ــ تصور کن ایستادی وسط خیابون، ناگهان محیط دور سرت میچرخه، نفسهات کم میاد، قلبت بشدت میکوبه، صداها دور میشن یا بیش از حد بلند و یه حس مبهم ترسناک بهت میگه : داری میمیری!
من بیشتر دوست دارم تنها باشم، نه چون ناراحتم، چون با خودم بیشتر خوش میگذره. خلوت با خودم که از هر جمعی واقعیتره.