eitaa logo
چهارخونه
70 دنبال‌کننده
823 عکس
136 ویدیو
14 فایل
‌ ‌حاشیه سفید کاغذ؛ جایی که وقتی داریم فکر می‌کنیم توش چیزی می‌نویسیم یا طرحی می‌کشیم. ‌ حاشیه سفید دنیا؟ ‌ چشم گردان کنج صحنه‌های زندگی. ‌‌ روزمره، هفته‌مره. ‌‌ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_u2effz&btn=چهارخونه ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
چهارخونه
چه مصیبتی باید رخ دهد، تا کسی فرو ریزد؟ باید چه اتفاقی بیفتد تا انسانی تمام شود؟ غربت؟ داغ عزیزان؟ ذ
اما بشنو که حال او چگونه بود! عبدالله بن عمار می‌گوید: «در تمام عمرم، کسی را ندیدم که مورد حمله قرار گرفته باشد و تمام فرزندان و خانواده و یاران او را کشته باشند، اما قلبش محکم‌تر، دلش مطمئن‌تر و گامش استوارتر از حسین بن علی باشد. با این اتفاقات، به دل لشکر دشمن می‌زد و تمام سپاهیان مقابل او می‌گریختند و یک نفر باقی نمی‌ماند.» چرا چنین نباشد، وقتی حسین نیک می‌داند هر کس به پای خود رفت، نرسید، هر کس در آغوش «او» رفت، کوه را با اشاره‌ای جا به جا کرد. نور خدا، ص ۱۵۲.
یه مدت کانال عمومی باشه، که اگر کسی خواست، بتونه مطالب رو کامل بخونه. شروع شرح ماجرا از اینجا بود.
امشبی راه شه دین در حرمش مهمان است، مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع..
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
این عکس تا مغز استخوانم را سوزاند... @farsitweets
آخرین نماز..
اگر می‌بینی نام عباس هنوز که هنوز است مشام عالم را مست می‌کند، علتش این است که او، در رگ به رگ جانش، طعم مست ولایت شدن را چشیده، برای همین، قدم به قدم، از دو دسته بریده‌اش، شراب طهور وصل می‌چکد. نور خدا، صفحه ۱۳۴.
علمدار، شما هم رفتی.. بعد از شما بود که امام فرمود حالا کمرم شکست و چاره ام اندک شد..
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد.. علمدار نیامد، علمدار نیامد..
سقای حسین سید و سالار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد..
حال زینب است و نگاه‌های آخر به چهره برادر، زینب است و نگاه مضطرب به سپاه کوفه، زینب است و نگاه خیس به بی‌قراری رباب که دنبال جرعه‌ای آب است، زینب است و مرور خاطرات شصت سال عاشقی، زینب است و تصور فردای بی‌حسین.. نور خدا، صفحه ۱۴۵.
لحظه دیدار نزدیک می‌شود، حسین که عمری را با نگاه به معشوق سر کرده، اکنون می‌خواهد محبوبش را، عزیزش را، خالقش را، بی هیچ مزاحمتی، بی هیچ بند و زنجیری، حتی بی‌قید و بند بدن جسمانی، یک دل سیر نظاره کند، نظاره‌ای که درازایش به وسعت ابدیت، شاید هم حتی کمی بیشتر باشد! نور خدا، صفحه ۱۴۷.
از خیمه‌ها که سرت را بیرون بیاوری، صدای لا حول و لا قوه الا بالله را می‌شنیدی.. این صدا، برای اهل حرم، یعنی زندگی.. تمام زندگی! یعنی حسین هنوز نفس می‌کشه و این، تمام چیزی است که برای دلخوش بودن لازم است. نور خدا، صفحه ۱۵۵.