امروز 19 فروردین ماه، سالگرد شهادت مفسرقرآن آیت الله شهید سید محمد باقر صدر و خواهر بزرگوارشون رضوان الله علیهما هست.این بزرگوار در 16 سالگی اجازه ی اجتهاد رو دریافت میکنند ولی به گفته ی دایی بزرگوارشون، شیخ مرتضی آل یاسین، خیلی زودتر از 16 سالگی مجتهد شده بودند. ایشون در سن 22 سالگی کتاب فلسفتنا رو تالیف میکنند و در سن 24 تا 26 سالگی هم کتاب اقتصادنا رو.در کنار همه ی اینها مشقت هایی که بخاطر فقر و مشکلات گوناگون در دوره های مختلف تحمل کردند، مانع از ادامه ی مسیر مبارک "طلبگی" در ایشون نشد و تا سن 47 سالگی به تألیف کتاب های خوب و مفیدی پرداختند.رحمت خدا بر شهید سعید
نکاتی تربیتی ازحاج آقامجتبی تهرانی (ره) برای شب قدر:
️ شب قدر تمام درب های آسمان گشوده و هیچ حجابی بین عبد و رب نیست پیرامون شب قدر، ازپیغمبر اکرم(ص) روایت شده است: «تُفَتَّحُ ابوابُ السَّماءِ فِی لَیلَۀِ القَدرِ»؛ تمام دربهای آسمان در شب قدر گشوده میشود؛ یعنی تمام حجابها برطرف میشود. در شب قدر هیچ حجابی بین عبد و ربّش نیست. البته این رفع حجاب از ناحیهٔ ربّ است؛ به این معنا که از طرف پروردگار، هیچ مانعی وجود ندارد؛ بنابراین از خصوصیّات لیالی قدر این است که هیچ حجابی در کار نیست، و اگر بنده بخواهد با پروردگارش سخن بگوید، هیچ مانعی وجود ندارد؛ لذا عبد در شب قدر باید در راز و نیاز کوشش کند و دردها و مشکلاتش را با ربّش مطرح کند و از او هم بخواهد که مشکلاتش را حل کند.
شب نوزدهم، شب تقاضای ترمیم گذشته است. امشب از خدا چه بخواهیم؟ ابتدا ترمیم بخواهیم و پس از آن، ترسیم بخواهیم. از خدا بخواهیم که سال آیندهٔمان خوب باشد. ائمهٔ معصومین(ع) در ادعیه مأثوره به ما آموخته اند که خدا را خطاب کن و بگو: «عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيئِين»؛
نه تنها خطاکاران را عقوبت نمیکنی، بلکه به ایشان احسان هم میکنی.
۱-وسائل الشیعه، ج8، ص 21
۲-بحارالانوار، ج 95، ص 389
۳-زاد المعاد، ص16-
۴-مفاتیح الجنان- لیالی القدر
Notes_230409_223446.pdf
حجم:
6.4M
نکات کلیدی وتفسیری جزء نوزدهم قرآن کریم- سوره های فرقان، شعراء و نمل
همگام با لیلالی قدر
چند فراز از دعای جوشن کبیر
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ یَا دَنَّانُ یَا دَیَّانُ یَا بُرْهَانُ یَا سُلْطَانُ یَا رِضْوَانُ یَا غُفْرَانُ یَا سُبْحَانُ یَا مُسْتَعَانُ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الْبَیَانِ
خدایا تو را بحق نامت كه مهرپیشه اى نعمت بخشى پاداش دهنده اى دلیل و راهنما ئى سلطانى خوشنود ى آمرزنده اى منزهى یاورى صاحب نعمت و اهل بیانی
یَا مَنْ تَوَاضَعَ كُلُّ شَیْءٍ لِعَظَمَتِهِ یَا مَنِ اسْتَسْلَمَ كُلُّ شَیْءٍ لِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ ذَلَّ كُلُّ شَیْءٍ لِعِزَّتِهِ یَا مَنْ خَضَعَ كُلُّ شَیْءٍ لِهَیْبَتِهِ یَا مَنِ انْقَادَ كُلُّ شَیْءٍ مِنْ خَشْیَتِهِ یَا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبَالُ مِنْ مَخَافَتِهِ یَا مَنْ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ بِأَمْرِهِ یَا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بِإِذْنِهِ یَا مَنْ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ یَا مَنْ لا یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَكَتِهِ
اى که هر چیزى در برابر عظمت وجودت فروتن هست ای که هر چیز در برابر قدرت تو تسلیم گردیده است ای که هر چیزى در برابر عزت و شوکتت ناچیز گشته است ای که هر چیز در برابر هیبتت خاضع گردیده ، اى که هر چیزى در برابر قدرتت فرمانبردار و مطیع گردیده، اى که قدرت تو کوهها را از دل زمین بیرون كشیده است اى که به امر تو آسمانها برپا گشته است و كرات به اذن تو در مدار خود مستقر گشته ، اى که رعد به لطف و احسان تو غرِّش زند، اى که بر مخلوق خود هیچ ستمی نکند.
یَا غَافِرَ الْخَطَایَا یَا كَاشِفَ الْبَلایَا یَا مُنْتَهَى الرَّجَایَا یَا مُجْزِلَ الْعَطَایَا یَا وَاهِبَ الْهَدَایَا یَا رَازِقَ الْبَرَایَا یَا قَاضِیَ الْمَنَایَا یَا سَامِعَ الشَّكَایَا یَا بَاعِثَ الْبَرَایَا یَا مُطْلِقَ الْأُسَارَى
اى آمرزنده خطاها اى برطرف کننده بلاها اى منتهاى امیدها اى دهنده بزرگ عطاها اى بخشنده هدیه ها اى روزى ده فرازه ها اى برآورنده آرزوها اى شنونده شکایتها اى برانگیزنده مردمان اى رهاننده اسیران
Notes_230411_085608.pdf
حجم:
4.6M
نکات کلیدی وتفسیری جزء بیستم قرآن کریم(۲۰)- سوره های نمل ، قصص وعنکبوت
روضه شب شهادت مولا امیرالمومنین علی(ع)
امشب شب بیست ویکم،امشب کوفه کربلاست،آروم آروم علی داره چشماشو میبنده،هی چشماشو باز میکنه،به هوش میآد از هوش میره،تنگ غروب ِ بچه ها،بیایید من و یاری بدید
حسنم حسینم
پاشید برای یتیما،سفره ی افطاری بدید ، دختر من چادرت و با اشک چشمت تر نکن
کُشتی من و با گریه ها مادر مادر مادر نکن
زهر ستم کرده اثر، چشام داره تار میبینه
زینبم
چشای تاریک بابات باز در و دیوار میبینه
تازه فهمیدم فاطمه ام چی کشید،روزای آخر دیگه چشماش نمیدید
گریه نکن تا که بگم وصیت های آخرُ
گریه نکن بذار بابات حرف بزنه،گریه ات داره من و میکُشه زینبم
گریه نکن تا که بگم وصیت های آخرُ
بریز میون کفنم خاک مزار مادر ُ
یاری کنید که پا بشم تو نفسای آخرم
مادرتون منتظر ِ باید برم باید برم
دیگه لفظ عوض شد
چیزی نمودنه تا بیام فاطمه جون کنار تو
تو اومدی و سر شده زمان انتظار تو
منتظرم بیا بشین بیا و زخمم و ببین
بذار که یاریت بکنم تا که نیفتی رو زمین
شبیهه اون روزایی که تو بودی بین بسترت
با پر معجر میگیره اشک چشام و دخترت
دوباره به هوش اومد
وصیت کربلا رو باید بگم تا بدونند
همه برن بیرون فقط حسین و عباس بمونند
این ساعات همه نگاه میکنند به لب های مبارکش،بچه های ام البنین،موالی ما،امامان ما،صاحب اختیارای ما،بچه های حضرت زهرا سلام الله علیها نشستند،همه دارند به لب آقا نگاه میکنند،نفس به شماره افتاده،آروم فرمود:چی داره داره میگه آقا/گوش و نزدیک آوردند،دیدند آروم داره میگه:"همه برن بیرون"همه بلند شدند،فرمود:"بچه های فاطمه ام بمونند"چهار تا عزیز دوردونه های بی بی نشستند،همه اومدند بروند بیرون،زیر لب آقا فرمود:"عباس"با اشاره فرمود بمون،چه خبر میخواد بشه
ای گل نازنین من شیر بچه ی ام بنین
میخوام باهات حرف بزنم پیش برادرت بشین
امشب خود علی روضه کربلا خوند
اگه ی میخوای که شاد بشه دختر شاه عالمین
عباس من تو کربلا جون تو و جون حسین
پسرم عباس
وقتی چشات تیر میخوره حرف من و بیاد بیار
به جای دستات پسرم با زانوهات تیر و درآر
یاد حرف باباش افتاد عباس تیر و مابین دو کُنده ی زانو،سر بالا کشید،کلاه خود از سرش افتاد،یه وقت سر عباس
السلام علیک یا مظلوم یا ثارالله وابن ثاره