eitaa logo
تنها مسیریهای..قزوین🌹
867 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
3.5هزار ویدیو
33 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم 🌹تنهامسیریای قزوینیِ عزیز خیلی خیلی خوش اومدین به کانال خودتون... 💖 📞مشاوران تنهامسیری↙️ @MoshaverTM کانال اصلی: https://eitaa.com/IslamLifeStyles 🔶️ آیدی جهت ارتباط با کانال خودتون😊⚘ @Ya_Ali_1397
مشاهده در ایتا
دانلود
ای بودم مرا نوکر نوشتی نوکر شدن، شد ای نگارم! تـــ🌹ــــو که باشم قدر یک دنیا می‌ارزم منهای تـــ✨ــو بی اعتبارم ای نگارم❗️ آبرو، این اشکها، این مِهر زهرا من هرچه دارم از تــ🦋ـــو دارم ای نگارم! اگر ما را خدا، لطف خودت بود ای رحمت ، ای نگارم❗️ 🌸🍃 🌹🍃🌹🍃 ┄┅─✵💝✵─┅┄ @Qazvintanhamasiri ┄┅─✵💝✵─┅┄
-کاروان-شهدا 🌹✨ شهید "محمد یزدی" 🌷 چهاردهم بهمن ماه سال ۱۳۴۲ در شهر قزوین به دنیا آمد، تا دوم متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند. این شهید بزرگوار از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، بیست و سوم تیر ماه سال ۱۳۶۱ در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به قلب و پا شهید شد و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. متن وصیت‌نامه شهید محمد یزدی: شهادت می‌دهم که حضرت مهدی (عج)، مظهر عدالت حق تعالی و منجی عالم بشریت است و در غیبت کبری به سر می‌بَرد و روزی خواهد آمد تا با آمدنش همه ناپاکی‌ها را از بین ببرد و عدالت خداوندی را حاکم گرداند. شهادت می‌دهم که خمینی، این مرد خدا و فرزند پاک فاطمه زهرا (س) از سلاله پاک انسانیَّت، پرچمدار خط سرخ شهادت و ولایت‌فقیه است؛ اطاعت او را که نایب بر حق امام زمان (عج) است، بر خود فرض می‌دانم و مقلد اویَم. باید محتوای عقیدتی - سیاسی خود را غنا بخشیم که در خط امام بودن، تنها شعار دادن نیست؛ بلکه به تزکیه و عمل احتیاج دارد. اگر می‌خواهی در خط امام بمانی، باید اخلاقت، ایمانت، عقیده‌ات، بینش سیاسی و مهمتر از همه فعالیت خود را چونان امام کنی تا در خط امام باشی. در آخر دست پدر و مادرم را می‌بوسم که مرا نیکو تربیت کردند و به سوی خدایم فرستادند. آری! آن نماز‌ها و دعا‌های پدر و مادرم بود که مرا چنین ساخت تا عاقبتی خوش آمد؛ بنابراین از آن‌ها می‌خواهم گرچه شاید مشکل باشد در مرگم اشک نریزند؛ چون همیشه آرزو داشتند عاقبت به خیر شوم و چه عاقبتی خوشتر از اینکه انسان به سوی خدا برود. ┄┅─✵💝✵─┅┄ @Qazvintanhamasiri ┄┅─✵💝✵─┅┄
-کاروان-شهدا 🌹✨ 🌺 ابراهیم از نوجوانی مهربان بود... هوا خیلی سرد بود. اما نمی‌خواست ما رو توی خرج بندازه. دلم نیومد؛ همان روز رفتم و یک کلاه براش خریدم. روز بعد کلاه رو سرش کرد و رفت. اما ظهر که اومد بی‌کلاه بود! بهش گفتم: کلاهت کو؟ گفت: اگه بگم دعوام نمی‌کنی؟ گفتم: نه مادر! چیکارش کردی مگه؟ گفت: یکی از بچه‌ها با دمپایی میاد مدرسه؛ امروز هم سرما خورده بود دیدم کلاه برای او واجب‌تره... 🌹خاطره ای از نوجوانی سردار شهید ابراهیم امیرعباسی 📚منبع: کتاب ساکنان ملک اعظم ۵ ، صفحه ۵ روحش صلوات🕊 ┄┅─✵💝✵─┅┄ @Qazvintanhamasiri ┄┅─✵💝✵─┅┄