آن از امام، شناخته شده نیست و سندش ضعیف است.
روایت دوم نیز دو نقل دارد که سند هر دو بسیار ضعیف است و در اسناد آن غلات نیز دیده میشوند.
۲. روایت اول عید بودن را نفی نمیکند، بلکه حکایت از حزنی دارد که میتواند با شادی و عید نیز جمع شود. از این گذشته این حزن درباره عید غدیر نیز میتواند اتفاق بیافتد بلکه تعلیلی که در اینجا آمده برای محزون بودن در عید غدیر قویتر است.
۳. روایت دوم ظاهرا در بیان عدم عدم تطبیق درک اول ماه و روز عید برای امت اسلامی است. این موضوع نیز از جهت واقعیت خارجی قابل مناقشه است، زیرا چه در گذشته و چه در زمان کنونی، شیعه و سنی یک روز را عید گرفتهاند یا اینکه با توجه به اختلاف در استهلال دو یا سه روز عید گرفته شده که یکی از آنها حتما عید بوده است. از این گذشته این روایت هرگز نمیگوید شیعه به عید فطر و قربان اهتمام نداشته باشد.
۴. روایات زیادی در تعظیم عیدین(فطر و قربان) وارد شده، پس با تمسک به دو سه روایت ضعیف نباید رویکرد فرقهای به شیعه داد و مسیر متفاوتی با امت اسلامی در پیش گرفت همانگونه امامان اهلبیت(ع) هرگز چنین نکردند.
به خاطر بیماری نتوانستم استنادات را بیاورم، عذرخواهم و التماس دعا دارم.
......
پاک نویس(احمدرضا کریمی)
🔸نقد روایت حزن در عیدین ✍مهدی مسائلی در کتابهای روایتی بدین مضمون وجود دارد که هیچ عید فطر و قرب
در باب بند چهارم نوشته جناب مسائلی اولا فکر کرده اند این دست روایت منافات با تعظیم عیدین دارد در حالی که حزن بخاطر جنبه ای منافات با تعظیم ندارد
ثانیا اشاره به غصب خلافت را ایشان رویکرد فرقه ای تلقی کرده است در حالی که تبری از غاصبان خلافت از محور های اصیل شیعی است.
ان شاءالله خداوند به ایشان عافیت دین و سپس عافیت تن دهد.
پرسش و پاسخ با استاد طاهرزاده-فرقه.pdf
حجم:
351.6K
در این چند سال اخیر، در میان دوستان انقلابی، رفتهرفته ادبیاتی جا باز کرده که ظاهرش اگرچه همسو با پیشبرد تمدن اسلامی و توسعه دایره همراهان انقلاب اسلامی مینماید اما از آنجا که همراه با بازتعریف برخی از مفاهیم بنیادین دینی است، میتواند هستهی سخت اعتقادات شیعی را دچار استحاله کند.
یکی از مهمترین کسانی که در گسترش این ادبیات در سطح نظریهپردازی علمی و امتداد اجتماعی نقش بسیار مهمی دارد، استاد محترم، جناب آقای طاهرزاده است.
اینجانب که خود از ارادتمندان به این استاد بزرگوار هستم به عنوان کمترین طلبه پرسشهای خود را از محضر استاد بزرگوار پرسیدهام.
این متن حاصل پرسش و پاسخهایی است که میان حقیر و جناب استاد طاهرزاده در سایت لب المیزان رد و بدل شده است.
https://eitaa.com/kalame_sawa
پاک نویس(احمدرضا کریمی)
در این چند سال اخیر، در میان دوستان انقلابی، رفتهرفته ادبیاتی جا باز کرده که ظاهرش اگرچه همسو با پ
دوست فاضلم جناب آقای معروفی پرسش و پاسخی با استادطاهرزاده داشته اند.
لطفاً وقت بگذارین و مطالعه کنین نکات دقیق مطرح شده است.
کتاب امامت الهی از آقای دکتر سید محمد بنی هاشمی
عزیزی بانی شدند و تعدادی از کتاب را خریدند و با قیمت 50درصد تخفیف به قیمت 220هزار تومان تقدیم می کنند عزیزانی که میخوان اطلاع بدهند.@Ahmadkm
Emamat_Elahi_Chapter1.pdf
حجم:
289.3K
دانلود فهرست، مقدمه و فصل اول
در اندیشه شیعی که برگرفته از قرآن کریم و نصوص نبوی صلّیاللهعلیهوآله است، امامت، امری الهی و آسمانی قلمداد میشود. این حقیقت، با استناد به آیات و روایات نبوی بسیار، قابل اثبات است که در کتب علمای تراز اوّل شیعه، مورد بحث قرار گرفته، با این حال، برای رعایت اختصار، در بخش اوّل این کتاب، تنها به آیه شریفه ولايت، استناد شده و مدارک متواتر اهل سنّت و شیعه در مورد شأن نزول آن دربارهی اميرمؤمنان علیهالسّلام، نقل شده است. به علاوه از سوی متکلّمان متعصّب سنّی چون فخر رازی، شبهات ناموجّهی در مورد این شأن نزول طرح شده، که نويسنده به تک تک آنها پرداخته و بهطور کامل به آنها پاسخ داده است .
نکتهی دیگر آنکه منکران و اهل تردید، متّکی به مکتوبات و گزارشهای تاریخی صدر اسلام و در سه محور بنیادین، این حقیقت انکار ناپذیر را به چالش کشیدهاند:
در محور نخست، ادّعا کرده اند که:
امیرمؤمنان علیهالسّلام، بیعت مردم را معیار مشروعیّت حکومت منافقان دانستهاند و در این ادّعا، به نامهی ۶ و خطبهی۱۷۳ نهج البلاغه و دیگر نامههای اميرمؤمنان به معاویه، استناد کردهاند. در بخش دوم، خطبه و نامههای مذکور، با زمینهها و پیامدهای آن، مورد بررسی قرار گرفته و با تکیه به نامههای هفتم تا دهم نهج البلاغه و دیگر نامههای ردّ و بدل شده میان مولا علیهالسّلام و معاویه، اثبات شده که مخالفان، از پیگیری این محور، طرفی نمیبندند؛ ضمن آنکه در فصل دوم این بخش، سی و یک مورد از نصوص امیرمؤمنان علیهالسّلام که در آن خلافت و حکمرانی را "حقّ مسلّم الهی" خود دانستهاند، از منابع مختلف تاریخی روایی، ارائه گردیده است.
در محور دوم:
با تکیه به سیرهی قولی و عملی امیرمؤمنان علیهالسّلام، مدّعی رضایت آن حضرت از غاصبان حقّ خود هستند و در اینباره، به خطبههای ۵، ۲۰۵ و ۱۶۲ نهج البلاغه استاد نمودهاند، در بخش سوم، در مقام پاسخ، به طور مستند نشان داده شده که مولا علیهالسّلام، هرگز به غصب خلافت خود راضی نبوده و در مواقع مختلف، به صراحت، این نارضایتی را ابراز نمودهاند؛ ضمن آنکه اگر در مواردی برخی اعمال مثبت غاصبان را تأیید فرمودهاند، هرگز به معنای راضی بودن به اصل رفتار غاصبانه و منافقانهی آنان و صحّه گذاردن بر بدعتها و مخالفتهای پنهان و آشکارشان با سنّت قرآنی و نبوی صلّیاللهعلیهوآله نیست.
در محور سوم:
شبهه افکنان، بر مشی مسالمت آمیز و دوستانهی امیرمؤمنان علیهالسّلام و سایر امامان، با مخالفان تأکید دارند و میکوشند از آن، تأیید حکمرانان باطل را استنباط کنند. در حالی که در بخش چهارم ثابت شده که برخی مستندات این ادّعا ، از اساس کذب است و برخی دیگر که صحّت دارد، مصالح و پشت پردههای دیگری داشته که ادّعای مذکور را قویا پس میزند.
در مجموع در این مکتوب، هر سه رویکرد فوق، به تفصیل و به طور مستند مورد نقد و بررسی قرار گرفته و ضعف و سستی آنها به اثبات رسیده است.
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
العصام العماد مستبصر راه یافته به نورانیت تشیع بسیار زیبا از همتایی قرآن و امیرالمومنین علیه السلام می گوید.
@PakNevees
امروز جلسه ای را خدمت استاد فتح الله نجار زادگان بودیم استاد تمام دانشگاه تهران.
جلسه فوق العاده عالی و چقدر ایشان متخلق و باسواد بودند.
عزیزی در جلسه گفتند که تاریخ برگزاری عید غدیر به زمان آل بویه بر می گردد(در مورد این ادعا اگر فرصت کردم این چند روز مطالبی را تقدیم می کنم)
استاد فرمودند اما از اولین منابعی که اطلاق عید بر عید غدیر کرده اند در صحیحین است و ذیل شان نزول آیه اکمال و گفتگوی مردی یهودی با خلیفه دوم است که شاید کمتر کسی توجه داشته است.
با اینکه در بیان متعصب بودن صاحبان صحیحین همین بس که روایت غدیر را که متواتر است نقل نکرده اند اما این نکته از چشمان متعصب صاحبان صحیح پنهان مانده است.
در فرسته بعدی مستند این مطلب تقدیم می شود.
@PakNevees
«از عمر بن خطاب نقل شده است که گفت: مردی از یهودیان به او گفت: ای امیر مؤمنان! آیه ای در کتاب شما است که آن را می خوانید، اگر آن برای ما یهودیان بود، آن روز را عید می گرفتیم. عمر گفت: کدام آیه ؟ یهودی گفت: ((امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم)) عمر گفت: آن روز را شناختیم و مکانی که آن آیه در آنجا بر پیامبر صلی الله علیه وآله نازل شد، در حالی که ایشان در روز جمعه در عرفه ایستاده بودند.»[1]
«شخصی یهودی به عمر گفت: اگر این آیه بر ما نازل شده بود، آن روز را عید می گرفتیم: ((الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ)) عمر گفت: من روز و شبی را که این آیه در آن نازل شد را می دانم؛ این آیه جمعه شب، در حالی که همراه رسول خدا صلی الله علیه وآله در عرفات بودیم نازل شد.»[2]
«یهود به عمر گفتند: اگر این آیه: ((الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الإِسْلاَمَ دِیناً)) بر ما نازل شده بود، روزی را که این آیه در آن نازل شده بود را عید اعلام می کردیم. عمر گفت: من روز و ساعت و مکان نزول این آیه را می دانم، این آیه در شب جمع (شب حضور در مزدلفه) نازل شد، در حالی که ما با رسول خدا صلی الله علیه وآله در عرفات حضور داشتیم.»[3]
@PakNevees